شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» ناگریز از اصلاح طلبی کامیاب

شنبه, ۱۳ مهر, ۱۳۹۸

چکیده : در بین اصلاح‌طلبان نیز افراد و جریاناتی که از ایده توامان "جامعه محوری" و "اصلاحات از بالا " دفاع می کنند وجود دارد؛ اما در واقعیت امر سیاسی آنچه بصورت عملی پدیدار شده این است که بخش عمده ای از کنشگران سیاسی اصلاح طلب صرفا اصلاح طلبی را به کازارهای انتخاباتی و فعال نمودن ستادهای انتخاباتی تقلیل داده اند.


عبدالله مومنی

کارنامه اصلاح طلبی و نحوه مواجهه آن با قدرت سیاسی باتکیه بر رهیافت سیاسی انتخابات‌محوری

این مطلب سرآغاز سلسله مباحثی است که با موضوع تحلیل وضع موجود اصلاحات و تاملاتی در باب چگونگی احیا آن در وضع موجود است این سلسله مطالب نه نسخه است و نه مانیفست، بل طرح دغدغه ای است درده یادداشت که در پی بازنمایی واقعیت برای طرح اندازی آتی است این یادداشتها فی الواقع مقدمه ای است برای گفتگوی بیشتر برای دستیابی به راهبردی نو در چارچوب گفتمان اصلاح طلبی است.

کارنامه اصلاح طلبی ونحوه مواجهه آن با قدرت سیاسی اگرچه باتکیه بر رهیافت های سیاسی است که عمدتا «انتخابات‌محور» است و بر پایه این رویکرد اصلاح طلبی بیشتر محتوی و مفهومی نخبه‌گرایانه داشته است.

بااین وجود در بین اصلاح‌طلبان نیز افراد و جریاناتی که از ایده توامان “جامعه محوری” و “اصلاحات از بالا ” دفاع می کنند وجود دارد؛ اما در واقعیت امر سیاسی آنچه بصورت عملی پدیدار شده این است که بخش عمده ای از کنشگران سیاسی اصلاح طلب صرفا اصلاح طلبی را به کازارهای انتخاباتی و فعال نمودن ستادهای انتخاباتی تقلیل داده اند.

در نگاه و باور کنشگران رویکرد انتخابات محوری، تلقی مضیق از روشهای اصلاح طلبانه در حهت منحصر نمودن امر مشارکت سیاسی ـ اجتماعی داشته اند و امر سیاسی را صرفا به فعالیتهای انتخاباتی و صندوق‌های رأی محدود نموده اند.

گرایش های جدی تری در میان اصلاح طلبان که قائل به رویکرد جامعه محوری و مطالبه محوری بودند و با تاکید بر تکوین جنبش های اجتماعی و تقویت جامعه مدنی فعالیت اصلاح طلبانه را محصور در تصاحب قدرت ندانسته وگسترش راهبرد تغییرات با تکیه بر توان جنبش اجتماعی را به عنوان ابزارهای تحقق اصلاحات تعقیب می نمودند اما بدلیل موانع جدی که پیش روی این رویکرد بوده ومحدودیت های سیاسی که مترتب براین شیوه اصلاح طلبی و نیزاتفاقاتی نظیر انتخابات ۸۸ و هزینه های سیاسی پس ازآن؛ آنچه بعنوان واقعیت امر درسپهر عمومی سیاست رخ داده منجر به تقویت گرایش های کنش گران سیاسی که نگرش معطوف به اصلاحات سیاسی از بالا و اصلاحات دولت محور داشته اند را بهمراه داشته است و به همین دلیل مناسبات و بزنگاههای انتخاباتی را به مهمترین کرانیگاه در جهت اتمام حجت و فیصله بخشی اصلاح طلبی تبدیل ساختند.

گرایش انتخابات محور تنها منبع فعالیت و یگانه امکان اثرگذاری

بر همین پایه و در عمل رویکرد “اصلاحات از بالا و انتخابات محوری” هر گونه مشارکت در امور سیاسی را برای شهروندان ایرانی و احزاب سیاسی به حضور در انتخابات تنزل داده اند و عملا بستر هر گونه سیاست ورزی و کنشگری را صرفا در هنگامه های انتخاباتی فراهم نموده وقابل دفاع می دانند؛ نتیجه تقویت گرایش انتخابات محور اگر چه در طی سالیان گذشته تنها فعالیت گسترده و یگانه امکان اثرگذاری و تغییر بوده است.

رویکرد انتخابات محوری مرز اصلاح طلبی را با سایر گرایش های سیاسی محافظه کارتر خلط نموده است.

اگرچه رویکرد سیاسی که از طریق مشارکت در انتخابات اهداف اصلاح طلبی را تعقیب می نموده و بدیل موثرتری از انتخابات تاکنون ارائه نشده است ؛اما همواره امکان تنزل وتخفیف اثربخشی ذیل این رویکرد وجود دارد؛ تاجاییکه عملا مرز اصلاح طلبی را با سایر گرایش های سیاسی محافظه کارتر خلط نموده است.

