سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاجری که سرمایه دولت را بر باد داد…...

تاجری که سرمایه دولت را بر باد داد…

چکیده :وقتی بنا باشد یک برداشت خودبرترپندار و نژادگرایانه از سیاست صورت گیرد؛ چه فرق می‌کند که آن اندیشه از ذهن آدولف هیتلر و موسولینی تراوش کند یا از زلف اتوکشیده "ماریان آن برین لوپن" در پاریس، یا از موهای ژولیده "بوریس جانسون" در لندن یا از توییت‌های "دونالد ترامپ " که نه به پیمان‌های بین‌المللی وقعی قائل است نه به حقوق و برابری انسان‌ها. ولو اینکه این انسان‌ها در داخل مرزها و سرزمین تحت حاکمیت خود او...


مالک رضایی

وقتی یک ذهنیت واپسگرایانه بر یک حکمرانی حاکم باشد، چه فرق می‌کند که آن شخص در آمریکا باشد یا در کوه‌های هندوکوش؟ نام حکمران دونالد ترامپ باشد یا بن‌لادن، ابوبکر البغدادی، ایمن الظواهری و…؟

وقتی قرار است یک قرائت افراطی از یک اندیشه‌ای صورت گیرد؛ چه فرق می‌کند که آن اندیشه از زلال معرفت و انساندوستانه اسلام باشد یا از دموکراسی؟

وقتی بنا باشد یک برداشت خودبرترپندار و نژادگرایانه از سیاست صورت گیرد؛ چه فرق می‌کند که آن اندیشه از ذهن آدولف هیتلر و موسولینی تراوش کند یا از زلف اتوکشیده “ماریان آن برین لوپن” در پاریس، یا از موهای ژولیده “بوریس جانسون” در لندن یا از توییت‌های “دونالد ترامپ ” که نه به پیمان‌های بین‌المللی وقعی قائل است نه به حقوق و برابری انسان‌ها. ولو اینکه این انسان‌ها در داخل مرزها و سرزمین تحت حاکمیت خود او باشند.

وقتی بنا باشد یک برداشت غلط از یک قانونی صورت گیرد؛ چه فرق می‌کند که آن قانون بر مبنای فلسفه‌سیاسی جان لاک و ایمانوئل کانت و… نوشته شده باشد یا متکی بر آرای توماس هابز و نیکولو ماکیاولی و…؟

اینها همه نام هستند و اختلاف خلایق از نام اوفتاد؛ چون به معنا رفت، آرام اوفتاد. آنچه در خروجی همه آنها قرار می‌گیرد، لویاتان (levuatan) است و آنچه که امروز در خیابان‌های بیش از ۲۵ایالت آمریکا نمایان است و محدود به آن خیابان‌ها هم نخواهد ماند. ای‌بسا خیابان‌های پاریس، برلین، لندن و… را هم در بر خواهد گرفت.

جهان از تبعیض‌های مختلف نژادی و طبقاتی و حقوق نابرابر میان انسان‌ها رنج می‌برد و هر حکمرانی که این واقعیت را در این فضای به‌هم‌پیوسته و گسترده ارتباطات و تکنولوژی امروز درک نکند؛ بطور آشکاری در گذشته‌های دور تنفس می‌کند و ریه‌های موج دومی و موج اولی او با هوای آزاد و اکسیژن فضای جدید آشنا نیست.

در وجود چنین رهبرانی، تمایلی افراطی به برتری‌طلبی زوزه می‌کشد که تنها با مرگ آرام می‌گیرد؛ حال چه فرق می‌کند این مرگ به‌دست ملک‌الموت باشد یا با گلوله‌ای غافل که در صحرای بنغازی و بغداد و… بر سینه‌شان فرود آید و یا آنکه مردم با کارت قرمز صندوق آرا، حکم بر خروج آنها از صحنه سیاست دهند که البته این مورد کم‌هزینه‌تر است و جهان غرب، هرچه را که نداشته باشد، این را دارد.

آنچه که آشکار است با این اعتراضات گسترده به سیاست‌های ترامپ، اکنون باد مخالفی بر او وزیده است. بعید است که متحدین مرتجع او با دلارهای نفتی، بیش از این بر او دل ببندند و پیکر قطعه‌قطعه شده جمال خاشقچی و… را زیر قبای او پنهان کنند.

گاو زرین بانگ زد، آخر چه گفت
کاحمقان را آن‌همه رغبت شکفت؟!

او حتی قادر به پنهان کردن پیکر جرج فلوید در داخل سرزمین خود هم نیست! امروز خیابان‌های آمریکا، یکصدا آخرین جمله فلوید را فریاد می‌کنند که “can’t breathe!”

اما در این میان، تبدیل یک کشور بزرگ به‌نام ایالات‌متحده آمریکا، از یک فاکتور مطمئن به یک فاکتور نامطمئن از تراژدی‌های بزرگ جهان است و این اپیدمی کمبود اکسیژن را به اروپا و… در حال سرایت دادن است.

به قول ایمانوئل تودر، جمعیت‌شناس فرانسوی، اکنون آمریکا از یک “راه” به یک “مشکل” تبدیل شده است. این وضعیت برای کشور بزرگی به‌نام “آمریکا “باید خیلی دردآور باشد. شاید هیچ‌کسی به اندازه “ترامپ” قادر نبود که این سراشیبی حیثیتی را برای آن کشور رقم بزند.

ای کاش زمانی که آدام اسمیت آن اثر فاخر خود، “ثروت ملل”، را می‌نوشت و آن عبارت معروف خود را فریاد می‌زد که “دولت تاجر خوبی نیست”؛ این را هم می‌گفت که: “تاجر، هم دولت خوبی نیست”.

هرچه باشد، آمریکا در طول ۲۰۰سال گذشته سیاستمداران و روسای جمهور بزرگی مانند جرج واشنگتن، جفرسون، لینلکن، ویلسون، کندی، اوباما و… را داشته است. تکیه دادن کاریکاتوری به‌نام دونالد ترامپ بر جایگاه آن بزرگان، یادآور آن سخن معروف است که: “تاریخ دوبار تکرار می‌شود؛ بار اول در شکل واقعی و بار دوم در شکل کمدی و کاراکترهای تاریخ هم دوبار ظاهر می‌شوند؛ یک.بار در شکل قهرمان و بار دیگر در شکل دلقک”.

آیا افکارعمومی آمریکا، این مهره غلطی را که چهار سال پیش در شطرنج رفتاری خود حرکت دادند، به جای اول خود برخواهند گرداند و به قول کاندولیزا رایس، آیا کسی جلوی این احمق را خواهد گرفت؟

اما یک چیز در این میان روشن است و آن اینکه چنانچه انتخابات امریکا مجددا حکم بر بقای ترامپ در کاخ‌سفید دهد؛ جهان، دنیای ناآرامی را تجربه خواهد کرد و دیوانگان زیادی گرد او جمع خواهند شد که از قدیم گفته اند:
“دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید”!/ راهبرد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.