سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تیر ۷۸ داغی که بر دل ماند

چکیده :تنها ۲ ماه بعد و در اواخر خرداد سال ۷۸، خبر خودکشی و مرگ مشکوک سعید امامی یکی از نفرات کلیدی و ارشد وزارت اطلاعات توسط روزنامه کیهان منتشر شد و بازخورد متفاوتی در داخل و خارج از کشور داشت. این اولین بار بود که نام اصلی یکی از نفرات کلیدی وزارت اطلاعات به عنوان ارشد ترین نهاد امنیتی کشور رسانه ای می شد و جریان زمانی خاص تر و جنجالی تر شد که کیهان در ادامه خبر نوشت که وی از عوامل قتل های زنجیره ای در پائیز سال ۷۷ بوده...


عباس مجنونی

۱۸تیرماه ۱۳۷۸ تنها سال روز یک واقعه دانشجوئی نیست و هرکس چنین استنباطی از شبیخون به کوی دانشجوئی در تهران داشته باشد نیمه خالی لیوان را ندیده است. ریشه های ۱۸ تیر و آن شبیخون باز می گشت به فجایعی که در دهه ۶۰ در زندان ها روی داد و اوج آن قتل عام زندانیان سیاسی بود.

آنها که ۱۸ تیر را با هدف سرنگونی دولت سید محمد خاتمی ترتیب داده بودند همان هائی بودند که کشتار ۶۷ در زندان ها را سازمان دادند. ۱۸ تیر ادامه و سرپوش برای قتل های زنجیره ای آذر ۷۷ و قبل آن بود که آن نیز در پیوند با قتل عام ۶۷ بود.

سال ۷۸ با اتفاقات متفاوتی آغاز شد که همچنان با گذشت بیست و یک سال به خوبی بازخوانی و واکاوی نشده است و هر سال هم صرفاً به تکرار حرف های قبل بازخوانی و یادآوری می شود و می رود تا سال آینده!

فروردین ماه ۷۸ با خبر ترور علی صیاد شیرازی، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش سپری شد و جامعه ایران باز درگیر اخبار ترورهای سازمان منافقین شد.

تنها ۲ ماه بعد و در اواخر خرداد سال ۷۸، خبر خودکشی و مرگ مشکوک سعید امامی یکی از نفرات کلیدی و ارشد وزارت اطلاعات توسط روزنامه کیهان منتشر شد و بازخورد متفاوتی در داخل و خارج از کشور داشت. این اولین بار بود که نام اصلی یکی از نفرات کلیدی وزارت اطلاعات به عنوان ارشد ترین نهاد امنیتی کشور رسانه ای می شد و جریان زمانی خاص تر و جنجالی تر شد که کیهان در ادامه خبر نوشت که وی از عوامل قتل های زنجیره ای در پائیز سال ۷۷ بوده است.

بلافاصله بعد از خودکشی و ماجرای فوت مشکوک و جنجالی سعید امامی، حجه الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت به دیدار آیت الله خامنه ای می رود و جلسه مهمی در حضور رهبری درباره سعید امامی و پرونده قتل ها برگزار می شود.

شنبه اول تیر ۱۳۷۸، جلسه سران سه قوه‌(سید محمدخاتمی ، شیخ علی اکبرناطق نوری ، شیخ محمد یزدی) و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی‌(رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام)، با حضور یونسی‌(وزیر اطلاعات) نیازی‌(رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح) و سه تن از مسئولان پرونده، در حضور آیت الله خامنه‌ای تشکیل شد. در این جلسه، آیت الله خامنه‌ای رهنمودهای مهم خود را در زمینه این قتل ها ارائه دادند تا راه چاره‌‌ای برای رهائی نظام اسلامی از این مخمصه پیدا گردد.

حدود بیست روز پس از مرگ مشکوک سعید امامی و در اوج تنش ناشی از جنجال قتل‌های زنجیره‌ای، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، به کوی دانشگاه حمله شد. در روز ۲ مرداد ۱۳۷۸، سومین اعلامیه «فدائیان اسلام ناب محمدی» منتشر شد،بحران سازی به قصد فریب افکار عمومی ،دقت بفرمائید به جلسه سران حکومت در اول تیر ۷۸جهت خروج نظام از بحران ایجاد شده که رهبری خواسته بود نظام تحت سلطه و نیروهای تحت فرمانش از زیر خارج شوند ، و ۱۸ روز بعد که شروع حمله به کوی دانشگاه است و آن فجایع پدید آمده و اعلامیه ای که هم در زمان قتل های زنجیره ای و هم درگیری سال ۷۸توسط گروه مجعولی بنام فدائیان اسلام ناب محمدی انتشار یافت.

