شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» نقش تندروها در شکست معاهده امام مجتبی (ع)

شنبه, ۱۳ مهر, ۱۳۹۸

چکیده : قطعا اگر شیعیان تندرو، بجای شکستن حریم امام، به معاویه ی پیمان شکن حمله ور میشدند و جو عمومی جامعه و افکار عمومی را به او بعنوان فردی مزوّر و پیمان شکن متوجه میکردند، او نمیتوانست به راحتی عهده نامه را پاره کند و جامعه اسلامی از آن صلاحدید بزرگ و مهم حضرت مجتبی(ع) محروم سازد.


هادی سروش

هفتم صفر بنا به روایت شهید اول و شیخ کفعمی مشهور به روز شهادت امام حسن (ع) است.
والبته شیخ کلینی آخر صفر و شیخ مفید ۲۸ صفر را معرفی نموده .

برماست که در این روز ، عظمت امام مجتبی (ع) در قدم و قلم و زبان ، مورد تکریم قرار دهیم.

در زندگی و سیره حضرت مجتبی(ع) پرسش ها زیاد است .

در این ایام شهادتش ، ذهن به نکته ای متوجه است:
آیا معاویه و دستگاه حکومتی بنی امیه در حمله شدید شیعیان تندرو و انقلابی به امام حسن (ع) – که در طول تاریخ ۲۵۰ ساله امامت بی نظیر است – در رابطه با “معاهده صلح” نقش نداشته ؟

به گمانم با شواهدی از تاریخ میتوان به این باور رسید ؛
“دستگاه نفوذ امویان” روی آتش به اختیارهای شیعی ، “چتر” باز کرده بود.

کوچکترین نشانه اش این است همه آنان عین یک جمله را تکرار میکردند و به امام میگفتند : “یامذل المومنین” !!

برداشت بنده این است ؛ این حرکات داخلی بر علیه امام مجتبی (ع) از سوی شیعیانش ، راه را برای بهم زدن یک طرفه ی “معاهده صلح” از سوی معاویه آماده نمود و آن معاهده به راحتی توسط معاویه نقض شد و در سخنرانی عمومی و رسانه ای اش در برابر همگان به راحتی اعلام کرد ؛
” هر پیمانی که با حسن مجتبی و با شما داشته ام ، بکلی مردود است ؛ – فکل شرط شرطته لکم فهو مردود” (الفتوح۱۹۵/۳)

جالب اینجاست که در آن موقعیت حساس مرگ و زندگیِ سیاسی ، آن آتش به اختیارها و تندروها ، لب نگشوده و هیچ اعتراضی نکردند که ؛ چرا پیمان شکنی میکنی و ما اجازه چنین خیانتی را به تو نمیدهیم ، ولی بجایش به امام مجتبی (ع) حمله ور شدند !

یکی گفت :
“فقط بگو چرا با او معاهده امضاء نمودی ؟! ؛ – کیف بایعت معاویه!”

ودیگری پا فراتر گذار و گفت :
“ای کاش شما و ما ، همه مرده بودیم!”

ودیگری گستاخی را تمام کرد و نسبت “کفر” داد !!
در اینجا بود که رنگ از رخسار امام مجتبی رفت ..

و آن معاهده ای که به تعبیر امام حسن (ع) برای حفظ “خون مسلمین” منعقد شد (البدائه والنهایه۴۶/۸)،
و میتوانست ؛ “پربرکت از خورشید نسبت به زمین ، برای جامعه و خصوصا شیعیان باشد” (احتجاج طبرسی۶۷/۲)
به امحاء رفت.
و خروجی اش این شد که دین و مردم و ذخائر معنوی و مادی جامعه اسلامی ؛ شش دانگ برای بیست سال دیگر در خدمت معاویه قرار گرفت و هم دین را منحرف کرد و هم نسل شیعه را بیچاره کرد!

چقدر زیبا امام حسن به این دو فرآیند تندروی ها و حاکمیت مطلقه امویان تصریح نمود ؛
در پاسخ به مختار فرمود :
“من میتوانستم در گوشه ای به راحتی به مسئولیت های فردی و عبادت بپردازم ولی دیدم اگر اقدام نکنم نسل شما بیچاره خواهد شد.”(علل الشرائع /۲۲۰)

و نیز آن حضرت در خطبه ای عمومی فرمود:
“ازاین بعد شمشیر معاویه را خواهید دید ، و بنی امیه حتا اگر از قومش فقط یک پیرزن داشته باشد ، با همان پیرفرتوت ، دین خدا را منحرف خواهد کرد”. ( بحار؛ج۴۴ص۴۳)

و همه آن چیزی که امام مجتبی (ع) فرموده بود ، شد که شد..

قطعا اگر شیعیان تندرو ، بجای شکستن حریم امام ، به معاویه ی پیمان شکن حمله ور میشدند و جو عمومی جامعه و افکار عمومی را به او بعنوان فردی مزوّر و پیمان شکن متوجه میکردند ، او نمیتوانست به راحتی عهده نامه را پاره کند و جامعه اسلامی از آن صلاحدید بزرگ و مهم حضرت مجتبی(ع) محروم سازد .

پس هیچ ذهن تاریخی و سیاسی ، نمیتواند باور کند که در نقش آفرینی تندروها ، دستگاه امنیتی معاویه ، بی دخالت باشد.

امان از “بدفهمی ها” و امان از “دیرفهمی ها” !