و از سوی دیگر مزیت های حضور در قدرت و برخورداری از امکانات حاکمیت ،توانسته در بین کنشگران ظرفیت استحاله در مناسبات سیاسی حاکم را بوجود بیاورد وعملا بجای آنکه حضور درساختار قدرت و برخورداری از امکانات حاکمیت بتواند منجر به بالفعل شدن “ظرفیت و‌امکانات در قدرت بودن” با هدف تقویت اصلاح طلبی گردد و گام های در جهت پیش راندن اهداف اصلاحات برداشته شود،اما مع الاسف بدلیل فقدان برنامه مشخص و گام نهادن در وادی باری به هر جهت ؛مخاطرات پیش روی اصلاح گری انتخابات محور در طی سالیان گذشته همواره سد راه پیشرفت اصلاحات و در جهت کاستن از اعتبار و جایگاه اصلاح طلبی بوده است

تنعم حاصل از قدرت عامل تهییج وایجاد انگیزش به حضور درقدرت و پررنگ‌ تر شدن انتخابات محوری

رویکردهای سیاسی مقوم انتخابات محوری در نگرشهای سیاسی اصلاح طلبان علاوه بر دوری جستن از تحمیل هزینه های سیاسی وامنیتی اما با نگرشی اثباتی برخورداری از امکانات قانونی وبسترهای عمل‌گرایانه فعالیت سیاسی را می تواند برای جریان اصلاحات بهمراه داشته باشد.

اما برپایه پراگماتیسم سیاسی برخورداری ازجذابیت های تصاحب قدرت که فرد یا گروه و احزاب را متنعم از امکانات اقتصادی و انتفاعی نماید در ایجاد انگیزش به حضور در قدرت و پررنگ شدن انتخابات بشدت تهییج کننده بوده و درمقابل نیزهمین مزیت وامکان قدرت و تحفظ برای استمرار موقعیت درقدرت منجر به کمرنگ شدن انگاره های اصلاح طلبی در برنامه های منتخبین شده است.

منحصر نمودن اصلاح طلبی درهرکدام از دو رویکرد جامعه محوری یا انتخابات محوری نمی تواند ابزار کارآمد پیشبرد اصلاحات باشد

در شرایط فعلی منحصر نمودن اصلاح طلبی در هر کدام از این دو رویکرد نمی توانند به عنوان ابزار پیش برنده تغییر ایفای نقش نمایند؛به گونه ای که در رویکرد انتخابات محور اگر حمایت مردمی و همراهی تشکیلاتی و حمایت جنبش اجتماعی اصلاحات را با خود نداشته باشد از رسیدن به قدرت باز خواهد ماند و نیز علاوه بر این اگر برای رسیدن به قدرت از امکان حمایت اجتماعی برخوردار باشد اما پس از حضور در حاکمیت ؛نتواند از حمایت اجتماعی برای پیشبرد مقاصد جنبش اصلاحی بهره مند گردد در مناسبات قدرت حضوری اثرگذار نخواهد داشت و بالعکس نیز اگر در پروژه اصلاحات صرفا به امر جامعه محوری بسنده کنیم؛ تکوین و تحقق جنبش اجتماعی و جامعه مدنی و بیان مطالبات در میان جامعه؛ بدون داشتن امکان در قدرت سیاسی و فقدان نماینده ای در حاکمیت ،که بتواند در مسیر ودر جهت تعامل و پیگیری مطالبات عموم هواداران اصلاحات ایفای نقش نماید عملا اصلاحاتی در قدرت پیش نخواهد رفت.

در شرایط سیاسی کشور وبرمبنای بررسی تجربیات گذار دموکراتیک و با آگاهی از ساختار سیاسی ایران آنچه می تواند پیش ران اصلاحات باشد ؛در نتیجه تاکید و پذیرش توامان بر این دو گونه روشی از اصلاح طلبی است که حضورو اثرگذاری قدرتمند اصلاحات را تثبیت نماید؛اصلاحاتی که همزمان بتواند در نتیجه مشارکت های سیاسی در ساختار قدرت به پشتوانه اجتماعی ؛نمایندگان اصیلی را هدایت نماید ودرعین حال درپیوند باجامعه وفعالیت در میان تشکل ها ونهادهای اجتماعی ودر نتیجه شکل گیری جامعه مدنی قوی و قدرتمند یگانه حامی پیشبرد اصلاحات با استفاده از ابزارهای قانونی و مدنی باشد.

