سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ملاحظاتی پیرامون نامه موسوی خوئینی (بخش نخست)...

ملاحظاتی پیرامون نامه موسوی خوئینی (بخش نخست)

چکیده :نابسامانی شدید اقتصادی و بحران های اجتماعی و آسیب های روانی و اخلاقی ناشی از آن، بخش بزرگی از جامعه را دچار نوعی سرگردانی و عدم امکان مدیریت خانواده و برنامه ریزی برای آینده کرده است. اینگونه استیصال جمعی به شدت خطرناک و آسیب زا خواهد بود و هر آن ممکن است جامعه و افراد به لحاظ روانی دچار انفجار...


مرضیه حاجی هاشمی

آقای موسوی خوئینی در روز ۷ تیر ماه، نامه ای را خطاب به رهبر در محضر ملت می نویسد که واکنش محافل مختلف را برمی انگیزد. این نامه حاوی نکات قابل تأملی است که باید فراتر از یک شخص، سوابق سیاسی و انقلابی اش، یک گروه و یا جناح سیاسی مورد مداقه قرار گیرد.

واقعیتی تلخ که بدان واقفیم، این است که شکافی بزرگ توام با بی اعتمادی و یأس، پشتوانه مردمی حکومت را به طور جدی تهدید می کند و هرچه بیشتر در بین عامه مردم باشی، از سخنان و ادبیات آنها متوجه خواهی شد که نوعی بدبینی توأم با بغض و خشم از کلامشان موج می زند. در این نامه به وزین ترین شکل، این وضعیت ترسیم شده است که فهم و درک آن با اندکی واقع بینی غیر متعصبانه در سطحی فراجناحی میسر خواهد بود. این وضعیت برای انسجام اجتماعی نیز بسیار خطرناک است و تهدید جدی محسوب می شود.

حجم فسادها و ناکارآمدیها در ادوار گوناگون، بسیاری از مردم را به این باور رسانده که مدیریت کلان سیستم به گونه ای است که ساب سیستم ها کاملا متأثر از هم، به هم پیوسته و تحت این مدیریت، دستخوش هیچ تغییری با انتخابات نخواهد شد و نیاز به تغییر رویکرد کلان مدیریتی است.

نابسامانی شدید اقتصادی و بحران های اجتماعی و آسیب های روانی و اخلاقی ناشی از آن، بخش بزرگی از جامعه را دچار نوعی سرگردانی و عدم امکان مدیریت خانواده و برنامه ریزی برای آینده کرده است. اینگونه استیصال جمعی به شدت خطرناک و آسیب زا خواهد بود و هر آن ممکن است جامعه و افراد به لحاظ روانی دچار انفجار شوند.

بی عدالتی های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و بی توجهی به مطالبات عمیق این حوزه ها، بخش قابل توجهی از جامعه را دچار یک نارضایتی مزمن نموده است که بر عمق شکاف مورد اشاره در بالا به مراتب می افزاید. مسلم است که این سطح از نارضایتی ها بیش از نارضایتی های معیشتی، متوجه قدرت روز افزون مدیریت کلان کشور است و اگر عده ای از ناراضیان معیشتی را می توان تا حدودی درگیر بازیهای جناحی کرد و آنها را در مواجهه با یک حزب و گروه قرار داد ولی ناراضیان این حوزه را هرگز.

کمتر کسی از دولت روحانی رضایت دارد؛ ولی اکثریت رأی دهندگان به او می دانند که روحانی قربانی تسویه حساب رقیبانش شد، حتی به قیمت نابودی تمام باور و اعتقاد جمعیت اکثریتی مردم به مشروعیت و کارآمدی کلان. بی شک مداخلات و موازی کاریها با نهادهای دموکراتیک و خودسری های رقبای داغ دیده، زمینه را برای بهانه تراشی مرد نادان و قانون گریزی چون ترامپ فراهم کرد تا در میانه دست افشانی های داخل ایران و پایکوبی عربستان و اسرائیل، برجام را که داشت جان تازه ای به روابط بین المللی ایران و اقتصاد کشور می دمید، به کاغذ پاره ای بدل کند و پایش را بر گلوی ایرانیان بفشارد.

و اما نقطه عطف این نامه، بند انتهایی آن است که متضمن این نکته عقلانی و درخور تأمل است که اگر این شیوه از مدیریت که کشور را به چنین وضعیتی رسانده مبتنی بر تحلیل های علمی و عقلایی است، شایسته است که اجازه نقد دهید تا بدون هیچ پافشاری بر روش های نادرست گذشته که سالهاست آزمون شده است، روندها اصلاح و آسیب ها رفع شود که البته این نگاه کاملا امیدوارانه و اصلاح طلبانه است؛ یعنی با وجود انباشتی از بحران ها باز هم می توان با اتکا به دانش و نظر اندیشمندان و صاحبنظران وطن دوست و دلسوز داخلی بر مشکلات فائق آمد. اگر هم این نوع مدیریت مبتنی بر روش های ناشناخته و خارج از فهم و درک عقلاست آن سختی دیگر است که باید در مجالی دیگر بدان پرداخت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.