شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» قتل بزرگمهر و سنت وزیر کشی در تاریخ ایران

پنج شنبه, ۱ خرداد, ۱۳۹۹

چکیده : سنت وزیرکشی بعد از ورود اسلام به ایران هم ادامه می یابد. برای مثال جعفر برمکی وزیر ایرانی به دست هارون عباسی کشته می شود. در دوره سلطان مسعود غزنوی، نوبت به دار آویختن حسنک وزیر است که به او اتهام گرایش به قرمطیان و اسماعیلیه می زنند و ریختن خونش را مجاز و مباح می دانند. ترس پادشاهان و خلفا و حاکمان از اینکه مبادا قدرت مطلقه و یا بخشی از آن را از دست بدهند یا وزرا را می کشتند و یا آنها را به انزوای کامل می کشیدند.


سعید معدنی

برخی مورخان براین باورند که ماه اردیبهشت ۵۹۰ میلادی آعاز متلاشی شدن حکومت ساسانیان است. زیرا دراین ماه و سال بسیاری از مدیران مجرب و ایراندوست کشوری و لشکری توسط شاه ساسانی برکنار، بازداشت و به قتل می رسند.همچنین در این ماه از آن سال برخی تاریخ نویسان قتل بزرگمهر حکیم را نیز به دستور خسرو پرویز یادآور می شوند. البته تاریخ دانان می دانند که شخصیت بزرگمهر آمیخته با واقعیت و افسانه و اسطوره است، اما به باور برخی مورخان شخصی به نام بزرگمهر وجود داشته است.
قتل بزرگمهر یادآور سنت وزیر کشی است که در تاریخ این سرزمین به دفعات تکرار شده است. در این مقال کوتاه به چند مورد از وزیرکشی، که خوانندگان این متن کم و بیش با سرنوشت آنها آشنایند، اشاره می شود.

سنت وزیرکشی بعد از ورود اسلام به ایران هم ادامه می یابد. برای مثال جعفر برمکی وزیر ایرانی به دست هارون عباسی کشته می شود. در دوره سلطان مسعود غزنوی، نوبت به دار آویختن حسنک وزیر است که به او اتهام گرایش به قرمطیان و اسماعیلیه می زنند و ریختن خونش را مجاز و مباح می دانند. ترس پادشاهان و خلفا و حاکمان از اینکه مبادا قدرت مطلقه و یا بخشی از آن را از دست بدهند یا وزرا را می کشتند و یا آنها را به انزوای کامل می کشیدند.

در دوران معاصر امیرکبیر وزیر لایق و کاردان ناصرالدین شاه نیز ابتدا برکنار، سپس تبعید و به خدعه درباریان رگ دستش در حمام فین کاشان زده میشود و به قتل می رسد.

داستان دکتر محمد مصدق نیز از آن وزیر کشی های تاریخ اخیر است. اگر چه وی ظاهرا کشته نشد اما پس از مدتی تحمل زندان، تبعید شد و در روستای احمد آباد – شهرستان آبیک استان قزوین – تا آخر عمر دور از دوستان و یارانش به حصر خانگی و انزوا گذراند.

هویدا نیز از این رهگذر بی نصیب نماند. امیر عباس هویدا به ظاهر طولانی ترین نخست وزیری را در تاریخ معاصر ایران دارد، و بیش از دوازده سال در این مقام ماند و از کرنش گران درگاه اعلیضرت محمدرضا شاه بود!. شاه پهلوی در آستانه سقوط حکومتش برای ساکت کردن انقلابیون هویدا را زندانی کرد اما پس از مدتی خودش به همراه خانواده و درباریانش از کشور گریختند و هویدای در بند را دو دستی به انقلابیون خشمگین سپردند و آنها نیز به باور خود نخست وزیر نظام فاسد را بدون محاکمه درست و حسابی ، بدون وکیل مدافع و تشریفات، در مسیر انتقال از دادگاه به بازداشتگاه گلوله ای به سرش شلیک کردند و کشتند، تا سنت وزیر کشی در این سرزمین ادامه پیدا کند. به عبارتی می توان گفت قاتل اصلی هویدا محمدرضا شاه و سردمداران پهلوی بودند.

درباره لیست وزیر کشی در تاریخ طولانی ایران بسیار می توان گفت و نوشت. دلایل این مرگ ها متعدد و متنوع هستند اما در یک چیز اشتراک وجود دارد، و آن اینکه حاکمان مستبد می ترسیدند که مبادا قدرت کامل خود را از دست بدهند، لذا بهترین راه فرستاندن وزیران به سوی زندان و حصر و تبعید و چوبه دار بود.

جالب آنکه در اغلب اوقات زمانی طول نمی کشید، و پس از کشتن وزرای لایق توسط حاکمان نادان، حکومت شان در مسیر تزلزل و سقوط قرار می گرفت. ۳۰ سال پس از کشته شدن بزرگمهر، با حمله اعراب مسلمان به ایران حکومت ۴۰۰ ساله ساسانیان سقوط می کند و برای همیشه به تاریخ می پیوندد.