سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ادبیات حال به هم زنی به نام “سیاستگذاری”، “گزارش سیاستی”، “سیاستگذا...

ادبیات حال به هم زنی به نام “سیاستگذاری”، “گزارش سیاستی”، “سیاستگذار”

چکیده :رشد علمی یعنی رشد علوم پایه.به عنوان مثال رشد دانش جراحی در علم پزشکی یک کشور هرگز به معنای تحول در علم پزشکی آن سرزمین نیست.علم پزشکی زمانی رشد می کند که دانش های پایه ای همچون سلول شناسی،بافت شناسی،عصب شناسی،خون شناسی،ویروس شناسی،میکروب شناسی،و....رشد کنند.در حوزه اجتماع نیز افزایش گزارش های سیاستی به معنای استفاده از علوم انسانی در فرآیند توسعه یک کشور و رشد علوم انسانی آن کشور...


مصطفی مهرآیین

۱. این ادعا شاید ادعای نابجایی نباشد اگر بگوییم یکی از مهمترین نیروهای دخیل در عقب ماندگی این سرزمین افراد دانشگاهی هستند که عمدا یا سهوا این کشور را به بیراهه می برند و بر درد و رنج مردمان آن می افزایند.

۲. شنیده ام در کلاسی دانشجویان از یکی از استادان می پرسند استاد برای پولدار شدن چه کار کنیم.استاد در جواب می گوید به جایی بروید که ثروت در آنجا انباشت شده است و چون ثروت در دست دولت است به سمت دولت بروید تا به منابع دسترسی پیدا کنید و به آرزوی خود برسید.

۳. یکی از مهمترین اهداف برخی از نیروهای تحصیل کرده این سرزمین همواره تلاش برای نزدیک شدن به دولت و دسترسی آسان به منابع آن بوده است.اگر اندکی تاریخی به این ماجرا نگاه کنیم متوجه می شویم که ورود این افراد فرصت طلب به ساختار دولت و دسترسی به منابع آن همواره مبتنی بر یک گفتمان اقناع کننده علمی می باشد.در گذشته معمولا کلماتی چون “کارشناس”،”کار کارشناسی”، ” جلسه کارشناسی”، و….همواره کننده راه ورود این افراد به ساختار دولت بوده است و این کلمات سالهاست که ساختار عقب مانده ما را حول خود چرخانده و چرخانده و از منابع آن به جیب این به اصطلاح کارشناسان اضافه کرده است.چند سالی است،اما،ما با یک ادبیات و شگرد جدید روبروییم که اتفاقا توسط نسل جدیدی از تحصیل کردگان دانشگاهی در رشته هایی همچون مهندسی صنایع، مدیریت تکنولوژی، سیاستگذاری عمومی، آینده پژوهی و حتی جامعه شناسی تولید می شود و چون راهی برای ورود به بانک دولت عمل می کند.کلماتی همچون “سیاستگذار، سیاستگذاری،گزارش سیاستی،آمایش،آینده نگری،سنجش سود و زیان،” و…..که اغلب در قالب پاورپوینت های رنگارنگ در جلسات دولتی طرح می شوند راهی برای دستیابی به منابع این سرزمین در قالب ادبیات دانشگاهیانی است که نام “دکتر” را با خود به همه سو می برند.

۴. در این که ممکن است این علوم کمکی جزیی به رشد و توسعه این سرزمین بکنند شکی نیست.اما،حاکم شدن این نوع گفتمان بر فضای علمی این کشور حکایت از شکل گیری یک بیراهه بزرگ دیگر در تاریخ این سرزمین دارد.بی شک،اگر رابطه ای عمیق میان دانش و توسعه یافتگی وجود دارد این رابطه رابطه ای است که بنا به تاریخ جوامع توسعه یافته میان علوم پایه و توسعه برقرار شده است و نه میان علوم دسته دومی همچون مدیریت و مهندسی صنایع و سیاستگذاری عمومی و توسعه آنچنان که در کشور ما شاهد آن هستیم.

۵. رشد علمی یعنی رشد علوم پایه.به عنوان مثال رشد دانش جراحی در علم پزشکی یک کشور هرگز به معنای تحول در علم پزشکی آن سرزمین نیست.علم پزشکی زمانی رشد می کند که دانش های پایه ای همچون سلول شناسی،بافت شناسی،عصب شناسی،خون شناسی،ویروس شناسی،میکروب شناسی،و….رشد کنند.در حوزه اجتماع نیز افزایش گزارش های سیاستی به معنای استفاده از علوم انسانی در فرآیند توسعه یک کشور و رشد علوم انسانی آن کشور نیست. رشد علوم انسانی زمانی ممکن می شود که دانش های پایه ای همچون ارزش شناسی،روایت شناسی،زبان شناسی،روان شناسی،انسان شناسی،دین شناسی،خدا شناسی،و….در یک جامعه رشد بیابند نه میزان گزارش های بی معنایی که انباشته از جدول و طرح و مدل و نمودار و فلش و رنگ و…..هستند.

۶. مصیبت بزرگتر در کشور ما وجود دانشگاهیانی است که هم در پی خوردن از توبره هستند و هم در پی خالی کردن آخور.این گروه از افراد هم خود را متخصص علوم پایه می دانند و هم از هیچ فرصتی برای تهیه پاورپوینت های رنگارنگ سیاستی برای خالی کردن جیب این سرزمین در جیب های شخصی شان کوتاهی نمی کنند.این افراد دغلبازان میدان دانشگاه هستند.افرادی که بی ذره ای اندیشه به درد و رنج های مردم این سرزمین صرفا به انباشته کردن ثروت در زندگی نحیف و بی معنای خود مشغولند و البته گاه برای خالی نبودن عریضه نشان های مردم داری به گردن می آویزند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.