سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دین و سیاست (۱)؛ وثاقت رجال سیاسی!...

دین و سیاست (۱)؛ وثاقت رجال سیاسی!

چکیده :بلحاظ مبانی فقهی، کسانی که در اظهارات خود از "عناوین ثانویه" زیاد استفاده میکنند و باستناد ان مکررا خلاف گوییِ پنهان دارند، هیچ یک از اظهارت سیاسی شان قابل اعتماد نیست. نه اِفتایشان حکایت از نظر واقعیشان دارد و نه اِخبارشان در موضوعات و نه حتی شهادتشان در باره دیگران و...


محمد سروش محلاتی

اظهارات رجال سیاسی، چقدر قایل اطمینان بوده و موجب وثوق است؟
برخی از این افراد اساسا از وثاقت برخوردار نیستند و به اظهاراتشان نمیتوان اعتماد کرد چون پرهیز از کذب ندارند و براحتی دروغ میگویند، ولی ایا انان که از دروغ پرهیز دارند و مقید به اخلاق و شرع هستند، بطور کلی و همیشه سخنانشان قابل اعتماد است؟ و به تعبیر دیگر ایا عدالت، برای وثاقت کافی است و به گفته اشخاص عادل در دنیای سیاست میتوان اعتماد کرد؟

اگر از نظر اخلاقی و فقهی بپذیریم که:
الف) دروغ گفتن در موارد وجود مصلحت، یا مصلحت اهم جایز بوده و قبحی ندارد ، و
ب) عدالت صرفا مانع گناه میشود و در موارد جواز کذب، چون معصیت وجود ندارد، به عدالت شخص لطمه ای وارد نمیشود،
پس سیاسیونِ با تقوا اعم از فقیه و غیر فقیه، میتوانند اظهارات خلاف واقع داشته باشند تا مصلحتی را که مهم و لازم تشخیص میدهند، از دست ندهند و البته عدالتشان هم محفوظ است و از مناصب شرعی و قانونی ساقط نمیشوند.

ولی سوال این است که آیا اینگونه خلاف گوییها ، به وثاقت انها نیز اسیب نمیرساند؟ بنظر برخی محققان اگر اینگونه موارد، بصورت “نادر و استثنایی” اتفاق بیفتد، وثاقت انها را مخدوش نمیسازد و هم چنان میتوان به گفته هایشان اطمینان داشت. ولی مگر میتوان در دنیای سیاست حد و اندازه ای برای مصلحت خلاف گویی مشخص کرد ؟ بخصوص اگر در برابر دشمن قرار داشته باشیم و همه مواضع ما از سوی انان رصد شود و مصلحت بدانیم که هر گونه نقطه ضعف خود را پنهان و انکار کنیم ، آیا باز هم اینگونه موارد، استثنایی خواهد بود؟

بلحاظ مبانی فقهی، کسانی که در اظهارات خود از “عناوین ثانویه” زیاد استفاده میکنند و باستناد ان مکررا خلاف گوییِ پنهان دارند، هیچ یک از اظهارت سیاسی شان قابل اعتماد نیست. نه اِفتایشان حکایت از نظر واقعیشان دارد و نه اِخبارشان در موضوعات و نه حتی شهادتشان در باره دیگران و …
فقیه محقق حضرت آیه الله شبیری زنجانی در بحث حجیت خبر واحد متعرض این بحث شده و فرموده اند:
“اگر عادلی بیش از مقدار معمول، عنوان ثانوی بکار ببرد و خلاف گویی های او بیشتر از متعارف باشد، قول چنین شخصی، حجیت عقلایی ندارد زیرا دیگر طریقیت عرفی به واقع ندارد ” در همانجا ایه الله شبیری مثال میزنند به مراجع دوره پهلوی اول اقایان نایینی و سیدابو الحسن اصفهانی که به کسانی اجازه اجتهاد داده اند که قطعا مجتهد نبودند، ان بزرگان میخواستند با این شهادت جلوی برداشتن عمامه روحانیون را گرفته و مانع اجرای سیاست رضا خان در از بین بردن حوزه شوند. ایه الله شبیری چنین موردی را چون استثنایی بوده، مضر به وثاقت قول ان بزرگان ندانسته است.

وقتی ضرورتها و مصلحتها بتواند به صدور گواهی اجتهاد خلاف واقع بیانجامد و وقتی مقابله با سیاست ضد دینی رضاخان مجوز دروغ گویی باشد، در امور سیاسی دیگر نیز استفاده از این شیوه بخصوص برای مقابله با دشمنان چه محذوری دارد؟ و چرا نتوان آمار دروغ گفت و چرا نتوان مجرم را بیگناه و فاسق را صالح و خائن را خدمتگزار معرفی کرد؟ از این رو در جامعه ای که مبانی اخلاقی استحکام نیافته و احکام اخلاقی چون موم در دست اهل سیاست و دیانت تغییر شکل میدهد، مگر میتوان به سیاستمداران اعتماد کرد و خبرهایشان را پذیرفت؟

حال با صرف نظر از اینکه چنین شیوه ای اعتماد عمومی را نابود میکند، پرسش اساسی این است که ایا برای تقویت دین میتوان از دروغ گویی استفاده کرد؟ اگر در میدان جنگ و در برابر دشمن مهدور الدم، کذب جایز است و اگر برای حفظ جان انسان بیگناه میتوان دروغ گفت، آیا برای حفظ دیانت مردم و حفظ آبروی روحانیت نیز دروغ گویی جایز میشود و یا این روش به سست شدن اعتبار دین میانجامد؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.