سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ایران دیروز و تجربه‌های امروز

چکیده :اما آنچه باید مورد توجهِ مسئولان قرار گیرد، حضورِ مردم در خیابان است. اعتراض‌های ادامه‌دارِ کارگران، معلمان، بازنشستگان و دانشجویان در چند سال اخیر و بحرانِ اقتصادیِ ناشی از شرایطی که بیماری کرونا به وجود آورده است، جملگی هشدارهایی جدی هستند به دستگاه حاکمه برای التفاتِ عاجل به حلِ بحران‌هایی که جامعه را مستأصل کرده...


سیدعلی هاشمی

شاید اگر سخنرانیِ چند روز پیشِ رهبری نبود نوشتنِ این یادداشت کماکان به تأخیر می‌افتاد اما سخنِ ایشان که «دشمن می‌خواهد مردم را آشفته کند تا در خیابان‌ها در مقابل حکومت بایستند»، حلقۀ وصلِ تأملاتِ امروز با وقایع گذشته گردید.

یرواند آبراهامیان در کتابِ «مردم در سیاست ایران»، می‌گوید ایرانی‌ها از گذرِ تجربیاتِ تاریخیِ خودشان، به سیاستِ خیابان روآوردند. آبراهامیان در یک سِیرِ تاریخی از اعتراض به ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۰ تا ملی شدنِ صنعت نفت در سال ۱۳۳۲ را نقل می‌کند و نقشِ راهپیمایی و حضورِ خیابانیِ مردم را در عقب راندنِ حاکمان و حکومت‌های وقت می‌کاوَد و نظرِ کسروی مبنی بر نقشِ کلیدیِ مداخلاتِ تودۀ مردم در تاریخِ متأخر ایران را به آن می‌افزاید تا مخاطبِ ایرانی را به این واقعیت رهنمون کند که برای حکومت‌های ایران، خطرِ خیابان و حضور مردم در آن، از تهدید خارجی جدی‌تر بوده است.

وی در این کتاب دربارۀ انقلاب ۵۷ می‌نویسد: «جنگ، قحطی و قیام‌های دهقانی را، اغلب قابله‌های انقلاب می‌خوانند. در ایران خبر از هیچ‌کدامِ این پدیده‌ها نبود.»
در بخشی دیگر، یادداشت‌های روزانۀ مأمورِ ام‌آی۶ در تهران دربارۀ انقلاب را می‌آورد که: «دلیلِ پیروزی انقلاب، جنبشِ مردمیِ وسیعی بود با زور و خشمش، زبان و تصوراتش».
نیز نقلی از میشل فوکو در همین بستر که: «جمعیتِ دستِ‌خالی مثل یک جزومدِ انسانی عمل می‌کرد».
همچنین روایتِ نیویورک‌تایمز را بازتاب می‌دهد که قصدِ این موجِ شورشی را برانداختنِ یکی از حاکمانی می‌خوانْد که به‌نظر در زمرۀ «پایدارترین‌ها» بود.

دیدگاهِ چارلز کورزمن در کتابِ «انقلابِ تصورناپذیر در ایران» را نیز می‌آورد که می‌گوید: «به نسبتِ همۀ تحولاتِ سیاسیِ دیگرِ تاریخ (انقلاب‌های فرانسه و روسیه)، انقلابِ ایران بیشترین میزانِ مشارکتِ مردمی را داشته و قالبِ این مشارکت هم مشخصاً اعتراضات خیابانی بوده است.»

نقلِ این شواهد و نظرات، صرفاً برای تحلیلِ شرایط کنونی است و نه مشابه‌سازیِ تاریخی. چرا که، به گواهِ آبراهامیان، ایران در آستانهٔ انقلاب (به‌ویژه از مهر ۵۶ تا بهمن ۵۷)، فاقدِ بحران‌های اقتصادی بود، حال‌آن‌که امروز، چالش‌ها و بحران‌های اقتصادی‌ چه‌بسا کیانِ حاکمیت را تهدید می‌کنند و آن‌چنان جدی و در شُرفِ تحول از نگرانی‌های ذهنی به عینی هستند که حتی رهبری نیز اشاره به اثراتِ این چالش‌ها را ضروری می‌داند و آن را برنامهٔ دشمنان برای خسته کردن و به ستوه آوردنِ ملت و تحمیلِ تابستانِ داغ به حکومت برمی‌شمرد.

اما آنچه باید مورد توجهِ مسئولان قرار گیرد، حضورِ مردم در خیابان است. اعتراض‌های ادامه‌دارِ کارگران، معلمان، بازنشستگان و دانشجویان در چند سال اخیر و بحرانِ اقتصادیِ ناشی از شرایطی که بیماری کرونا به وجود آورده است، جملگی هشدارهایی جدی هستند به دستگاه حاکمه برای التفاتِ عاجل به حلِ بحران‌هایی که جامعه را مستأصل کرده است.

مستأصل از تحملِ فشارهای سالیانِ اخیر که بخش بزرگی از طبقهٔ متوسط را فقیر کرده و طبقهٔ فقیرِ سابق را زیرِ خطِ فقر غرق کرده و با فقرا آن کرده که چنگیز با خراسان.
تحریم و ناکارآمدی و فساد، نه فقط رفاهِ نیم‌بندِ ایرانیان را به تاراج برده که حتی تلاش برای نِیل به حداقل‌های زندگی را نیز بی‌ثمر کرده‌ است و در شرایط فعلی، تاریخ شاهدِ تقلّای یک ملّت برای بقاست.

آبراهامیان در بررسیِ انقلاب ۵۷ می‌نویسد: «غالبِ اقشارِ جامعهٔ ایران مخالفِ حکومتِ پیشین بودند اما عمدهٔ نیروی ویرانگری که حکومت را سرنگون کرد متشکل از جوانانی شهری بود از خانواده‌هایی متعلق به طبقهٔ کارگر و طبقهٔ متوسطِ روبه‌پایین. محرومان، ستم‌دیدگان، دوزخیانِ زمین.»

بی‌شک نهادهای دولتی و حاکمیتی، از ترکیبِ جمعیتیِ معترضانِ ۹۶ و ۹۸ و طبقهٔ اقتصادی آنها آگاه‌اند.
آنها به‌خوبی تفاوتِ شرایط ایران در آستانهٔ انقلاب ۵۷ و دی ۹۶ و آبان ۹۸، یعنی وخامتِ اقتصادی و نقشِ پر رنگ و تعیین‌کنندهٔ طبقهٔ کارگر و طبقهٔ متوسطِ روبه‌پایین را در اعتراض‌ها می‌دانند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.