چکیده : صداوسیما اعلام کرد «مایکل دئاندرا، مشهور به آیتالله مایک، از مسئولان سازمان سیا که نقشی کلیدی در قتل سلیمانی و همراهانش داشته در سانحه سقوط هواپیما در افغانستان کشته شده است». اما به سرعت معلوم شد تصویری که مثلا قرار بود «مایکل» باشد، یک بازیگر آمریکایی است به نام «فردریک لِین» در فیلم «۳۰دقیقه بعد از نیمه شب»! نمونهای از اعتبار بزرگترین و پرخرجترین بنگاه خبری جمهوری اسلامی
محمدجواد اکبرین
۱. اعلام شد که قرار است کانالی در سوییس «صدور دارو و مواد غذایی ضروری به ایران» را تأمین کند. یعنی در نتیجهی ۴ دهه مدیریتِ «دشمنمحور»، ایران به نقطهای از انزوا و تحریم سقوط کرده که از کانالی مشخص «دارو و غذای ضروری» بگیرد! نام این ذلت را هم میگذارند: استقلال و عزت.
۲. صداوسیما اعلام کرد «مایکل دئاندرا، مشهور به آیتالله مایک، از مسئولان سازمان سیا که نقشی کلیدی در قتل سلیمانی و همراهانش داشته در سانحه سقوط هواپیما در افغانستان کشته شده است». اما به سرعت معلوم شد تصویری که مثلا قرار بود «مایکل» باشد، یک بازیگر آمریکایی است به نام «فردریک لِین» در فیلم «۳۰دقیقه بعد از نیمه شب»! نمونهای از اعتبار بزرگترین و پرخرجترین بنگاه خبری جمهوری اسلامی، که اول شخصیت میبافد، بعد برای شخصیتی که خودش بافته، خوشحال و شادروان عکس سرچ میکند، وقتی فاش میشود هم مهم نیست! این نتیجه طبیعیِ عادت به وقاحت و بیحیایی است.
۳. رئیس قوه قضائیه تصمیم گرفته اصلاحات قضایی کند. مثلا اعلام کرده از این به بعد برای بازداشت افراد باید مدارک وجود داشته باشد. ولی به سرعت، قبل از اینکه دچار توهم شوید که مبادا بعد از ۴۰سال، الفبای حقوق را کشف کردهاند، ناگهان میخوانید که ضابطانِ همان قوه قضائیه در روش جدیدشان، اول به خانه روزنامهنگار و فعال سیاسی و مدنی هجوم میبرند، کاغذ و فیلم و آلبوم و هر چه دارد را میبرند اما خودش را بازداشت نمیکنند. یعنی با تجاوز به زندگی و غارت وسائل شخصیاش اول سندسازی میکنند، بعد بازداشت. در تازهترین نمونه به خانه یاسمن خالقیان، روزنامهنگار رفتهاند و پس از ۳ ساعت و نیم تفتیش خانه، تلفن همراه، لپتاپ و کارتهای خبرنگاری او را ضبط کرده و بردهاند، بلکه بتوانند چیزی جور کنند تا بشود بازداشتش کرد. البته تجربه نشان داده از اصلاحات، چه سیاسی و چه قضاییاش چیزی بیش از این درنمیآید، چون در نهایت ویرانهای را نمیسازد، فقط ویرانیها را پشت ویترین «اصلاح» پنهان میکند و تیشهها را معتدلتر و محترمانهتر میزنند.
ولی شروع سالگرد فجرشان با همین چند خبر کافیست؛ حالا بروند رساندن دهه فجر به «دهه زجر و دهه فقر» را جشن بگیرند و سر هر کوی و برزن پرچم بزنند؛ به زودی مجبور میشوند باور کنند که: سربلندی یک حکومت را به بلندیِ بخت انسانهایش میسنجند نه به بلندای پرچمهایش.