سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آنها در ایران همه چیز دارند

چکیده :اما چه بر سر ما آمد، کشوری با این همه منابع و ثروت که سومین ذخایر نفت و دومین ذخایر گاز جهان را دارد با آن همه منابع معدنی دیگر، با آن همه جاذبه‌های طبیعی و گردشگری و تاریخی، حالا باید شاهد چنین تصویری از هجوم مردم...


سپند ارند

این فیلم با عنوان هجوم مردم برای خرید دلار در آغاز به کار پاساژ فردوسی تهران را احتمالا خیلی‌ها دیده‌ایم. چنین هجومی را در میان همه ما مردم می‌توان دید، آن بخش از ما که نمی‌دوند پیشاپیش شکست را پذیرفته‌اند.

مردم که خود قربانی سوداگری‌های حاکمان چه در ایران و چه در عرصه بین‌الملل شده‌اند، حالا خودشان هم در این بازیِ سوداگرانه سیزیف‌وار سنگِ حفظ سرمایه‌شان را برای رساندن به قله‌ی سقوط می‌‌برند.

این روزها بازار سهام و سکه و ارز داغ است و ظرف چند روز می‌توان به سودهایی دست یافت که در هیچ اقتصاد سالمی نمی‌توان حتی تصورش کرد اما بی‌تردید با همان پیش‌فرضِ هر که بامش بیش، برفش بیشتر؛ تا مردمی که این روزها بام کوچکی دارند و عد‌ه‌ای هم به تازگی پشت‌بام‌خواب شده‌اند به منبع سودآوریِ دیگر بام‌دارانِ کلان تبدیل شوند چرا که به تعبیر دیوید هاروی نظام اعتباری اکنون به اهرم مدرن اصلی استخراج ثروت، از طریق سرمایه‌ی مالی، از بقیه مردم بدل شده است. البته که در ایران، تورم این امکان را مضاعف می‌کند.

در این هجوم مردم مقصرند؟ یا هجوم آن‌ها معلول ِ وضعیت بیمارگونی است که حاکمیت رقم زده است؟ دست‌کم در انتخابی نه عقلانی که اخلاقی، بهتر بود ما مردم شریک چنین صحنه‌آرایی خطرناکی نشویم اما عقلانیت مدرن برآمده از روح سرمایه‌داری،‌ مردم را ناگزیر از مشارکت می‌کند. هر چند باید بازنده‌های پیش‌باخته را در این بازی فاکتور گرفت که تنها سقوط بیشتر خود را به نظاره نشسته‌اند تا دیگران از شانه‌های آنان بالا روند.

اما چه بر سر ما آمد، کشوری با این همه منابع و ثروت که سومین ذخایر نفت و دومین ذخایر گاز جهان را دارد با آن همه منابع معدنی دیگر، با آن همه جاذبه‌های طبیعی و گردشگری و تاریخی، حالا باید شاهد چنین تصویری از هجوم مردم باشد.

غرب و روایت بزرگ استعمار و استثمار و ستم بر کشورهای جنوب، همه درست و غیرقابل انکار، اما روایت دیگری هم اینجا چوب سهمگین‌تری را بر سر ما فرود آورد که اینگونه همه چیزمان را از دست دادیم تا عده‌ای بر کاخ و قدرت و ثروت خیمه زنند.

جمله‌ای منسوب به جومو کنیاتا هست که می‌گوید وقتی مبلغان مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دست‌شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست، زمین‌هایمان را داشتیم، چند سال بعد، ما در دست کتاب‌های مقدس داشتیم و آنها در دست، زمین‌های ما را داشتند.

حالا ما در ایران، نه زمین داریم، نه خانه، نه ارز، نه کار، نه نان، نه آزادی و آن‌ها در ایران همه چیز دارند.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.