سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

می‌لرزید؛ نه از ترس، که از ظلم…

چکیده :در روزگاری که بسیاری از نام‌ها و اسم‌ورسم‌دارها نظاره‌گر درد ورنج مردمان این سرزمین‌اند و زانوی عافیت در بغل گرفته‌اند؛ آیت‌الله صانعی که خدایش او را قرین رحمت خود کند، کورسوی امیدی بود که نفس و سخن و اعتراض‌اش به کژی‌ها و پلشتی‌ها و کج‌سلیقگی‌ها مایه تسلی...


مجید یونسیان

خبری ناگهانی، کوتاه و دردناک. گرچه همه ما به حکم تقدیر الهی وقانون طبیعت روزی به دنیا می‌آییم و روزی هم خواهیم مرد؛ اما بعضی از خبرها گاه آنقدر دردناک و ناگهانی است که آرزو می‌کنی، گوش‌هایت نشنود و چشم‌هایت نبیند تا بر باورت ننشیند.

در گذشت آیت‌الله یوسف صانعی از زمره این خبرهاست. در روزگاری که بسیاری از نام‌ها و اسم‌ورسم‌دارها نظاره‌گر درد ورنج مردمان این سرزمین‌اند و زانوی عافیت در بغل گرفته‌اند؛ آیت‌الله صانعی که خدایش او را قرین رحمت خود کند، کورسوی امیدی بود که نفس و سخن و اعتراض‌اش به کژی‌ها و پلشتی‌ها و کج‌سلیقگی‌ها مایه تسلی بود.

آیت‌الله صانعی مردی از تبار دینمداران مردم‌گرا بود که دین برایش نه دکان بود و نه نردبان ترقی، نه از نقد ناقدان گریزان و ترسان بود و نه از نهیب قدرقدرتنان تنش می‌لرزید.

بارها لرزش صدای او را شنیدیم و دیدیم؛ اما نه از ترس پلیدیان، بلکه از ظلمی که بر مردم می‌شد، از ستمی که بر دین می‌شد.

آیت‌الله صانعی متعلق به نسلی از روحانیت حوزه است که چون بزرگی دیگر، مرحوم آیت‌الله منتظری، از دین و روحانیت و انقلاب تلقی متفاوتی داشت و همه اینها را ابزاری برای آزادی، رستگاری و رهایی مردم و جامعه می‌دانست.

او تا آخر بر این باور خود پایدار ماند و عاقبت‌به‌خیر شد و در ذهن جامعه، حافظه تاریخی و قلب مردم آزادمنش ایران به نیکی باقی خواهد ماند. / راهبرد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.