سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیا لال باشیم و چینی ها را بکُشیم!...

بیا لال باشیم و چینی ها را بکُشیم!

چکیده :حاکمیت اگر از گفتگو درمانده نبود، اگر فهمی از اهمیتِ وجودِ مردم در عرصه ی اداره کشور در این میان جریان داشت، مثلا سر همین سه برابر شدنِ قیمت بنزین ابتدا با مردم اش سخن می گفت، استدلال می آورد، نشست می گذاشت، مناظره ی تلویزیونی برگزار می کرد، موافق و مخالف اش را می آورد، منطق درونی جامعه را فعال می کرد، تا فاجعه ی بلوا و کشتار آبان ماه پیش نیاید. اما ترجیح داد با حذف شعورِ مردم، بار شود روی شانه ی نیروهای انتظامی و امنیتی و شد آنچه...


یاسر عرب

صد بار آمدم از صبح بنویسم و هی پاک کردم. چندین پیام در شبکه های اجتماعی دیده ام با این مضمون که قرار داد ۲۵ ساله ی ایران با چین وطن فروشی بی شرفانه است و اینجا سرزمین میرزا کوچک خان است و نمی گذاریم ایران را تاراج کنید و ای مردم چین به فکر خودتان باشید و برگردید به کشورتان! و خلاصه اش اینکه قبل از عقد هر گونه قرارداد مواظب باشید که در کجا پا میگذارید، اینجا خاک علیمردانهاست، خاک ریس علی دلواری هاست، فکر نکنید در این مرز و بوم یک روز راحت زندگی خواهید کرد پس خونتان به پای خودتان و الخ …

اینها به غیر پیامهای شخصی است که از طرف دوستانِ ارزشی و حتی خانواده شهدا برایم رسیده و خواسته اند حالا که صدای من به بالا می سرد! (صدای منِ یک لا قبا به بالا می رسد؟) موضعی بگیرم و چیزی بنویسم!

خداوکیلی شما یک نگاهی به تاریخ ایران که بیندازید همین ادبیات هیجانی و حیثیتی کردنِ پرونده ای ملی را برای هزارمین بار با همین ادبیات و همین روش و منش می بیند. یک مردمِ عصبانی و مستاصل و کف بر دهان که گمان می کنند از تمام ماهی های خلیج فارس تا جنگل های شمال را چینی ها قرار است به تاراج ببرند و در مقابل چی؟ یک گروه طرفداران نظامِ حاکم که با ادبیات ِ« اهمیت استراتژیک بازرگانی با شرق کهن» می خواهند مثلا اینها را توجیه کنند.

رفیق جان، آبِ پاکی اینکه من نه می دانم قرار دادهای بین المللی کیلویی چند است؟ و نه می دانم فرق سود و زیانِ تجارت با چین یا کره جنوبی در چیست؟ نه فهمی از تجارت داخلی دارم و نه تجارت خارجی … اما به عنوان تسهیلگری که سعی دارد از این چرخه ی جاهلیت و خشونت اجتماعی بکاهد سخنی دیگر دارم! آن هم چون رشته امور مملکت را از دست رفته می بینم، نمی دانم خطاب به چه کسی باید عنوان اش کرد پس می گذارم اینجا شاید یکی غیرت کرد به خود اش گرفت!

عبارت «جمهوریت» را در همین کانال سرچ کنید تا ببینید چند بار راجع به خطر حذف «مردم» یادداشت نوشته و سعی کردم حاکمان را قانع کنم که بدون سرمایه ی اجتماعی و اقتصاد مردمی و تکیه بر فهم افکار عمومی هیچ «توسعه» ای رخ نخواهد داد! حالا این یکی هم کنار باقی قضایا…

حاکمیت اگر از گفتگو درمانده نبود، اگر فهمی از اهمیتِ وجودِ مردم در عرصه ی اداره کشور در این میان جریان داشت، مثلا سر همین سه برابر شدنِ قیمت بنزین ابتدا با مردم اش سخن می گفت، استدلال می آورد، نشست می گذاشت، مناظره ی تلویزیونی برگزار می کرد، موافق و مخالف اش را می آورد، منطق درونی جامعه را فعال می کرد، تا فاجعه ی بلوا و کشتار آبان ماه پیش نیاید. اما ترجیح داد با حذف شعورِ مردم، بار شود روی شانه ی نیروهای انتظامی و امنیتی و شد آنچه شد. بسیاری دیگر دل شان با نظام صاف نخواهد شد و خود را سوگوار و «بازماندگانِ آبان» می دانند. دست آخر هم هیچکس گردن نگرفت که نگرفت که نگرفت! هزینه اش هم رفت در حساب آنکه اجازه نداریم اسم اش را هم اینجا بیاوریم…

حالا هم همین است. چندین فقره تهدید یا خدای ناکرده قتل توریست های چینی باید اتفاق بیفتد. بعد هی تکرار شود. ابتدا در اخبار بیست و سی توسط آمنه سادات ذبیح پور به عوامل نفوذی و دست های پشت پرده منتسب شود. بعد سفارت چین در ایران موضع محکم بگیرد. و آنگاه تازه حضرات کاسه ی چه کنم چه کنم؟ را به دست بگیرند و آب که از سر گذشت تصمیم بگیرند با مردم راجع به منافع و مضار این قرار داد ۲۵ ساله گفتگو کنند. بعد می بینند خوب چطور گفتگو کنند؟ اصلا کی گفتگو کند که آبرویی داشته باشد؟ چطور گفتگو کنند که مردم باور کنند؟ بندگانِ خدا زبانِ جامعه را که بلد نیستند! پس برای از سر باز کردن چند کارشناسِ دسته سه ی مواجب بگیر را می نشانند درون گفتگوی ویژه ی خبری و تازه مردم آن لا به لا متوجه می شوند مذاکرات این قرار داد از دوسال پیش در جریان بوده و اصلا کسی آنها را آدم حساب نکرده که خطابشان کند..

بعد می بینند این افاقه نکرد با خودشان می گویند اساسا دولتی که باتوم دارد زبان می خواهد چکار؟ تا وقتی گلوله هست گفتگو چرا؟ بسیجی ها گشت های مضاعف بزنند. هر کسی به یک چینی تعدی کرد حکم اعدام بگیرد. نیروی انتظامی تو کجایی؟ سپاه بیا موضوع را جمع کن!

این است که باز ما می نویسیم و باز چون این یادداشت در حمایت از جمعیت امام علی نیست!! هیچکدام از برادرانِ دولتی و یا امنیتی ککش هم نمی گزد با امثال نگارنده یک تماس بگیرد و چاره جویی کند! گمان می کنند این نیکو ترین روش است در حالی که زشت ترین روش را انتخاب کرده اند.

چکار کنیم؟ بهتر است در خانه با بچه هایمان حرف بزنیم. هر چیزی را با استدلال برای شان توضیح بدهیم. سعی کنیم بدونِ خستگی مسائل ساده را با زبانِ خودشان برای شان ساده سازی کنیم. شاید چند دهه دیگر این بچه ها مسئول دولتی شدند و این «توانایی» و «مهارت» را یافتند که اول با مردم خودشان حرف بزنند!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.