سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ماهیت قانون اساسیِ برآمده از انقلاب: دیدگاه کانت؛ آیا قانون اساسی، متنی حقوقی، مدن...

ماهیت قانون اساسیِ برآمده از انقلاب: دیدگاه کانت؛ آیا قانون اساسی، متنی حقوقی، مدنی با ساختار جمهوری است، یا ترکیبی از گزاره های انقلابی- قانونی؟

چکیده :کسانی هستند که اصولاً انقلاب را یک فاجعه بزرگ می دانند و کسانی هم جز انقلاب و انقلابیگری و پیروی از مشی انقلابی، هیچ راه و روشی را به رسمیت نمی شناسند. هنر کانت این است که بین انقلاب و نظام جمهوری، جمع می کند. چگونه این کار را صورت می...


سید علی محمودی

اگر دقت کنیم، پژوهش هایی که درباره کانتِ سیاسی در ایران انجام شده، همزمان بود با تحولات دهه هشتاد(دوره اصلاحات). می توان پرسید که این چه نیازی بوده است؟ اما دلیل این که مثلاً خوﺩ من که سال ها درباره فلسفه های سیاسی انگلیسی – آمریکایی کار می کردم؛ به یکباره به سمت فلسفه سیاسی کانت کشیده شدم، این بود که نیاز آن روز جامعه ایران – که درواقع می توان آن را نیاز امروز و فردا هم دانست-، تداوم و گسترش دمکراسی بود. همین نیاز ما را به سمت اندیشه هایی معطوف کرد که حتی الامکان چندبُعدی باشد و اجزای به ظاهر جدا از هم را به یکدیگر نزدیک کند. این چیزی بود که می شد در فلسفه کانت به طور اعم و در فلسفه سیاسی وی به طور اخص پیدا کرد.

البته تصریح می کنم که انگیزه اصلی من در این باره، جامعه پرتب و تاب ایران بوده است؛ اما به تدریج که بیشتر با آثار سیاسی کانت آشنا شدم، به این نتیجه رسیدم که عجیب قرابتی وجود دارد میان تجربه ها و چالش های ما در اواخر دهه هفتاد و دهه‌های هشتاد در ایران، با آنچه که در زمان کانت در پروس شرقی و در اروپا به طور کلی جریان داشته است. این بود که به سمت کانت متمایل شدم.

من در این پژوهش متوجه شدم که چگونه اجزای به ظاهر متنافر، در فلسفه سیاسی کانت به هم گره می خورند. یکی از این اجزای متنافر، «انقلاب» و «نظام جمهوری» است. کسانی هستند که اصولاً انقلاب را یک فاجعه بزرگ می دانند و کسانی هم جز انقلاب و انقلابیگری و پیروی از مشی انقلابی، هیچ راه و روشی را به رسمیت نمی شناسند. هنر کانت این است که بین انقلاب و نظام جمهوری، جمع می کند. چگونه این کار را صورت می دهد؟

کانت در جهت انکار انقلاب گام برنمی دارد. او انقلاب را می پذیرد و عبارات تحسین برانگیزی درباره انقلاب فرانسه و انقلاب آمریکا دارد. کانت انقلاب را پدیده ای رهایی بخش و الهام دهنده می داند؛ زیرا به نظر وی انقلاب می تواند ذهن ها و استعدادها را شکوفا سازد. کانت چنین تفسیری از انقلاب، بخصوص انقلاب فرانسه به ما ارائه می دهد. نیز اشاره می کند که اگر حتی خون ریزی هایی در این انقلاب (فرانسه) اتفاق افتاده باشد که افتاده، باز هم نمی توان منکر تأثیرات رهایی بخش و آزادکننده آن شد. پس کانت مدافع انقلاب است.

کانت حدود ۳۵ سال، هر روز بعدازظهرها سر یک ساعت معین پیاده روی می کرد. او دو بار این کار را ترک کرد. یکی، وقتی که خبر پیروزی انقلاب فرانسه را شنید و دیگری، روزی که کتاب امیل ژان ژاک روسو به دستش می رسد و آن را می خوانَد. دیگر آن روز پیاده روی را فراموش می کند. اما دیدگاه کانت درباره نظام جمهوری یعنی نظامی که براساس قرارداد اجتماعی و قانون اساسی شکل می گیرد، چیز دیگری است. او بر این نظر است که قانون اساسی چون دارای چارچوب و ساختار های مدنی است، نمی تواند ملقمه ای از نهادهای مدنی و انقلابی باشد. انقلاب زمینه های تدوین قانون اساسی را فراهم می کند، اما ساختارها در این قانون اساسی، یکسره از جنس مدنی است. نکته بسیار مهم برای ما در این باره این است که کانت در فلسفه سیاسی خود، با تدبیر و ظرافت بی نظیری، انقلاب و نظام جمهوری را در زمینه ای مشترک با یکدیگر جمع می کند. کانت چگونه موفق به این کار می شود؟

کانت می گوید وقتی انقلاب به پیروزی رسید، قانون اساسی بر پایۀ انقلاب نوشته شد و نظام جمهوری دمکراتیک شکل گرفت، عناصر ساختاری انقلابی نمی تواند در قانون اساسی جای داشته باشد؛ زیرا قانون اساسی سندی است که بر شالوده آن، ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و قوای سه گانه شکل می گیرد. از این رو که قانون اساسی از جنس مدنی و قانونمند است، مسئولیت آفرین و ملتزم به حدود و ثغور قانونی است، لذا نمی تواند با نهادهای انقلابی همراه شود.

درواقع، کانت تناقضی بین ساختارهای انقلابی و ساختارهای مدنی در قانون اساسی مشاهده می کند. این نکته ای است که ما می توانیم روی آن مطالعه و تحقیق کنیم. اگر بتوان پذیرفت که میان عناصری که مبتنی بر مشی انقلابی است با تعاریف، الزامات و ساختارهایی که جنبه قانونی و مدنی دارد، نمی تواند همسخنی و سازگاری پدید آید، در نتیجه باید انقلاب را به زبان قانونی، و به زبان مدنی و ساختار جمهوری ترجمه کرد. این ترجمه، به معنای مونتاژ و به هم وصل کردن عناصر انقلابی و عناصر مدنی نیست؛ بلکه باید با سازگاری درونی به زبان مدنی و حقوقی در قانون اساسی همراه شود.

متن کامل:

سید علی محمودی، کانت به روایت ایرانی، تأملات فلسفی در باب اخلاق، سیاست و صلح پایدار، فصل«کانت و ایران امروز»، تهران، نشر نگاه معاصر، ۱۳۹۳٫


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.