چکیده : امنیتی شدن فضای دانشگاه یعنی صدور سهمگین ترین احکام امنیتی برای طبیعی ترین و متعارف ترین فعالیت های منتقدانه یا آزادی خواهانه یا آگاهی بخشی دانشجویی همچون برگزاری سمینار یا میزگرد یا تجمع دانشجویی که عنوان اتهامی اش را همکاران ایشان، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی نام نهاده اند؟
کلمه – گروه سیاسی
دادستان کل کشور گفته است: هیچکس حق حاکم کردن فضای امنیتی بر محیطهای علمی را ندارد و من به عنوان مدعی العموم با کسانی که بخواهند فضای دانشگاه را امنیتی کنند برخورد خواهم کرد!
سخنانی که از شدت شگفت انگیزی حتی مجال بهت هم نمی دهد! دادستان کل کشور دادستان کل کدام کشور است؟ ایران؟ اگر محل کار ایشان ایران است آیا او از سرنوشت دهها دانشجوی بازداشتی و ممنوع التحصیل و ستاره دار بی اطلاع است. از نهادهایی که دانشجویان را بازداشت میکنند یا ممنوع التحصیل و ستاره دار میکنند هم بی اطلاع است؟
از علت این اقدامات خلاف قانون نیز خبر ندارد؟
نمیداند دانشجویان به لطف نهادهای امنیتی، وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و نهایتا آن دستگاه غیرقانونی دادگاه انقلاب که به نام، دادگاه است اما زیر نظر هیچ بخشی از قوه قضاییه نیست و هیچ بخش از قوه قضا هم درباره اقدامات و احکام آن دادگاه ها پاسخگو یا مسئولیت پذیر نیست، از تحصیل محروم و ممنوع میشوند؟
و به چه علتی؟ دقیقا به همین علت که ایشان فرموده اند؟ یعنی امنیتی شدن فضای دانشگاه.
یعنی سرنوشت سها مرتضایی!
او میتواند این دانشجوی نخبه سرزمین را که با یک تکه مقوا در دستش در مقابل دانشگاه به اعتصاب نشسته و مثل شمع آب میشود تا زیر فشار همان حضرات امنیتی مجبور نشود برای ممنوعیت حضور در دانشگاه به بیماری روانی متهم گردد، به دفترش دعوت کند و از او بپرسد کدام نهاد امنیتی بر سر این فرزند مملکت چنین مصیبت آورده است!
امنیتی شدن فضای دانشگاه یعنی صدور سهمگین ترین احکام امنیتی برای طبیعی ترین و متعارف ترین فعالیت های منتقدانه یا آزادی خواهانه یا آگاهی بخشی دانشجویی همچون برگزاری سمینار یا میزگرد یا تجمع دانشجویی که عنوان اتهامی اش را همکاران ایشان، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی نام نهاده اند؟
آیا آقای دادستان کل واقعا در این سخنان خود جدی و صریح است و چنانکه گفته:
مردم حق دارند که اعتراض کنند چه از طریق صدا وسیما ! و چه از طریق فضای مجازی.
اگر بواقع و به حکم منطق زبان و بیان، دادستان کل، سخن معناداری گفته و در متوجه الزامات و نتایج سخنان خود هست، دقیقا میداند «برای اینکه به عنوان مدعی العموم با کسانی که بخواهند فضای دانشگاه را امنیتی کنند برخورد» کند باید سراغ کدام نهادها برود و بر مدار قانون شان محاکمه کند. او باید سراغ نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و قضایی رود که همگی را بخوبی و بسیار بهتر از مخاطبان سخنان خود میشناسد و میداند آن نهادی که دانشجویی را به خاطر یک کلام اعتراض، یک خط نوشته یا یک ساعت نشست دانشجویی احضار و بازداشت میکند و حکم بمب گذار بر دانشجو مینویسد و به اجرا میگذارد کدام نهادهاست!
او خوب میداند کدام نهادها نشست های دانشجویی و سخنرانان آن را حذف و لغو میکنند و اینکار را پس از موافقت شورای تامین استان و دانشگاه انجام میدهند و به خفه کردن دانشگاه اهتمام ویژه دارند!
آقای دادستان این همکاران و نزدیکان را به خوبی می شناسد. پس بسم الله. فقط میماند امکانش.
آیا او میتواند؟!