سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش چهارم...

مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش چهارم

چکیده :شکی نیست که گسترش جنبش مبارزه مسالمت‌آمیز و مقابله با آن از طرف نظام حاکم تاثیر فراوانی بر نهادهای تابع نظام از جمله دستگاه پلیس و دستگاه امنیتی می‌گذارد. این معمولاً به متزلزل شدن استقرار نظام حاکم منجر می‌شود. علی‌الخصوص که تعداد زیادی از عناصر امنیتی در این دستگاه‌‌‌ها صدمات روحی زیادی از تیراندازی مستقیم به شهروندان‌ بی‌سلاح...


هانی نعیم
مترجم: حمزه راکب

به چالش کشیدن سیاسی، سلاحی که نظام شیوه استفاده از آن را بلد نیست

به چالش کشیدن سیاسی، خود ابزارهای درگیری را تعیین می‌کند و آن عدم استفاده از اسلحه [است] که نظام مهارت استفاده از آن را دارا می‌باشد. نبردی که مشارکت در آن برای نظام حاکم سخت می‌باشد و این همان چیزی است که باعث متزلزل شدن نهادهای نظام و همچنین به اشتباه افتادن آنها می‌شود. چیزی که رأس هرم قدرت و قاعده دور و برش را به اشتباهات بیشتر سوق می‌دهد، که باعث تضعیف نظام حاکم می‌شود. مبارزه مسالمت‌آمیز نظام را خلع سلاح می‌کند و قاعده درگیری را به استفاده از ابزارهای ناآشنا برای نظام تغییر می‌دهد و نظام به میدان جنگ می‌رود در حالی که سلاحی جز سلاح سرکوب ندارد. سلاحی که هرچه بیشتر از آن استفاده کند احتمال شکستش بالاتر می‌رود. با گلوله و سرکوب وحشیانه به استقبال شهروندان‌ بی‌سلاح رفتن از طرفی حقیقت نظام را در برابر چشمان دیگر قشرهای جامعه عریان می‌کند و از طرف دیگر همبستگی ملی میان گروه‌‌های مختلف را تشدید می‌کند. به اضافه این که باعث می‌شود مشروعیت این نظام نزد نظام‌‌های دیگر از بین برود و منجر به همبستگی و اساس همدردی و کمک این نظام‌‌‌ها به جنبش مسالمت‌آمیز در برابر این نظام بشود. نظام چیزی جز خشونت در برابر جنبش مبارزه مسالمت‌آمیز ندارد که آن هم به معنی کشیده شدن هرچه بیشتر این نظام به ورطه استفاده بیشتر از خشونت می‌باشد.

شکی نیست که گسترش جنبش مبارزه مسالمت‌آمیز و مقابله با آن از طرف نظام حاکم تاثیر فراوانی بر نهادهای تابع نظام از جمله دستگاه پلیس و دستگاه امنیتی می‌گذارد. این معمولاً به متزلزل شدن استقرار نظام حاکم منجر می‌شود. علی‌الخصوص که تعداد زیادی از عناصر امنیتی در این دستگاه‌‌‌ها صدمات روحی زیادی از تیراندازی مستقیم به شهروندان‌ بی‌سلاح می‌بیند.

