سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » این تجربۀ شوم تا کی باید ادامه یابد؟...

این تجربۀ شوم تا کی باید ادامه یابد؟

چکیده :اصل موضوع تاریخ خلفای راشدین بکر و بدیع نیست و کتاب‌ها در این موضوع نوشته شده است. آنچه تازه است چشم‌انداز و روش روایت محمدعلی موحد است. موحد معمولاً موضوعاتی را برای تحقیق انتخاب می‌کند که گره‌ای از کار فروبستۀ جامعه بگشاید و چراغی پیش پای اهل زمانه قرار بدهد. در این کتاب هم چنین...


میلاد عظیمی

این حکایت نیست پیش مرد کار
وصف حال‌ست و حضور یار غار

استاد محمدعلی موحّد در تازه‌ترین کتاب خود در کشاکش دین و دولت بحثی دیرین و معضلی مزمن را به میان کشیده است؛ رابطۀ میان دین و دولت. موحّد این موضوع زنده و جذاب را در چشم‌انداز وقایع عصر خلفای راشدین بررسی و روایت کرده است؛ در سی سال خلافت ابوبکر، عمر، عثمان و علی(ع)؛ عصری که مسلمانان آن را دوران آرمانی و مقدس تاریخ اسلام می‌دانند.

اصل موضوع تاریخ خلفای راشدین بکر و بدیع نیست و کتاب‌ها در این موضوع نوشته شده است. آنچه تازه است چشم‌انداز و روش روایت محمدعلی موحد است. موحد معمولاً موضوعاتی را برای تحقیق انتخاب می‌کند که گره‌ای از کار فروبستۀ جامعه بگشاید و چراغی پیش پای اهل زمانه قرار بدهد. در این کتاب هم چنین است. این کتاب تاریخ عصر خلفای راشدین نیست؛ قصۀ تاریخ خلفای راشدین پیمانه‌ای شده برای نمایاندن این معنی که «سلطنت و دیانت با هم تباین ذاتی دارد» و «طبع سلطنت با طبع دیانت وفق نمی‌دهد». این نظر را ایشان در آثار دیگر خود نیز بیان کرده است (برای مثال نک: ابن بطوطه، طرح نو، صص۳۳۴-۳۴۶).

موحد در این کتاب نشان می‌دهد که خلاف تصور رایج مؤمنان، سیاست در عصر خلفای راشدین درعمل قدسی نبود. عرفی بود و لاجرم آغشته و آلوده به لوازم هر سیاست عرفی دیگر؛از قتل و ظلم گرفته تا دروغ و دزدی. نکته این بود که برای کارهایشان توجیه شرعی می آوردند. در نگاه موحد نهاد خلافت عملا معطوف بود به ریاست و امارت دنیایی و نه مرجعیت دینی. خلافت محصول توازن قدرت سیاسی قبیله‌ها بود نه نصیبه و حکم الهی. از همان روز سقیفه که ابوبکر به خلافت برگزیده شد محاسبه‌گری‌های دنیایی و عرفی مبنای کار بود. ابوبکر خلیفه شد چون قدرت می‌بایست در دستان قریش که مهتر قبایل عرب بود بماند و این البته خلاف آموزه‌های قرآنی بود که معیار برتری و مهتری را تقوا و عمل صالح معرفی می‌کرد. جنگ‌های ردّه در دوران ابوبکر هم بیشتر نبرد با مرتدان سیاسی بود تا مرتدان عقیدتی. دعوا بر سر پرداخت نکردن زکات بود. در زمان خلفای بعدی نیز چنین بود. با سرازیر شدن سیل غنایم حاصل از فتوحات برق‌آسا، جامعۀ مسلمانان دستخوش تحول شد. صحابۀ زاهد و عابد خلاف سیرۀ پیامبر در ثروت و رفاه غرق شدند. دین بر سر زبان‌ها بود و نه در میان جان‌ها. ماهیت حکومت و خلافت هم به‌تدریج تغییر کرد و سکولارتر شد. نهادهای حکومتی تازه بر مبنای نهادهای موجود در کشورهای فتح شده بخصوص ایران سامان یافت. مسائل تازه‌ای مطرح شده بود. نظام دیوان‌سالاری جدید مسلمانان از دین نجوشیده بود. ایرانی بود. عرفی بود.

موحد می‌گوید نتیجۀ قدسی‌دیدن نهاد عرفی حکومت و حاصل درآمیختن دین با سیاست در عصر خلفای راشدین این شد که در کشاکش دین و دولت، میان مردم اختلاف افتاد. جنگ داخلی درگرفت. عثمان را شورشیان کشتند چون اعتقاد داشتند خلاف قرآن و حکم دین عمل کرده است. علی(ع) هم که حکومتش را بر مبنای عمل صادقانه به قرآن و سنت پیامبر بنا کرده بود، تقیدش به شرع و تقوا اجازه نمی‌داد مانند مخالفانش برای نیل به قدرت و پیروزی دست به هر اقدامی بزند و دستش بسته ماند. در حالی‌که معاویه به نام دین دست به هر بی‌رسمی می زد. در دوران خلافت علی(ع) مسلمان با مسلمان جنگید و جوی خون به راه افتاد. جنگ صفین و ماجرای قرآن برسرنیزه کردن و حکمیت اوج حیرانی مسلمانان بود. پدیدۀ خوارج فرزند صفین بود؛ خشک‌مقدسانی ظاهربین و خشن و آنارشیست که با اصل نهاد حکومت مخالف بودند و علی(ع) و معاویه را کافر و واجب‌القتل می‌دانستند. در این هنگامه عدۀ بسیاری از مردم سردرگم و سیاست‌گریز و بی‌عمل شدند. با شهادت علی(ع) طومار «خلافت» درهم‌ پیچیده شد و «سلطنت» معاویه و بنی‌امیه سر برآورد و تثبیت شد؛ این یعنی عدالت، مساوات ، دلسوزی و التزام به قانون عملاً از شرایط شایستگی حاکم برای رهبری حذف شد. یعنی دین دنباله‌روی سیاست و ابزار سیاست شد. با گسترش پریشانی و خشونت و ناامنی مردم ماندند و دوراهی انتخاب میان معاویه سلطان مستبد و خوارج خشن تندرو؛ بالاجبار مردم جانب استبداد را گرفتند زیرا ملایم‌تر و معتدل‌تر از خوارج بود و هر روز به شکلی بت عیار برآمد.

حرف آخر و سخن تمام موحد در کتابش این است: « خارجی‌گری کهن محصول سردرگمی و گیرکردن در بن‌بست‌های حاصل از برخورد دین و سیاست بود؛ خارجی‌گری نو نیز همان است. خارجی‌گری کهن جذابیتی برای افراد پرشور و خام داشت ولی برای جامعه چیزی جز اختلال و ناامنی و ویرانی و قساوت و فقر پیشنهاد نمی کرد؛ لاجرم مردم شرّ کمتر را برگزیدند و ماجرا به نفع بنی‌امیه و حکومت‌های جابر خودسر تمام شد. امروز نیز مردم لیبی و مصر و شام و عربستان و… در برابر این طوفان نکبت و فلاکت چاره ای جز چسبیدن به دامن حکومت‌های فاسد سرکوبگر ندارند. این تجربه شوم تا کی باید ادامه یابد؟».


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.