چکیده : آخر شب در راه بازگشت به خانه سراغ دستگاه ATM رفتم؛ دیدم دونفر جوان در حال ضدعفونی دستگاه خود پرداز هستند
علی نیکجو
آخر شب در راه بازگشت به خانه سراغ دستگاه ATM رفتم؛ دیدم دونفر جوان در حال ضدعفونی دستگاه خود پرداز هستند؛
️من: آقا دمتون گرم واقعا…
️اونا: خواهش میکنم کاری نمیکنیم
️من: خودتون شخصا این تصمیم را گرفتید و اجرایی کردید یا سامان دهی شده با یک نهاد مردم بنیاد و یا NGO هستید؟
️اونا(با مِن و مِن و مکث طولانی) : راستش ما از طرف بسیج هستیم
️من(با خنده و لحن شوخی) : آقا ما یه عمری از شما بد گفتیم، اجازه بدید این کار خوبتون رو هم به اشتراک بگذاریم
️اونا(با خنده) :ما خاک پاتیم
️من:اجازه دارم عکس بگیرم؟
️اونا: فقط صورتمون معلوم نباشه
️من: بابا شما که ماسک دارید، چیزی از اخلاصتون کم نمیشه(خنده هر سه تامون)
️اونا: اره حاجی بگیر
️من: مخلصم…
بحران فرصتی است تا شکاف عمیق و ناامیدی و بیاعتمادی از همدیگر را به ویژه میان نهادهای حکومتی و قاطبه مردم تا درجاتی مرتفع کنیم…