همچنین اگر تعداد زیادی از این دستگاه‌ها از اطاعت از اوامر سرپیچی کنند باعث متزلزل شدن این دستگاه‌ها می‌شود. حتی ممکن است باعث استعفای تعداد زیادی از افسران و یا افراد این دستگاه بشود. همچنین این امکان وجود دارد که مجموعه‌‌ای از این افراد به شهروندان در مبارزه غیر خشونت‌‌آمیزشان ملحق شوند و این خود سقوط دستگاه‌‌های سرکوب مستقیم نظام را تسریع می‌بخشد.
نمونه این موارد در انقلاب ۲۵ ژانویه مصر به شکل آشکاری نمود پیدا کرد. به شکلی که دستگاه‌‌های امنیتی در خلال دو هفته از هم پاشید. کمااینکه تصویرها و پیام‌‌های صوتی الحاق افسران و عناصر امنیتی به جنبش اعتراضی تاثیر شدید خود را بر بقیه گروه‌‌های امنیتی گذاشت و به تسریع فروپاشی این گروه‌ها انجامید. پس نظام کاملاً ضعیف و در کمتر از یک ماه سرنگون شد.
مبارزه بدون خشونت راه را برای ملحق شدن تمام افراد و گروه‌ها در مقاومت [در برابر] نظام سرکوبگر باز می‌کند و صحنه‌‌های همبستگی ملی در میدان آزادی قاهره این موضوع را نشان می‌دهد. در خیابان همه گروه‌‌های سنی در کنار هم و حتی کودکان روی شانه‌‌های پدرانشان حضور داشتند. جوانان به سازماندهی اعتراض و کمک به بزرگسالان مشغول بودند، کارگران دوشادوش دانشجویان، کشاورزان، کارمندان و صاحبین مشاغل آزاد حضور داشتند. هر کس جایگاه خود را در نبرد علیه دیکتاتور گستاخ داشت. باید اشاره کرد مبارزه غیر خشونت‌آمیز پیچیده‌‌تر از مبارزه خشونت‌آمیز [است]. به علاوه این که شیوه‌‌های این نوع مبارزه متنوع ترند. به شکلی که این مبارزه از اسلحه اقتصادی، سیاسی و روانی(شهروندان مخالف نظام) به تمام شیوه‌‌‌ها بهره می‌گیرد. از جمله این شیوه‌‌‌ها اعتراض، اعتصاب، عدم همکاری، تحریم و بازپس گیری وفاداری خود به نظام[است].

می‌توان [حدود] ۲۰۰ شیوه از مبارزه غیر خشونت‌آمیز را یافت که اگر به شکلی دقیق و منظم و در یک استراتژی واضح به کار گرفته شوند به نتایج خوبی ختم خواهند شد. این شیوه‌‌‌ها را می‌توان در سه مجموعه تقسیم بندی کرد:
۱- اعتراض و قانع کردن
۲- عدم همکاری
۳- مداخله

اعتراض و قانع کردن غیر خشونت‌آمیز به شکل تظاهرات نمادین در رژه‌‌‌ها و راهپیمایی‌‌‌ها و تحصن‌‌‌ها نمود پیدا می‌کند و ۴۵ شیوه دارد. اما عدم همکاری به سه مجموعه کوچک تقسیم می‌شود. عدم همکاری اجتماعی ۱۶ شیوه، عدم همکاری اقتصادی مثل تحریم ۲۳ شیوه و عدم همکاری سیاسی ۳۸ شیوه[دارد].

و اما در مورد مداخله غیر خشونت‌‌آمیز.
این نوع مبارزه شامل شیوه‌‌های روحی، جسمی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی [است]؛ مثل اعتصاب غذا و اشغال غیرخشونت‌آمیز مراکز تابع نظام. به علاوه تاسیس یک دولت موازی که جایگزین دولت تابع نظام می‌شود. عدد شیوه‌‌های این نوع مبارزه به ۴۵ می‌رسد.

عدم خشونت، مبارزه همگان

شیوه‌‌های مبارزه غیر خشونت‌آمیز بعضاً به این نیاز دارد که مردم دست به کارهایی بزنند که به آن نیاز ندارند. مانند توزیع اعلامیه‌ها، راه‌اندازی چاپخانه‌‌های زیرزمینی، اعتصاب غذا، نشستن در خیابان‌ها جهت مختل کردن حرکت روزانه که تفسیری از عدم همکاری با نظام می‌باشد. البته مبارزه غیرخشونت‌آمیز از مردم می‌خواهد زندگی عادی خود را به شیوه‌‌های مختلفی ادامه دهند. برای مثال از آنها خواسته می‌شود به جای اعتصاب به محل کار خودشان بروند با این شرط که کار خود را با کندی و فعالیت کمتر در مقایسه با روزهای عادی انجام دهند.

