سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

افسانه‌های ارزی!

چکیده :اصل ماجرای ارز ۴۲۰۰تومانی هم آن نیست که گفتند. اول اینکه روز اول اعلام آن توسط جهانگیری همه مقامات به خط شدند و از آن دفاع کردند. الان صف کشیده‌اند و میگویند موافق نبوده‌اند. واقعش این است که فرمول تعیین رقم ۴۲۰۰تومان به ازای هردلار نیز جعلی...


چند روز پیش، یک شخص باسواد و موجه در انتقاد از وضع کشور به این نیز اشاره کرد که سوء‌استفاده‌کنندگانی ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفته‌و در بازار آزاد فروخته‌اند. اولین بار نیست که این داستان عوام پسند بر زبان آگاهان می‌آید. حساب حکومتیها که پشت این افسانه چیزهای مهمی را پنهان میکنند جداست، ولی ظاهرا خیلی از اشخاصی که انتظار نمیرود نیز این قصه را باور کرده‌اند. اما ماجرا اصلا این نیست.

تخصیص ارز به اشخاص و شرکتهای وارد کننده کار پیش پا افتاده‌ای نیست. تقاضای واردات براساس مکاتباتی با یک بانک خارجی برآورده میشود. مختصر معمولش این است که پس از طی مراحل اولیه و ارائه پیش فاکتور خارجی، واردکننده ازطریق بانک خودش پول ارز تخصیصی را متعهد میشود و امکان پرداخت ارزی پیدا میکند. سپس بر اساس نوع قراردادخرید ، مثلا پرداخت بهای کالاهنگامی که محموله ازکارخانه خارج شد و یاهنگامی که به بندر رسید بانک ایرانی ارز را به بانک فروشنده خارجی منتقل میکند. یعنی اصلا ارز دست کسی داده نمیشود که در بازار بفروشد. البته امکان زدوبند با تامین کنندگان خارجی وجود دارد، ولی پروسه دریافت ارز دست یک نفر نیست که قابل کنترل نباشد که کی بوده و چه کرده. به خاطر تحریمها هم یک سری خریدهای حواله ای هست که اگرتقلبی در آنها صورت گیرد پای بانکها و مقامات در آن هست وگرنه ارزی را نمیتوان جابجا کرد. بنابراین داستان ارزگرفتند و دربازار آزاد فروختند انحرافی و خررنگ کن است.

اصل ماجرای ارز ۴۲۰۰تومانی هم آن نیست که گفتند. اول اینکه روز اول اعلام آن توسط جهانگیری همه مقامات به خط شدند و از آن دفاع کردند. الان صف کشیده‌اند و میگویند موافق نبوده‌اند. واقعش این است که فرمول تعیین رقم ۴۲۰۰تومان به ازای هردلار نیز جعلی است. نقل رسمی اش این است که میگویندجوانک کم‌سوادی که برادر معاون وزیر خارجه هم بوده در بانک مرکزی براساس یک جمله شایع در روزنامه ها (نرخ ارز واقعی هرسال از ضرب مابه‌التفاوت نرخ تورم خارجی و داخلی درنرخ سال پیش بدست میآید) این عدد را به دست جهانگیری داده که فقط نصف آن واقع است: تعیین این نرخ درست زمانی صورت گرفت که ترامپ دراوایل ۹۷تحریمها و تهدید بانکها را درمورد انتقالات مرتبط با ایران شروع کرد. عقل ملی و غیرخبیث در آن مقطع حکم میکرد حکومت محکم درخزانه را بگیرد چون دوران سختی آغاز میشد. عقل غیرملی وکج‌دست که از جای دیگر فرمان میدادتوصیه میکرد عوامل تامیتوانندبا نرخ پایین ارزخارج کنند برای همه انواع هزینه های پنهان. به همین خاطر بود که در دوران اوج تخصیص (فروردین و اردیبهشت ۹۷) وقایع عجیبی رخ داد. شرکتهای و اشخاص مجهول‌الهویه که محل کار هفتگی اجاره کرده بودند ، اوراق جعلی داشتند و کسی سوالات زیادی از آنها نمیکرد متقاضی ارز خارجی شدند و همینها هستند که گفته میشود پول را برده اما کالا وارد نکرده‌اند. اماباور کردن بی هویت بودن آنها نیز ساده‌انگارانه است. میتوان پرسید بهای ارز دریافتی این اشخاص از کجا واریز شده است ؟برای دریافت ۱۰۰ میلیون دلار ارز باید ۴۲۰ میلیارد تومان پرداخت میشده ، آیا میتوانید در ایران این مقدار پول در حساب داشته باشید و دستگاه امنیت کاری به هویت‌تان نداشته باشد؟ جوابش یک نه محکم است.

داستان کارت بازرگانی کارتن خواب ها هم در ابعادی با حجم تجارت خارجی از اساس بی‌بنیاد است. میتوان با کارت ملی یک کارتن‌خواب خریدوفروشی کرد و به خاطر کندی سیستم مالیاتی در رسیدگی آن بدبخت را گرفتار کرد و از دادن مالیات در رفت، ولی نمیتوان باکارت بازرگانی کارتن‌خواب صادرات و واردات کرد و از چشم دستگاه امنیت و سیستم گمرک و ناظران نظام توزیع پنهان ماند… این افسانه‌پردازیها، میخواهدچیزهایی را از چشم ما پنهان کند: چپاول سیستماتیک و داستانسرایی تلویزیونی به موازات هم جلو میروند!

اما فقط افسانه‌ها نیستند که با هدف پنهان‌سازی چپاول ساخته میشوند. سیاستهای رسمی هم در همین جهت حرکت میکنند. نپیوستن به کنوانسیونهای جهانی ردگیری حرکت پول(مثلا اف‌ای‌تی‌اف) با همین هدف رذیلانه صورت میگیرند،درحالیکه کارکرد آنهاجلوگیری از این غارتهااست و در آنها هم افسانه‌سرایی هست. مثلا اینکه این خارجیها میخواهند از کارما سردربیاورند و جاسوسی کنندو… راستش آنها از درون اتاقهای دربسته ماهم خبرها دارند و تا به حال نشده کاری کنیم که آنها ردش را نزنند. مساله فقط این است که انتقالات غارتگرانه باید پنهان بمانند.

آنچه در مقابل چشمان ما بویژه در تلویزیون جریان دارد روکردن پرونده تاجران متقلبی است که در بخش خصوصی غیرخودی و در شراکت با مباشران درجه‌سوم حکومت از کانالها، سوراخها و نقب‌های تعبیه و یا به عمد دیده نشده بدون اجازه به نفع خودشان حسن‌استفاده کرده‌اند! آنها را دراز میکنند، اما… بخش اعظم این کوه یخ از چشم ما پنهان است و قرار است پنهان بماند./ جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.