شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» برای فرهاد خسروی کولبر ۱۴ ساله که یخ زد و کشته شد

شنبه, 21 دسامبر, 2019

چکیده : تو در هیاهوی بیرحمی ها، ژستها، لبخندها، فریادها، هیجانها، فکرها، صداها فراموش شدی چون صدایی نداشتی.


زهرا موسوی خامنه

خواب ابدی سهم تو و بغض بی امان این تیره روزها برای ما که از زندگی کردن خفه شده ایم

بخواب! ‎
تو این صداها را دیگر نمی شنوی، صدای آنها که سرگرم دعوای سیاسیند.

سرگرم رقابتها

تو در هیاهوی بیرحمی ها، ژستها، لبخندها، فریادها، هیجانها، فکرها، صداها فراموش شدی چون صدایی نداشتی.

هرکس شغلی دارد.
اما تو شغلی “داشتی”
شغلت این بود که ستون نازک خانه ات باشی.

شغلت بار های سنگین بر دوش کشیدن در کوره راه های یخ زده بود. شغل تو مردن در نوجوانی به جرم فقر بود. ‎

آن سو تر، تر شکارچیانی شغلشان این است که تیر می زنند و پرنده شکار می کنند.

بخواب که اینطور امن تر است!

وقتی تنها بودی و یخ می زدی ،آرزوها و طراوت و نفست از بین انگشتان مشت شده ات ، سر خورد و بر زمین ریخت

این مشتها تنبیه میکند! هرچند که جان ندارد. ‎

این مشتها سند روز داوریست