سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تغییر نظام برای گشایش مسیر اصلاحات...

تغییر نظام برای گشایش مسیر اصلاحات

چکیده :حل مشکل فساد فقط و فقط نیازمند آزادی،شفافیت و شایسته سالاری است. اگر کسی تصور میکند سطح پایین فساد در کشورهای توسعه یافته به این دلیل است که قدیسان پاکدست و اخلاق مدار بر آنها حکومت میکنند سخت در اشتباه است.دلیل اصلی پایین بودن سطح فساد دراین کشورها آزادی رسانه وامنیت کامل خبرنگاران و روزنامه نگاران و حضور سیاستمداران در اتاق های شیشه ای...


ابوالفضل رحیمی شاد

بارها دوستان،اقوام،شاگردان،همکاران و خوانندگان یادداشتهایم در فضای مجازی از من پرسیده اند که چرا خواهان تغییر و تحول بنیادین در نظام سیاسی هستم؟ میپرسند که آیا ریشه همه مشکلات ما در نظام سیاسی است و با تغییر نظام سیاسی همه مشکلات حل میشود؟آیا ریشه اصلی فساد در ساختار فرهنگی و اقتصادی است یا در ساختار سیاسی؟آیا قدرت طلبی،رانتخواری،زیاده خواهی و رفتار فراقانونی صاحب منصبان سیاسی با تغییر نظام سیاسی برطرف میشود؟ آیا فقر،بیکاری، تورم،رکود با تغییر نظام سیاسی از بین میرود؟آیا احتکار، گرانفروشی،تقلب،پارتی بازی و رشوه گرفتن با تغییر نظام سیاسی از بین میرود؟آیا کیفیت پایین کالاهای ایرانی با تغییر نظام سیاسی افزایش پیدا میکند؟ آیا آلودگی هوا و مشکل کمبود آب و تخریب منابع طبیعی با تغییر نظام سیاسی برطرف میشود؟و ده ها پرسش دیگر شبیه اینها و در آخر میگویند آیا بسیاری از این مشکلات به خود ما باز نمیگردد و ما نباید اول خودمان را اصلاح کنیم تا این مشکلات حل شود؟

در پاسخ به این عزیزان بایستی گفت بله حق با شماست.بسیاری از این مشکلات نه ماهیت سیاسی دارد و نه ریشه و علت سیاسی اما تداوم و افزایش روزافزون این مشکلات علت سیاسی دارد.زیرا ماهیت و ساختار حقوقی(قانون اساسی) و حقیقی(نهادهای سیاسی)نظام سیاسی کنونی مانع اصلی و سد غیرقابل عبور برای حل این مشکلات است.

آیا غیر از این است که این مشکلات بایستی توسط کارشناسان،مدیران توانمند،اساتید آگاه و فرهیخته،معلمان، نویسندگان و اصحاب فرهنگ و رسانه و شهروندانی که آگاهی،توانایی،امکانات، انگیزه و احساس مسئولیت بیشتری نسبت به سایرین دارند برطرف گردد؟
چرا در چهل و دو سال گذشته مشکلات هر روز بیش از پیش افزایش یافته و با آمدن و رفتن دولت ها و مجلس ها حل نشده؟چرا فساد روز به روز بیشتر شده است؟چرا فقر و تورم و رکود بیشتر شده است؟

حل مشکلات اقتصادی به دست افراد متخصص و شایسته و با همکاری مردم ممکن است.بازگشت بخشی از ۲۵ هزار میلیارد دلار سرمایه های ایرانیان خارج از کشور،بازگشت چند هزار نخبه از میان ۷ میلیون مهاجر ایرانی،تعاملات بین المللی و همکاری و سرمایه گذاری شرکت های خارجی،خصوصی سازی به شکل صحیح و تدریجی و تضمین امنیت سرمایه گذاری راه حل مشکلات است.بنظرتان چرا اینها محقق نشده است؟

حل مشکل فساد فقط و فقط نیازمند آزادی،شفافیت و شایسته سالاری است. اگر کسی تصور میکند سطح پایین فساد در کشورهای توسعه یافته به این دلیل است که قدیسان پاکدست و اخلاق مدار بر آنها حکومت میکنند سخت در اشتباه است.دلیل اصلی پایین بودن سطح فساد دراین کشورها آزادی رسانه وامنیت کامل خبرنگاران و روزنامه نگاران و حضور سیاستمداران در اتاق های شیشه ای است.بله قطعا اصلاح ساختار اقتصادی لازم است اما نبود آزادی رسانه و نظارت توام با امنیت رسانه ها بر سیاستمداران و مدیران در هر ساختاری به سرعت فساد را افزایش میدهد.

