شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دو سوال از کسانی که هم خواهان تغییر در شرایط کنونی کشور هستند و هم مخالف روشهای تغییر

شنبه, ۳ خرداد, ۱۳۹۹

چکیده : با تحریم فعال انتخابات مخالفند چون معتقدند خالی کردن میدان برای جناح دیگر حکومت دقیقا همان چیزی است که او میخواهد و هم اینکه باعث میشود شرایط از این هم بدتر شود.البته گاهی از نظر اخلاقی یا بظاهر عقلانی حضور را نادرست و بی فایده میدانند و بصورت نیم بند اعلام عدم حضور میکنند (البته با تاکید بر اینکه این رفتارشان معنای تحریم نیست) گرچه معتقدند عدم حضورشان نیز تاثیری بر رفتار حاکمیت نخواد داشت.


ابوالفضل رحیمی شاد

امروز کمتر کسی است که از شرایط کشور ناراضی نباشد و خواهان ایجاد حدی از تغییرات نباشد.بخش کوچکی از این جمعیت بزرگ ناراضی همچنان مشکل را در نحوه عملکرد قوه مجریه و به میزان کمتر در عملکرد برخی افراد در سایر قوا میدانند و راه حل مشکلات و بهبود وضع کشور را در تغییر این افراد و انتخاب یا انتصاب افراد شایسته(نزدیک تر به رهبر،ولایتمدارتر و در حقیقت همان اطاعت پذیرتر)می دانند.تکلیف این عده روشن است و قطعا مخاطب سوال هایی که اینجا مطرح شده است نیستند.

مخاطب سوال در اینجا افراد ناراضی از شرایط کشور هستند که حل مشکلات را در گروی تغییرات اساسی در رویکرد و عملکرد مسئولان بلند پایه، بویژه شخص رهبر و حتی تغییر در ساختار نظام میدانند اما؛

با جنگ و ورود نیروهای خارجی برای انجام تغییرات مخالفند چون آنرا باعث شروع و دامن زدن آشوب های داخلی و سلطه نیروهای خارجی و در نهایت عراق و افغانستان شدن میدانند.

با تحریم رژیم از سوی کشورهای خارجی و نهادهای بین المللی مخالفند چون آنرا باعث اعمال فشار به مردم و تضعیف دموکراسی و تقویت بیشتر استبداد داخلی میدانند.

با اعتراضات خیابانی و قیام گسترده مخالفند چون آنرا باعث اعمال خشونت بیشتر از سوی رژیم،کشتار و ترساندن بیشتر مردم و در کل بی فایده و بدفرجام میدانند.

با اقدام به اعتصابات گسترده و فراگیر مخالفند چون آنرا موجب فشار به اقشار ضعیف و ناتوان جامعه و در دراز مدت ناشدنی و غیرممکن میدانند.

با تحریم فعال انتخابات مخالفند چون معتقدند خالی کردن میدان برای جناح دیگر حکومت دقیقا همان چیزی است که او میخواهد و هم اینکه باعث میشود شرایط از این هم بدتر شود.البته گاهی از نظر اخلاقی یا بظاهر عقلانی حضور را نادرست و بی فایده میدانند و بصورت نیم بند اعلام عدم حضور میکنند (البته با تاکید بر اینکه این رفتارشان معنای تحریم نیست) گرچه معتقدند عدم حضورشان نیز تاثیری بر رفتار حاکمیت نخواد داشت.

حالا سوال این است؛

۱_ اگر با همه این روشها مخالف هستید چه روشی را برای اعمال فشار به حاکمیت و ایجاد و انجام تغییرات لازم پیشنهاد میکنید؟

۲_ اگر با همه این روشها مخالف هستید اما از سوی دیگر همچنان خواهان تغییر می باشید این نوع از تغییر خواهی نشانگر چیست؟ ترس،درماندگی آموخته شده،نادانی،فریبکاری، سوداگری،حفظ حداقل منافع و رانت های در دسترس، پذیرش نقش شبه اپوزیسیون داخلی و قلابی برای حفظ و برون رفت نظام سیاسی در صورت بروز شرایط بحرانی، تلاش برای برخورداری از حداقل فرصت و امکان فعالیت در عرصه سیاسی در صورت تغییر رژیم یا شاید هم مبتلا شدن به سندرم گلام؟