اما اتفاقات عجیب و بررسی نشده از همین زمان آغاز می شود که حدود ۲ هفته بعد از این جلسه روزنامه سلام به بهانه بررسی قانون مطبوعات در مجلس پنجم، نامه محرمانه ای از سعید امامی خطاب به نمایندگان مجلس منتشر می کند و بلافاصله با شکایت وزارت اطلاعات این روزنامه توقیف می شود. وزارت اطلاعات تحت فشارهای دولت خاتمی شکایت خود را از این روزنامه و موسوی خوئینی ها به عنوان مدیر مسئول روزنامه پس می گیرد اما روزنامه سلام دیگر منتشر نمی شود و صبح جمعه ۱۸ تیر در کوی دانشگاه تهران جنجال دانشجوئی به دلیل توقیف این روزنامه کلید می خورد.

موسوی لاری وزیر کشور، مصطفی معین وزیر علوم ، سید محمد علی ابطحی رئیس دفتر رئیس جمهور و مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزارت کشور در کوی دانشگاه تهران حاضر می شوند اما پس از چند ساعت از ایجاد آرامش، مجدداً تنش ها و درگیری ها اوج می گیرد و شدیدتر از قبل ادامه می یابد و علاوه بر کوی دانشگاه تهران، به حوالی میدان انقلاب و برخی دیگر از نقاط تهران هم کشیده می شود. یک جمعیت محدود معترض به مقابل وزارت کشور می روند و درب وزارت کشور را از جا می کنند. بعدها گفته شد بیت رهبری هم تهدید شده بود اما تهدیدات عملی نشد.

جنجال کوی دانشگاه تهران فرو نشست. چندماه بعد دادگاه روزنامه سلام برگزار شد و جریانات صورت دیگری به خود گرفت اما هیچکس سؤال نکرد پرونده خودکشی سعید امامی چه شد؟ باند مربوط به این جاسوس برجسته داخل ایران و وزارت اطلاعات چرا تعقیب و تحت پیگیری قرار نگرفتند و چرا اساساً ۱۸ تیر ۷۸ سه هفته بعد از خودکشی سعید امامی شکل گرفت و یک جنجال ساخته شده باعث فراموشی اصل پرونده امامی شد؟ این ها سؤالاتی است که هم چنان بعد از ۲۱ سال جوابی برای آنها پیدا نکرده ام.

در واقع به نظر من ۱۸ تیر ۷۸ فرعی بر یک اصل مهم تری بوده است. اصل مهم تری به اسم فراموش شدن و به حاشیه رفتن شبکه جاسوسان در ایران و نفوذی های بلندپایه در داخل دستگاه های امنیتی- اطلاعاتی که توسط سعید امامی سازماندهی شده بود و داخل منگنه کشف و لو رفتن گیر کرده بودند و ۱۸ تیر باعث کم شدن فشارها از روی این باند شد.

چند وقت پیش به مناسبتی به دیدار سرتیپ توتیایی از امرای ارتش در اوایل انقلاب رفته بودم و بحث به کودتای نوژه کشید. سرتیپ توتیایی به نکته قابل تأملی اشاره کردند و گفتند به نظر من کودتای نوژه کاملا موفقیت آمیز بود چون توانست هدف اصلی که پاکسازی نیروهای خدوم و زحمت کش ارتش توسط جاسوسی به نام مسعود کشمیری عامل انفجار ریاست جمهوری بود را برآورده کند و باقی داستان و ماجرا حاشیه است.

به نظرم اتفاقات کوی دانشگاه موفقیت آمیز بود. چون توانست صورت مسئله سعیدامامی و باند نفوذی ها را کاملاً پاک کند و مسئله دیگری را جایگزین آن کند.

حالا ۲۱ سال پس از ۱۸ تیر تهران و ۲۰ تیر تبریز، مادرِ سعید زینالی هنوز دنبال فرزندش می‌گردد. او را بردند اما نه خودش برگشت نه پیکرش. فرشته علیزاده را پنهانی دفن کردند؛ قاتل او و عزت ابراهیم‌نژاد هرگز شناسایی نشد و شایعاتی درباره دیگر قربانیانِ تهران و تبریز به اتاق سکوت رفت. این ها را نباید از یاد برد، چون آن روزها فقط یک دوره نبود که مثلاً نباید برگردد؛ بلکه یک دوران بود که هم بانیانش هنوز زنده‌اند هم شاهدانش.

ما وظیفه داریم تا روزی که آمران کشتار در نظام اسلامی، هم‌چنان بر اریکه قدرت تکیه زده‌اند و در دادگاه‌های صالحه جوابگوی جنایات خود نشده‌اند ،آن‌قدر این وقایع و فجایع را بازخوانی کنیم و نگذاریم از ذهن افکار عمومی جامعه ایران و جهان پاک شود. در واقع کسانی که گاه و بی‌گاه می‌گویند: ببخشید و فراموش کنید، سخن کسانی‌ است که یا در دوره‌‌هائی چه مستقیم و چه غیرمستقیم در جنایات رخ داده شریک بوده‌اند و یا این که هرگونه تغییری را در داخل ساختار این نظام دنبال می‌کنند.

فقط دهه شصت مظلوم نیست، دهه هفتاد کثافت خانه تاریخ ایران است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.