سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

چه باید کرد، برای چه کسی؟!

چکیده :محمد فاضلی یکی از معدود جامعه‌شناسان خوش‌فکری است که دغدغه ارتباط با مردم را در فضای عمومی دارد، و البته در عمل هم از شهرداری تهران تا دفتر ریاست جمهوری نقش‌های مختلفی داشته است. در برخوردهای شخصی و مجازی، ایشان را فردی طرفدار نقادی و گفتگو یافته‌ام. در ادامه نقدهایی را که به ایشان دارم به اختصار می‌آورم و آمادگی خود را جهت بحث جزئی‌تر در هر مورد اعلام...


⁦ ⁩مرتضی کریمی

محمد فاضلی در کانال خود متنی نوشته و از «بزرگان اهل فکر…» دعوت کرده تا به پرسش خواننده دائمی‌اش درباره اینکه در شرایط فعلی چه باید کرد پاسخ دهند.

مخاطبی که «در آمد خوبی در تهران داره، لباس خوب میپوشه، سفر خوب میره، محیط کارش خوبه، پس‌انداز داره، کادوی خوب میخره برای زنش، می‌تونه یهو دو تومن خرج فلان چیز کنه و شاید به اون معنا دغدغه مالی نداشته باشه». فاضلی ایشان را «نه یک فرد» که مساوی «چند میلیون ایرانی» دانسته است.

محمد فاضلی یکی از معدود جامعه‌شناسان خوش‌فکری است که دغدغه ارتباط با مردم را در فضای عمومی دارد، و البته در عمل هم از شهرداری تهران تا دفتر ریاست جمهوری نقش‌های مختلفی داشته است. در برخوردهای شخصی و مجازی، ایشان را فردی طرفدار نقادی و گفتگو یافته‌ام. در ادامه نقدهایی را که به ایشان دارم به اختصار می‌آورم و آمادگی خود را جهت بحث جزئی‌تر در هر مورد اعلام می‌کنم:

یکم: مخاطب ِ فاضلی در بیشتر مواقع مسئولین حکومتی بوده‌اند. توسعه از نظر ایشان «گویی» امری اعطا شده از بالا و در اثر ساز و کارهای اداری و سازمانی است. از این رو، بیشتر به نصیحت محتاطانه مسولیت پرداخته و به جنبش‌ها و حرکت‌های اعتراضی مردمی بی‌اعتنا هستند یا آنها را اعمالی خطرناک در جهت ناآرامی داخلی- و نه بخشی از مطالبه‌گری و در راستای توسعه سیاسی- قلمداد می‌کنند. در مواقع معدودی که مردم طرف گفتگوی ایشان قرار می‌گیرند، عموما از آنها خواسته می‌شود تا به شکل خیریه‌ای در جهت اهداف حکومت گام برداشته یا حتی وظایفی را که انجام آنها به عهده حکومت است بر عهده بگیرند.

دوم: محمد فاضلی «گویی» الگویی از پیش‌تعیین‌شده از توسعه در ذهن داشته و تلاش می‌کند تا واقعیت را در قفسه‌های آن دسته‌بندی کند. بنابراین بسیاری از متن‌های ایشان که در راستای امیدبخشی به جامعه نوشته می‌شوند، فانتزی، خیالی و غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسند. ایشان همیشه از تدبیر و امید حرف می‌زنند اما هرگز به ساختارهای واضح و روشن انسداد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که باعث قطع امید و ایجاد #ناشنوایی_اجتماعی سراسری در ایران شده است اشاره نمی‌کنند. برای همین، در موارد بسیاری از جمله زندانی‌شدن کارگران، بحث حجاب اجباری، وضعیت اقلیت‌های دینی، زندنیان سیاسی، دولت یا دولت‌های موازی، دخالت نظامیان در اقتصاد، وضعیت اسفبار آموزشی و دلایل ساختاری آن، وضعیت ناامید کننده علوم انسانی و بودجه‌های پژوهشی یا اصلا حرفی نمی‌زنند و جهت‌گیری معناداری نمی‌کنند یا آنقدر محافظه‌کارانه حرف می‌زنند که عملاً با حرف نزدن فرقی نمی‌کند.

سوم: توسعه مورد نظر محمد فاضلی در مقابل توسعه انقلابی و انفجاری دلواپسان، و بنابراین یک «توسعه بسیار تأخیری» است. الگویی که بعد از چند دهه، هیچ نشانه پیشرفت و ضمانت اجرایی‌ای در آن در زندگی واقعی مردم عادی دیده نشده و برعکس، هر روز شاهد غارت منابع عمومی در آن هستیم. «گویی» قسمت مهمی از مردم ایران، که پتانسیل اقتصادی یا پتانسل روانی‌شان اجازه صبوری بیش از این را نمی‌دهد در نگاه فاضلی نادیده گرفته می‌شوند. در بهترین حالت، مخاطبی که محمد فاضلی خودش را موظف به پاسخگویی به او می‌داند، آدمی‌ست با توصیفاتی که از زبان خودش در پاراگراف اول قید شد. این در حالی است که بیش از هشتاد درصد مردم ایران -طبق اظهارات رسمی- زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

چهارم: همان طور که گفتیم توسعه در نگاه محمد فاضلی امری‌ست که از طریق ساز و کارهای اداری حاصل می‌شود. برای همین تا این حد «دو جین موفقیت‌های کوچک حکمرانی» به چشمش مهم می‌آید. اما به جز آن و در مرتبه دوم، بعد از دولت و سازو کار اداری، توسعه برای او چیزی‌ست که «بزرگان اهل فکر، قلم، سیاست، هنر و…» در پیش‌برد آن مؤثر هستند و بنابراین می‌توانند با پندنامه‌هایی- از جنسی که خود فاضلی می‌نویسد- به آن طبقه‌ متوسط رو به بالایی که هنوز سرش بالای آب است و می‌تواند نفس بکشد جهت‌دهی کند. «گویی» برای فاضلی، نه فقط جریانات اجتماعی مربوط به آن هشتاد درصد زیر خط فقر مهم نیستند بلکه جان و مال این افراد -که در طول چند ماه دوبرابر فقیرتر شده‌اند و امکان شرکت در نظرسنجی‌های تلگرامی یا خواندن دائمی متن‌های ایشان را هم ندارند- اهمیت چندانی ندارد، قطار توسعه باید از روی این جمعیت بگذرد و آنها قربانی توسعه احتمالی ما در آینده‌ای کدر باشند.

پیشنهاد: از افراد دعوت شده تقاضا دارم، به منظور باورپذیر شدن الگوی «چه باید بکنیم»، شغل یا شغل‌ها، هزینه‌های ماهانه، درآمد و دارایی خود را هم بنویسند.

در پایان: اگر به خیراندیشی محمد فاضلی باور نداشتم، همه آن«گویی»ها را از متن حذف می‌کردم. با این وجود، دوست دارم داستان ایشان را بشنوم. چرا که دیگری، کسی است که داستان‌ش را «هنوز» نشنیده‌ایم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.