سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » قدرت بی قدرتان، مانیفست دگر اندیشان(۳)...

قدرت بی قدرتان، مانیفست دگر اندیشان(۳)

چکیده :با جلوگیری از امکان تاثیر گذاری مستقیم بر اجتماع، ساختارهای موازی و فرهنگ ثانوی شکل می گیرد. در پی آن نوعی زندگی سیاسی موازی نیز پدیدار می شود. یکی از رسالت های جنبش های دگر اندیشی پشتیبانی از این ساختارها و کمک به گسترش آن بوده است. کامیابی جنبش در این راه به پایبندی به اصل برابری، طرد نکردن و نفی خشونت بستگی دارد....


سیدعلی میرموسوی

جنبش دگر اندیشی، چه افقی در پیش رو دارد و چگونه به اهداف خود دست می یابد؟ پاسخ این پرسش به تحلیل نیرو و منبع قدرت آن نیاز دارد. این جنبش نیروی خود را از گرایش به زیستن در دایره حقیقت می گیرد، که لایه اصلی وجود انسانی بوده و با زیستن در چنبره دروغ از آن بیگانه شده است. عرصه جنب و جوش این قدرت، سپهر پنهان زندگی واقعی است که نظام بر آن سرپوش گذارده است، ولی از آن احساس خطر می کند. دامنه آن با تعداد پیروان، رای دهندگان و سربازان سنجش پذیر نیست، زیرا در لابلای ستون پنجمی که همان آگاهی اجتماعی و اشتیاق سرکوب شده انسان ها برای دست یافتن به کرامت و حقوق بنیادین شان است، پراکنده شده است.
این قدرت وارد درگیری مستقیم با قدرت رسمی برای رسمیت یافتن نمی شود، ولی با تقویت حضور خود در سپهر پنهان زندگی، می تواند همچون باکتری یا ویروس ناگهان حمله کند و آن را از پای در آورد. در جریان جنبشی اجتماعی، رخ دادهای سیاسی، شروع ناگهانی نا آرامی ها، تضاد در ساختار قدرت یا تحولی مهار ناشدنی در جو اجتماعی و فکری خود را آشکار می کند. کم و کیف و دامنه آن قابل پیش بینی نیست و به لحظه ای بستگی دارد که کاسه صبر مردم فرو ریزد؛ لحظه ای که هیچ گاه روشن نیست. بی گمان این وضعیت، افقی امید بخش فرا روی جنبش ترسیم و رمز و اصول موفقیت آن مشخص می کند.

جنبش به جای تاثیر گذاری مستقیم بر ساختار قدرت، تاثیر گذاری بر جامعه و دفاع از حقوق مردم را در اولویت قرار می دهد و با گرفتن این نقد، دست از آن نسیه برمی دارد. دفاع از اهداف زندگی و انسان ها واقع بینانه تر است چون هم در دسترس و هم مردمی تر و هم منطقی تر است. این نوع دفاع برنامه مطلوب و مثبتی است چون سیاست را به نقطه آغازین آن؛ یعنی افراد می راند. این کار فضایی که زیستن در دایره حقیقت را مقدور می کند گسترش می دهد و اعتماد بنفس شهروندان را بالا می برد. افزون بر این زمینه گردآمدن نیروهای سیاسی و غیر سیاسی با برداشت های متفاوت در زیر یک چتر را فراهم می آورد. برای مثال منشور ۷۷، جمعی با گرایش های گوناگون را در و اکنش به محاکمه ناعادلانه یک گروه گمنام و غیر سیاسی موسیقی گرد آورد. منشور حاصل وقایع آشکار سیاسی و تضاد میان برداشت های سیاسی رقیب نبود، بلکه ائتلافی برابر و باز بر روی همگان بود که با کنارگذاردن اصل طرد امکان پذیر شد و اگر حس همبستگی میان گروه های متفرق نبود پا به عرصه وجود نمی گذاشت.

با جلوگیری از امکان تاثیر گذاری مستقیم بر اجتماع، ساختارهای موازی و فرهنگ ثانوی شکل می گیرد. در پی آن نوعی زندگی سیاسی موازی نیز پدیدار می شود. یکی از رسالت های جنبش های دگر اندیشی پشتیبانی از این ساختارها و کمک به گسترش آن بوده است. کامیابی جنبش در این راه به پایبندی به اصل برابری، طرد نکردن و نفی خشونت بستگی دارد. افرادی که در این راه دست به اعمال مبتکرانه مستقل می زنند، در لباس منجی ظاهر نمی شوند؛ نقش نیروهای پیش رو اجتماعی یا نخبگانی را بازی نمی کنند که گویی بهترین راه را می شناسند و وظیفه آن ها آگاهی توده های نا آگاه است. نه در سودای هدایت و رهبری دیگرانند و نه به برکناری قدرتمندان و نشستن به جای آنان می اندیشند. مخاطب اصلی آنان سپهرهای پنهان جامعه است و ربطی به مقابله با رژیم در سطح واقعی قدرت ندارد.

در جنبش دگر اندیشی دفاع از انسان ها در قالب دفاع از حقوق بشر انجام می شود، بنابراین کار آن ها بر رعایت اصول قانونی استوار است. آنان نه تنها بر قانونی بودن فعالیت خود تاکید می کنند، بلکه یکی از اهداف اصلی آن ها احترام به قانون است. این تاکید تنها نه به این دلیل است که شرایط برای یک طغیان عمومی فراهم نیست،یا جامعه آن را واپس می زند، یا نظام با ابزارهای نظارتی و سرکوب آن را به بن بست می رساند، بلکه بیشتر به دلیل مخالفت با انگاره تغییر خشونت آمیز است. دگر اندیشان، اعتقاد به این که تغییرات اجتماعی عمیق به تغییر نظام و حکومت وابسته است را با دیده تردید می نگرند، زیرا بر پایه این عقیده فدا کردن زندگی انسان ها در برابر تغییرات بنیادین کم اهمیت تر خواهد شد. از این نظر آینده ای که با خشونت ساخته می شود، به احتمال قوی بدتر از امروز و اکنونی است که وجود دارد. بی گمان جای این پرسش وجود دارد که آیا با تاکید بر قانونیت می توان راه به جایی برد؟ پرسشی بسیار با اهمیت که در ادامه پاسخ آن بیان خواهد شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.