سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بزرگترین تفاوت بین شوروی و جمهوری اسلامی...

بزرگترین تفاوت بین شوروی و جمهوری اسلامی

چکیده :در ایران، به نظرم رأس نظام کاملاً متوجه خطر حضور اصلاح‌طلبان واقعی در دولت و حکومت شده و از مدتی پیش کمر به حذف آنها بسته است و انصافاً هم در این کار موفقیت فوق‌العاده‌ای داشته است. یعنی با حذف اصلاح طلبان واقعی و میدان دادن محدود به اصلاح طلبان قلابی، از قبیل جناب ...و احزاب قلابی اصلاح‌طلب عملاً کاری کرده که مردم کلاً از اصلاح‌طلب‌ها قطع امید کنند و سرمایهٔ اجتماعی اصلاح‌طلبان کلاً بر باد...


بیژن اشتری

من دربارهٔ شباهت‌های رژیم کمونیستی شوروی و جمهوری اسلامی زیاد نوشته‌ام.
اخیراً یکی از دوستان از من پرسید شباهت‌ها را می‌دانیم اما بگو به نظرت بزرگترین تفاوت بین این دو حکومت چیست؟

به نظرم بزرگترین تفاوت بین این دو، وجود عناصر اصلاح‌طلب واقعی در حکومت شوروی و فقدان این عناصر در حکومت جمهوری اسلامی است.

موقعی هم که می‌گویم حکومت منظورم کلیت نظام، یعنی دولت به اضافهٔ حکومت است.

در حکومت کمونیستی شوروی، در سال‌های پایانی، گرچه تعداد اصلاح‌طلبان کم بود اما مناصب مهمی را در حزب و دولت اشغال کرده بودند…

«گورباچف» که ریاست رژیم شوروی را برعهده داشت خودش یک کمونیست اصلاح‌طلب بود که میخواست آموزه‌های اصیل لنینیستی را احیا کند…

در کنار گورباچف آدمی مثل «آلکساندر یاکوفلف» قرار داشت که مغز اصلاحات و موتور فکری آن بود و به این دو نفر باید «شواردنادزه» را هم اضافه کرد که وزیر امور خارجهٔ شوروی بود.

این سه نفر در واقع شکاف اصلی را در حاکمیت شوروی ایجاد کردند، شکافی که منجر به فروپاشی رژیم شد هر چند خواستهٔ آنها نه براندازی که اصلاحات بود..

اما در ایران، به نظرم رأس نظام کاملاً متوجه خطر حضور اصلاح‌طلبان واقعی در دولت و حکومت شده و از مدتی پیش کمر به حذف آنها بسته است و انصافاً هم در این کار موفقیت فوق‌العاده‌ای داشته است.

یعنی با حذف اصلاح طلبان واقعی و میدان دادن محدود به اصلاح طلبان قلابی، از قبیل جناب …و احزاب قلابی اصلاح‌طلب عملاً کاری کرده که مردم کلاً از اصلاح‌طلب‌ها قطع امید کنند و سرمایهٔ اجتماعی اصلاح‌طلبان کلاً بر باد برود.

خلاصه رأس رژیم هوشمندانه اصلاح‌طلبان واقعی را از درون نظام و دولت پاکسازی و حذف کرده و در واقع خودش را منسجم و قدرتمند کرده است…

«ساموئل هانتینگتون» معتقد است یک شرط لازم برای فروپاشی یک حکومت اقتدارگرا وجود عناصر اصلاح‌طلب در این نوع حکومت‌هاست، عناصری که خواسته و ناخواسته با فعالیتشان بتوانند موجب شکاف در حاکمیت و ریزش نیروهایش بشوند…

به نظر من، رأس نظام کاملا نسبت به این خطر آگاهی کامل و دقیقی داشته و این راه را بسته است. این به نظرم بزرگترین تفاوت این دو رژیم است.

البته بستن این راه الزاماً به معنی بیمه شدن چنین حکومت‌هایی نیست که این خودش البته داستان جداگانه‌ای دارد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.