سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سرگذشت آشور کالتا، از جان‌‌باختگان اعتراض‌های سراسری آبان ۹۸...

سرگذشت آشور کالتا، از جان‌‌باختگان اعتراض‌های سراسری آبان ۹۸

چکیده : آشور کالتا، یکی از صدها قربانی سرکوب خشونت‌بار حکومت در جریان اعتراضات آبان ۹۸ است. روایت داستان زندگی و مرگ او و دیگر کشته‌شدگان، فقط ثبت جنایت‌‌ و سرکوب سیستماتیک‌ در جمهوری اسلامی نیست، بلکه تلاشی برای پاسداشت خاطره‌‌شان در راستای دادخواهی است....


فرزاد صیفی‌کاران

«آن روز عصر آشور رفته بود بنزین بزند. به یکی از دوستانش زنگ زده بود و گفت در میان شلوغی اعتراضات گیر افتاده و میان معترضان رفته. دوستش از او خواست بود سریع به خانه برگردد، اما پنج دقیقه بعد مردی با موبایل آشور با همان دوستش تماس گرفت و گفت که آشور کشته شده. ظاهرا در ماشینش بوده و گلوله به قفسه سینه‌اش برخورد کرد بود. آشور خیلی آدم آرامی بود، سرش به کار خودش بود. ما هنوز در شوک هستیم…»

آشور کالتا، از شهروندان مسیحیِ آشوری بود که در فردیس در کانال غربی زندگی می‌کرد و بعد از ظهر یک‌شنبه ۲۶ آبان ۹۸ در جریان اعتراض‌های سراسری آبان‌ پس از گرانی بنزین، هدف اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و جان باخت. آنچه در ابتدا آمد، روایت یکی از دوستان نزدیک به آشور کالتا بود.

برای تهیه این گزارش با سه تن از دوستان و آشنایان آشور کالتا گفت‌وگو کردم. همه آنها بعد از گذشت شش ماه همچنان از جان باختن آشور در بهت و ماتم به سر می‌برند. دو نفر از آنها تأکید می‌کنند که آشور کالتا هنگامی که در خودرو پراید شخصی‌اش نشسته بود، گلوله‌ نیروهای امنیتی به قفسه سینه‌، نزدیک قلبش برخورد کرد و باعث شد او همان‌جا کشته شود.

آشور کالتا متولد چهارم بهمن ۱۳۶۱ بود و هنگام مرگ ۳۷ سال داشت. به گفته منبع آگاه زمانه آشور کالتا انسان مهربان، آرام و سر به زیری بود:

«آشور با مادرش زندگی می‌کرد، مادرش سن بالایی دارد و مریض است که از او مراقبت می‌کرد. مادرش خیلی به آشور وابسته بود. نمی‌دانم بدون او چطور اوضاع را می‌گذراند، می‌دانم خیلی برایش سخت است، چون فقط آشور را داشت.»

آشور کالتا دو برادر داشت که در آمریکا زندگی می‌کنند. او همدم و مونس مادر تنها و سالخورده‌اش بود و به گواه دوستانش زندگی‌ خود را وقف مادرش کرده بود. آنها سال‌ها قبل از تهران به فردیس نقل مکان کرده بودند. بعد از اینکه کشته شد کسی از او خبر نداشت. مادرش از طریق آشنایان متوجه کشته شدن آشور شد:

«مادرش نمی‌توانست دنبالش بگردد. یعنی هیچ‌کس نمی‌دانست کجاست و دقیقا چه اتفاقی افتاده، حتی باورمان نمی‌شد واقعا مرده باشد، آن روزها هم شرایط کمی حساس بود و همه می‌ترسیدند. ولی فکر کنم تعدادی از دوستانش پیگیر پیدا کردنش بودند که موفق نشدند تا اینکه با خانواده‌اش تماس گرفتند که برای شناسایی یک جنازه به پزشکی قانونی مراجعه کنند.»

با مراجعه به پزشک قانونی پیکر آشور کالتا شناسایی شد. ابتدا به آنها گفتند با برخورد باتوم به سرش فوت کرده، اما بعد روایت را به «سانحه رانندگی» تغییر دادند و از خانواده هم خواستند تا علت مرگ را به همه تصادف اعلام کنند. با این حال خانواده بعد از مراجعه به پزشکی قانونی و شناسایی آشورکالتا متوجه شدند علت مرگ برخورد گلوله به قلب بوده است.

برای تحویل پیکر آشور کالتا از خانواده او چند تعهد گرفته شد. از آنها خواسته شد درباره مرگ آشور سکوت کنند و اجازه هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی نخواهند داشت. همچنین از آنها خواسته شد تا مراسم ختم برگزار نشود و تنها مراسم تشییع کوچک و بی‌سر و صدایی با حضور تعداد محدودی از فامیل و آشنایان برگزار شد.

پنج‌شنبه ۳۰ آبان ۹۸ پیکر آشور کالتا در آرامستان ارمنی‌ها (نام رسمی) در اسلامشهر ــ که به نام‌های دیگری چون گورستان آشوری‌ها و مسیحیان ارتودوکس و گورستان کدائی‌های کاتولیک نیز مشهور است و مخصوص اقلیت‌های مذهبی است ــ با حضور جمع کوچکی از فامیل و دوستانش به خاک سپرده شد. آشور در گوری که مادرش برای خودش از مدت‌ها قبل تهیه کرده بود و در کنار مزار پدرش به خاک سپرده شد. بر اساس آیین مسیحیان آشوری، مزار او تا یک‌سال سنگ قبر نخواهد داشت.

