شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دوگانگی نفوذ؛ از دیدگاه حاکمیت تا زیر پوست شهر

سه شنبه, ۱۴ آبان, ۱۳۹۸

چکیده : حالا دشمن کیست که بخواهد نفوذ سخت یا نرم داشته باشد؟ دسته اول دشمنانی هستند که از ترس تهدید به محوشدن ،مجبور به دفاع و نفوذ هستند. دسته دوم دشمنان ، محصول تفرقه در دین اشتراکی اسلام هستند و هرکس دیگری را به فرقه گرایی و کفر و ارتداد متهم می‌کند.


فرهاد محبی

برخی واژه ها در ادبیات سیاسی حکومت ایران جایگاه ویژه ای دارند خاصه که این واژگان ساخته و مورد عنایت شخص رهبر باشند. به عنوان نمونه واژه« بصیرت» که پیرو اعتراضات به حق مردمی در سال ۸۸ خلق شد، صاحب جایگاه رفیعی شد. بصیرت اما به زعم مؤسس و هوادارانش، بیانگر لزوم آگاهی در برابر براندازی بود. از آنجا که صحبت از براندازی خط قرمز نظام است، لذا بدلیل ملاحظات امنیتی،عطای تفسیر این مقوله را به لقایش می بخشیم.

البته از نگاه حاکم بزرگ‌ و خالق واژه های مرموز، براندازی درجات خفیف تری دارد که شامل « استحاله» و « نفوذ »است. با «استحاله» نیز کار نداریم چون با رجوع به معنی فقهی این واژه ، متوجه علت به حاشیه رفتن آن می شویم.

آنچه در این نوشتار مدنظر است تحلیل دوگانه واژه «نفوذ» است.

تحلیل اول «نفوذ خیالی دشمن »از دیدگاه حاکمیت و تحلیل دوم«نفوذ واقعی فقر » به زیر پوست جامعه است.

اگر چه از قدیم گفته اند : «هزار دوست کم و یک دشمن بسیار» ، اما برخی دشمن تراشی را لازمه بقا می دانند و همه دنیا را دشمن خود فرض می کنند . کسانی که مدعی تنها حکومت پاسدار دین خدا در جهان هستند ولی با رکوردداری در اختلاس و رشوه و ارتشاء آبروی تمام ادیان الهی را برده اند.اینان تعامل با جامعه جهانی را پایانی بر سلطه نامشروع خود میدانند و هرگونه ارتباط با دنیای بیرون را نفوذ دشمن تلقی می‌کنند. از نگاه این حاکمان مستبد، دشمن توان رویارویی نظامی و نفوذ سخت را ندارد بنابراین به نفوذ نرم یا همان جنگ نرم روی آورده است.

حالا دشمن کیست که بخواهد نفوذ سخت یا نرم داشته باشد؟ دسته اول دشمنانی هستند که از ترس تهدید به محوشدن ،مجبور به دفاع و نفوذ هستند. دسته دوم دشمنان ، محصول تفرقه در دین اشتراکی اسلام هستند و هرکس دیگری را به فرقه گرایی و کفر و ارتداد متهم می‌کند.

دسته سوم اما فرزندان نخبه و مستعد خاک پاک این سرزمین هستند . آنهایی که یا از ترس جان جلای وطن نمودند و یا پای رفتن نداشته اند و مات و مبهوت به گوشه ای خزیده اند. قسمت جالب ماجرا اینجاست که تحلیل گران حکومتی،افراد شایسته دسته سوم را به ناحق همسو با سایر دشمنان دانسته و بعضا در اوج بی انصافی آنها را مزدور و وطن فروش نیز خطاب می کنند.

صحبت از نفوذ دشمن و برخورد با نفوذی ها درحالیست که اصل نفوذ چیز دیگری است و نفوذی های واقعی نیز کسان دیگر هستند. امروز آنچه از «نفوذ »در ایران به ذهن هر انسان آزاده ای متبادر می شود ، نفوذ فقر به زیر پوست جامعه و مغز استخوان مردم است. رهبران ایران اگرچه در این چند سال اخیر، با مکر و تزویر ، ذهن مردم را از این نوع نفوذ به نفوذ خیالی دشمن مشغول کرده اند اما درد فقر استخوان سوز تر از آن بود که پشت نیت شوم رهبران پنهان شود.

امروز سرایت فقر، نابرابری، تبعیض و بی قانونی در بدنه جامعه به حدی است که تبدیل به غده ای عفونی و کشنده شده است. غده ای سرطانی که برای عمل جراحی اساسی آن باید اقدام فوری نمود.

نفوذی های واقعی نیز مدیران و صاحب منصبانی هستند که در تبعیت از هوای نفس، باعث اصلی نفوذ فقر به جامعه هستند.

پیامبر گرامی اسلام چه زیبا نفوذ شرک در دل‌ها را به راه رفتن مورچه سیاه در دل شب تار بر روی تخته سنگی سیاه تشبیه کرده است.

نفوذ شرک در دل برخی ها باعث شده که آنها نفوذ واقعی فقر در جامعه را ، نفوذ خیالی دشمن بدانند و از این رهگذر برطبل بی عاری بکوبند و مصالح ملت را فدای منافع شخصی خود کنند.