جامعه مدنی ایران گریزی از اینکه کامیابی ملت در گرو پیشبرد اصلاح طلبی است، نخواهد داشت

اصلاح طلبی در طی تجارب پیشین اگرچه تا کنون دستاورد پایداری در ساختار قدرت نداشته است اما جامعه مدنی ایران گریزی از اینکه کامیابی ملت در گرو پیشبرد اصلاح طلبی است، نخواهد داشت.

بدیهی است که ماندن در وضع موجود و رفتن به سمت سازوکارهای انقلابی و خشنونت زا نه پسندیده و نه شایسته ملت ایران است و نه شدنی و ممکن ؛ از این رو امید به اصلاح همچنان باید محور خواست ایرانیان تحول خواه قرار گیرد و برغم ناکامی و فراز و نشیب های ناموفق؛اما رسالت نیروهای اجتماعی و موثرین جامعه در جهت باورمند ساختن شهروندان به ایده اصلاح طلبی به عنوان راهی کم هزینه و عقلایی است

رویکرد انتخابات محوری در پیش برد اصلاح طلبی مهمترین ابزار در شرایط موجود

مع الاسف در نتیجه هژمونی انتخابات محوری در راهبردهای اصلاح طلبان که جدای از انگیزه های فردی و منافع اقتصادی برخی ازجریانات ؛اما بواقع وبا وجود سوء استفاده برخی از فرصت طلبان ونگرش تک سویه مسیر سیاست ورزی انتخابات محور؛اما رویکرد انتخابات محوری در پیش برد اصلاح طلبی مهمترین ابزار در شرایط موجود است،مساله محل تامل در شیوه سیاست ورزی است که در نتیجه رویکرد انتخابات محوری؛ عملا جایگاه و نقش و اثرگذاری جریانات اجتماعی تقویت کننده روندهای دموکراتیک را کنار گذاشته است ونتیجه کنار گذاردن رویکرد جامعه محور و تقویت کننده جامعه مدنی؛ عملا قدرت گیری نوعی از اصلاحات است که به خالی نمودن اصلاحات از ماهیت اصلاح طلبانه اش انجامیده که در نتیجه استحاله در واقعیت‌های سیاسی مسلط چنین وضعیتی پدید آمده است و نیزائتلاف با اعتدال‌گرایی ؛بدون رعایت پرنسیب های سیاسی اصلاحات در ورود به یک ائتلاف سیاسی ؛نتیجه حمایت و همراهی بی قید و شرط از اعتدال گرایی بخصوص در دوره اخیر به تنزل گفتمان اصلاح طلبی منجر شده است.

اما با این وجود وضعیت جریان اصلاحات در نگرش مردمی چندان مطلوب نیست و البته این گزاره به مفهوم گسست مردم از اصلاحات و پیوستن به رقیب سیاسی این جریان نخواهد بود و ناامیدی از روند حرکت اصلاحی به مفهوم ناامیدی از نتیجه بخش بودن هر گونه سیاست ورزی قانونی و مشارکت سیاسی است

راهیابی جریان اعتدال به قدرت با استفاده از جایگاه و مقبولیت اصلاحات در جامعه

اصلاح طلبی با دارا بودن سابقه و لاحقه تاریخی که در ذهن و ضمیر شهروندان ایرانی تجربیاتی مثبت و ارزشمند از ایستادگی و پایمردی بر سر خواست مردم را به جای گذاشته است و در طی سالهای اخیر نیز این جریان صرفا بدلیل مقبولیت اجتماعی و اعتبار مردمی اش تعیین کننده نیروی آلترناتیو در حکومت بود و در شرایطی که خود نتوانست در قامت جریان سیاسی در شرایط پس از ۸۸امکان حضور رسمی در ساخت سیاسی را بصورت جدی و گسترده بیابد ،در نتیجه حضور اصلاح طلبان در ساختار سیاسی عملا بخشی از نیروهایی که حساسیتی از سوی ارکان حاکمیت به آنها وجود نداشت توانستند در کنار جریان اعتدال بنام اصلاحات به ساختار قدرت راه بیابند .

شرایط امروز کشور از یکسو بخاطراعمال محدودیت ها و تنگ نظرهایی است که شایستگان و نخبگان متخصص و ملی را از امکان خدمت رسانی به مردم محروم نموده و نیز نوعی از سیاست ورزی اصلاح گرایانه که سرنوشت اصلاحات را به سمت اصلاح طلبی بدون اصلاح طلب گسیل داده و امروزه می بینیم که قلب گفتمان اصلاح طلبی نیز براحتی در فضای سیاسی کشور صورت میگیرد و نیروهای سیاسی و یا جریان اصلاح طلبی در خصوص پالایش و مرزبندی با نوکیسه های اصلاح طلب آنهم در شرایطی که در نتیجه بدنامی و بی اعتباری و عملکرد منفعت گرایانه این نیروها در شرایط خاص موجود و در بزنگاه‌ تاریخی پیش رو اقدامی انجام نداده است.

ادامه دارد

منبع: روزنامه سازندگی