آشور کالتا اصالتاً از آشوریان اهل ارومیه بود. او تا قبل از نقل مکان به فردیس، سال‌ها در محله شهرآرا در صادقیه تهران زندگی می‌کرد و خادم «کلیسای آشوری تومای رسول» واقع در شهرآرا بود. آشور بعد از بسته شدن کلیسا به شغل رانندگی در آژانس روی آورد:

«کلیسا سال ۹۰ یا ۹۱ به بهانه اینکه فارسی زبان وارد آنجا می‌شود بسته شد. مهم‌ترین دلخوشی‌اش کلیسا بود که از وقتی بسته شد تاثیر بدی در روحیه‌اش داشت. متاسفانه چون در ایران اقلیت بودند، اجازه پرستش خدا به شیوه خودشان را نداشتند و همیشه منع می‌شدند و ترس از برگزاری جلسات دعای هفتگی را داشتند. بعد از بسته شدن اینکه کلیسا رفت آژانس و بعد شرایط بدتر شد و با ماشین پراید کار می‌کرد. خودش شرایط سخت مادی داشت اما به دیگران کمک می کرد، آشور انسانی بود که من به شخصه شبیه‌اش را ندیدم. دلم می‌سوزد که بیگناه پرپر شد.»

به گفته یکی از دوستان آشور، او بعد از سال‌ها تصمیم به ازدواج گرفته بود و قصد داشت به زودی ازدواج کند، اما مرگ امانش نداد. او مدتی به عنوان خدمات نسبت دوربین‌های مداربسته نیز کار کرد، اما مجددا مجبور شد به مسافرکشی روی بیاورد و به گفته دوستانش این تنها منبع درآمد آشور بود.

متأسفانه به دلیل فشار نیروهای امنیتی و مخفی کردن حقایق درباره مرگ آشور کالتا، اطلاع دقیق همراه با جزئیات از مکان و چگونگی کشته شدن او در دسترس نیست.

در پایان از یکی از دوستان آشور خواستم از شخصیت و خصوصیات آشور بگوید: «آشور مرد بسیار بسیار پاک و مرد بسیار بسیار شریفی بود، آدمی واقعا شبیه‌اش ندیده بودم و نخواهم دید، به مادیات دنیا بی توجه و تماماً در کار خدمت به خلق بود. سالیان سال از مادر پیرش که در ایران تنها زندگی می‌کرد، مراقبت می‌کرد و به خاطر ایشان زندگی شخصی خودش را کنار گذاشت و به مادرش خدمت می‌کرد، تماما در حال خدمت به مادرش بود. مهم‌ترین ویژگی‌اش پاکی و بی‌ریایی و صداقتش بود و آرام‌بخش آدم‌ها در زمان گرفتاری‌ها و مشکلات به طوریکه با شنیدن صدای دعای ایشان و دعا کردن برای هر کسی آرامشی به آن شخص می‎داد که همه دوست و آشنایان به این موضوع صحه می‌گذارند. صدای دعای ایشان آرام‌بخش‌ترین صداهایی بود که آدم می‌توانست بشنوند، آشور خیّر، انسان دوست، با وجدان و معتقد به خدا بود.»

آشور کالتا، یکی از صدها قربانی سرکوب خشونت‌بار حکومت در جریان اعتراضات آبان ۹۸ است. روایت داستان زندگی و مرگ او و دیگر کشته‌شدگان، فقط ثبت جنایت‌‌ و سرکوب سیستماتیک‌ در جمهوری اسلامی نیست، بلکه تلاشی برای پاسداشت خاطره‌‌شان در راستای دادخواهی است.

هنوز ابعاد سرکوب و آمار دقیق شهروندان معترضی که در جریان این اعتراض‌های آبان‌ماه کشته و زندانی شدند مشخص نیست. بنا به آخرین آمار منتشرشده از سوی سازمان عفو بین‌الملل، در جریان اعتراض‌های سراسری ضدحکومتی پس از گرانی بنزین، دست‌کم ۳۰۴ تن کشته شده‌اند. همچنین به گزارش سازمان حقوق بشر ایران حدود ۱۰ هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند. تعدادی از کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند. این در حالی است که در روزهای گذشته برخی مقامات جمهوری اسلامی آمار کشته شدگان را ۲۳۰ نفر اعلام کردند؛ اما این آمار غیرشفاف است و به بسیاری از پرسش‌ها پاسخ نمی‌دهد و در عین حال، کمتر از شماری است که سازمان‌های حقوق بشری و برخی رسانه‌ها منتشر کرده اند. خبرگزاری «رویترز» در گزارشی به نقل از منابع ناشناس داخل ایران شمار کشته‌شدگان را ۱۵۰۰ تن گزارش داد بود. سکوت خانواده‌ها در چنین شرایطی می‌تواند به پنهان ماندن حقیقت و مصون ماندن عاملین این جنایت از عدالت کمک کند.

منبع: رادیو زمانه


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.