این که فعالیت‌‌های اعتراضی به زندگی روزانه مردم شبیه‌‌تر باشد و این که آنها این توانایی را داشته باشند که در آن شرکت کنند دو امری است که باعث می‌شود مشارکت در مبارزه آزادسازی کار ساده‌‌ای برای آنها باشد. این باعث می‌شود افراد بیشتری به امر مبارزه آزادسازی وارد شوند. برعکس مبارزه خشونت‌آمیز به قشر خاصی محدود می‌شود که آن کسانی هستند که قادر به تحمل بار سنگین مبارزه نظا‌‌می ‌باشند. گذشته از این، پیروزی این قشر خاص پیروزی همگان تلقی می‌شود و این معمولاً منجر به تاسیس یک نظام امتیازاتی برای این مجموعه کوچک می‌شود. حتی اگر از سلب رسیدن یک مجموعه نظا‌‌می‌به قدرت بگذریم، چیزی که در قسمت سابق به آن پرداختیم. از طرف دیگر حفظ نظم و انضباط غیرخشونت‌آمیز به رغم همه تحریک‌ها و اعمال خشونت‌آمیز نظام، ضروری می‌نماید و این کلید پیروزی است. خیلی مهم است که جنبش مخالف نظام در مسیر چالش‌‌های سیاسی به مسئله عدم کشیده شدن در پرتگاه خشونت تکیه کند.
و این[کشیده شدن به خشونت] چیزی‌‌‌‌ست که به ضرر این جنبش‌ها تمام خواهد شد. علی‌الخصوص که این مسئله به نظام این فرصت را می‌دهد که از شیوه‌‌‌هایی استفاده کند که در آنها دست بالا را دارد و آن جنگ نظا‌‌می‌است.
از طرفی دیگر تمام اعمال سرکوبگرایانه و خشونت‌آمیز نظام علیه مبارزین و کنش گران مسالمت‌آمیز بازتاب منفی برای نظام دارد. از جمله شکاف در جبهه نظام و همچنین حصول تایید و کمک برای جنبش غیر خشونت‌آمیز از طرف قشرهای مختلف که معمولاً در جنبش علیه نظام شرکت نکرده بودند و یا بعضی مواقع تایید کننده نظام بودند.

تجارب مبارزاتی متفاوت به این مسئله اشاره می‌کند که به رغم چالش سیاسی، قربانیانی چه زخمی و چه کشته خواهد داشت، اما تعداد آنها در مقایسه با جنگ نظا‌‌می‌کمتر است. جنگ نظا‌‌می‌که معمولاً به عملیات هجوم و فرار بین مخالفین و در نهایت وارد شدن به چرخه تمام نشدنی خشونت منجر می‌شود و چه بسا دهه‌ها طول بکشد. واضح‌ترین مسائل برای این مسئله همان انقلاب لیبی می‌باشد و توانایی رژیم دیکتاتور در [کشاندن] انقلابیون به خشونت و تبدیل انقلاب به جنگ داخلی که معلوم نیست چه زمان به پایان می‌رسد. باید به این مسئله اشاره کرد که عدد قربانیان مبارزات مسالمت‌آمیز ضد نظام ۲۰۰۰ نفر می‌باشد اما هنگا‌‌می‌که انقلاب غیر خشونت‌آمیز به انقلاب خشونت‌آمیز کشیده شد این عدد به ده‌ها هزار نفر افزایش یافت واین خود نشان دهنده حجم عظیم خسارت‌‌‌هایی است که مخالفین نظام متحمل می‌شوند.
اما در رابطه با تاثیرات مثبت عدم خشونت می‌توان [مواردی] را نام برد.

۱- انباشت تجربه مبارزاتی در نتیجه اعتماد به نفس بیشتر نزد شهروندان در رابطه با تهدیدات نظام حاکم و به چالش کشیدن قدرتش در تحمیل شیوه‌‌های غیرخشونت‌‌آمیز.
۲- امکان بهره گیری این مبارزه جهت تاکید بر بکار گیری آزادی‌‌های عمو‌‌می‌مانند آزادی تالیف، آزادی بیان، تاسیس موسسات، آزادی تجمعات جهت رویارویی با سلطه سرکوبگرایانه نظام.
۳- مبارزه غیر خشونت‌آمیز به احیا و تقویت مجموعه مستقل کمک می‌کند. به علاوه به دست زدن به یکسری ابتکارات مدنی که نقش تعیین کننده‌‌ای در تقویت توانایی شهروندان در برخورد با نظام دیکتاتوری و همچنین وضع یکسری قید و بند برای سلطه‌‌ای که بعد از آن نظام می‌آید منجر می‌شود.
۴- شهروندان می‌توانند به واسطه ابزارهای مبارزه غیر خشونت‌آمیز به جمع کردن نیروهای خود در برابر اعمال سرکوبگرایانه پلیس و یا دستگاه‌‌های امنیتی بپردازند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.