سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

توفان مدنی نتیجه می‌دهد؟

چکیده :این حکم اعدام بازدارنده است نه از این جهت که ایجاد رعب می‌کند، بلکه ازاین‌رو که درختچه پرخار ناامیدی را آبیاری می‌کند. جامعه‌ای که تغییر را غیرممکن ببیند، به سمت اتمیزه شدن بیشتر و گسستن پیوندهای اجتماعی‌ای که می‌تواند به همگرایی برای پیگیری مطالبات جمعی منجر شود، پیش...


حسین حمدیه

حرف آخر را اول بزنم: بعید می‌دانم این تلاش مدنی گسترده برای ممانعت از اعدام سه بازداشتی ناآرامی‌های آبان‌ماه به جایی برسد؛ اگرچه هیچ‌گاه تا این اندازه امیدوار نبوده‌ام که برداشتم اشتباه باشد.

واقعیت این است که این احکام سیاسی مرادشان “کنترل” است و ایجاد نظام اجتماعی مطلوبی که قدرت طالب آن است. این احکام، نظام‌بخش‌اند و غایت‌شان کنترل اتفاقات “نامطلوبی” است که ممکن است از دل جامعه‌ای ملتهب بیرون بیاید.

البته، نه نظام‌بخشی به این معنا که حکم سنگین اعدام می‌تواند چنان هراسی ایجاد کند که از خوف عقوبت، شهروندان معترض به وضع موجود ساکت شوند. نه. همچنان که داده‌ها نشان می‌دهد سال‌ها سیاست اعدام در حوزه موادمخدر و همچنین قصاص نفس در کاهش تعداد پرونده‌های کیفری کمترین تاثیری نداشته است.

ما می‌دانیم آن اثر بازدارنده‌ای که از اعدام توقع می‌رود، نه‌تنها رخ نمی‌دهد؛ بلکه با بدون سرپرست رها کردن خانواده‌ای و نیز تکرار چرخه خشونت، به بازتولید آن کمک می‌کند.

این حکم اعدام بازدارنده است نه از این جهت که ایجاد رعب می‌کند، بلکه ازاین‌رو که درختچه پرخار ناامیدی را آبیاری می‌کند. جامعه‌ای که تغییر را غیرممکن ببیند، به سمت اتمیزه شدن بیشتر و گسستن پیوندهای اجتماعی‌ای که می‌تواند به همگرایی برای پیگیری مطالبات جمعی منجر شود، پیش می‌رود.

مراد همین است که نظم اجتماعی جدیدی را بنیان بگذارد که بر محور ناامیدی شکل گرفته و جامعه‌ای چنین، کجا می‌تواند برای تشکل‌یابی و تغییر همگرا شود؟

بوته هرز ناامیدی که استوار شد، کجا می‌شود برای دگرگونی تلاش کرد آن هم در این شرایط ناگوار اقتصادی که هرکس کلاه خود را دودستی چسبیده و سر به گریبان خود فرو برده تا حیات حداقلی‌اش نابود نشود.

چنین جامعه‌ای توان رویاپردازی برای آینده را ندارد؛ چراکه در همین اکنون و در لحظه و آن هم با صعوبت بسیار زندگی می‌کند.

بازدارندگی این احکام (و احتمالا اجرای آن) در همین است که وضعیت موجود را نرمالایز کند. برای این است تا این ناگواری را دائمی، غیرقابل تغییر و حتمی نمایش دهد. تا نمایش دهد که هیچ امیدی برای بهبود‌ اوضاع نیست.

حالا بگذارید در کنار این، به قدرت رسیدن شکست‌خورده‌های انتخابات ریاست‌جمهوری پیشین را و محدودیت شدید انتخابات مجلس را و دستگیری فعالان مدنی و محیط‌زیستی و سازمان‌های خیریه مردم‌نهاد را و شلاق خوردن و بازداشت کارگران معترض را و پایان نیافتن حصر را و سکوت سنگین در ماجرای سقوط هواپیما را.

این همه را باید در یک منظومه دید. منظومه تولید و محافظت از ناامیدی عمومی. “همین است که هست، اگر سخت‌تان است از ایران بروید”؛ پیام محوری تمام اقدامات سیاسی این سالهاست، که نهادهای انتصابی و غیرپاسخگو را در مقابل نهادهای انتخابی تقویت می‌کند و این پیام را به جامعه می‌دهد که تمام تصمیمات اساسی کشور جایی دیگر و دور از دسترس شهروندان عادی گرفته می‌شود.

و طبیعی است جامعه در این استیصال به سمت سر شدگی می‌رود، به سمت واپسگرایی، به سمت بی‌عملی و به سمت سیاست‌زدایی از متن رفتار اجتماعی.

البته، هنوز می‌شود اندکی امیدوار بود که این حجم از تقاضای عمومی بالاخره به تغییر این حکم ختم شود. اما در منظومه ساخت ناامیدی از قضا هرچقدر بیشتر جامعه برای تغییر تلاش کند، سرخوردگی و ناکامی پس از شکست برایش سنگین‌تر است.

از همین منظر، اجرای حکم محتمل می‌نماید و ای کاش که صاحب این قلم بر خطا باشد…/ راهبرد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.