حل همه مشکلات ایران نیازمتد عواملی است که در ادامه بصورت تیتروار بیان میکنم و بدون اینها تصور حل مشکلات خیالی باطل است.

انتخابات آزاد بدون قیود مذهبی، جنسیتی،سیاسی و قومیتی
آزادی فعالیت احزاب برای همه گرایش های سیاسی
آزادی مطبوعات و فعالیت های رسانه ای
آزادی فعالیت سازمان های مردم نهاد(سمن)
آزادی فعالیت های سندیکایی
نظام آموزشی انسانگرا،علمی و غیرایدئولوژیک
نظام مدیریتی علمی،نخبه گرا،غیر سیاسی و غیر ایدئولوژیک
و
سیاست خارجی غیرایدئولوژیک، تعامل گرا،مبتنی بر منافع ملی و احترام متقابل دولت ها و ملت ها

خب شاید بپرسید چرا دستیابی به این موارد نیازمند تغییر و تحول بنیادین در نظام سیاسی است؟پاسخ به این پرسش نیز روشن است.تجربه برخورد حکومت با مطالبه اصلاحات از سوی مردم.قتل های زنجیره ای،انحلال احزاب،بستن روزنامه ها،بازداشت روزنامه نگاران، معلمان،کارگران،دانشجویان،حامیان محیط زیست،فعالان حقوق بشر،وکلا، نویسندگان،دگراندیشان مذهبی و حتی فعالان نهادهای خیریه ای،مهندسی آشکار انتخابات،عدم اجازه برپایی تظاهرات های اعتراضی برخلاف اصول همین قانون اساسی،کشتار معترضان،حصر و حذف نیروهای حامی و همسو با حاکمیت همچون منتظری،خاتمی،کروبی، موسوی و حتی هاشمی رفسنجانی وعدم اجازه برپایی رفراندوم و اظهار نظر مردم درباره رژیم سیاسی بعد از چهل و دو سال.

با وجود همه اینها قطعا حل مشکلات کشور نیازمند اصلاحات است ولی وقتی ساختار حقوقی(قانون اساسی)و مهتر از آن ساختار حقیقی یعنی رهبر و تمامی نهادهای تحت امر او اعم از نظامی،شبه نظامی،سیاسی،امنیتی، قضایی،فرهنگی، اقتصادی و مذهبی۲۳ سال با تمام توان جلوی اصلاحات آرام و تدریجی را گرفته اند و در این مدت در برابر خواست مردم از مواضع خود کوچکترین عقب نشینی نکرده اند و کمترین انعطافی نشان نداده اند دیگر چه راهی بجز تغییر در نظام سیاسی باقی می ماند!؟

البته نباید فکر کنیم که صرف تغییر نظام سیاسی منجر به حل مشکلات انباشته شده کشور میشود.مردم باید آگاه شوند و بدانند که هدف از تغییر و تحول بنیادین در نظام سیاسی فقط و فقط باز شدن راه اصلاحات در کشور است.چه بسا در دوران تغییر در یک بازه زمانی کوتاه تا زمان تثبیت نظام سیاسی جدید حتی قدری بر مشکلات افزوده شود اما آنچه مهم است باز کردن مسیر مسدود شده اصلاحات است.

در غیر اینصورت تنها راهی که باقی میماند این است که دور هم بنشینیم و غر بزنیم و ناله کنیم و بر باعث و بانی مشکلات لعنت بفرستیم و حرفهای بی نتیجه این ۲۳ سال را تکرار کنیم و نظاره گر غرق شدن مردم و کشور در مشکلات و فروپاشی نظام اجتماعی (نه الزاما سیاسی) باشیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.