شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» آنچه از “نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران” در دوران زعامت آقای خامنه‌ای باقی ماند؟!

شنبه, ۶ مهر, ۱۳۹۸

چکیده : بر هیچ کس پوشیده نیست آنچه امروزه قدرت و سرنوشت کشور در دست اوست شخص رهبری است و بقیه همه مطیع و مجری منویات او هستند. هم اختیارات فراوان و بی حد و حصر او در قانون اساسی و هم بطور خاص تجربه عملی سه دهه گذشته موید صحت این مدعاست، بگونه ای که همگان می دانند از جزیی ترین تا کلی ترین امور کشور زیر نظر اوست و می توان به ضرس قاطع گفت که رهبری و بیت او بطور مستقیم یا غیرمستقیم در همه چیز از سیر تا پیاز کشور مداخله می کنند.


کلمه – مجتبی حسینی

در طول سه چهار دهه گذشته بارها و بارها از تریبون‌های رسمی کشور این عنوان را شنیدیم: “نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران”. منادیان این عنوان در پی القاء این دیدگاه بوده و هستند که این نظامی است متمایز از همه نظام‌های سیاسی دنیا و برتر و متعالی تر از همه و “باید” یا “می‌تواند” الگوی همه جهانیان یا دست کم الگوی جهان اسلام قرار گیرد. اما هیچگاه ازین الگو نه در کل جهان و نه در جهان اسلام استقبال نشد که هیچ بلکه مخالفت‌های جدی هم با آن صورت گرفت، از جمله مخالفت‌های جدی حمله صدام در بدو تاسیس این نظام که با حمایت دیگر کشورهای مسلمان منطقه صورت گرفت تا هنگامه بهار عربی که رهبران آن (بالاخص محمدمرسی در مصر و راشدالغنوشی در تونس) بشدت با آن مخالفت ورزیدند و صراحتا اعلام کردند که الگوی حکومتی مدنظر آنها کاملا متفاوت است از الگوی نظام جمهوری اسلامی ایران. وضعیت کنونی منطقه هم حاکی از تداوم و حتی تشدید و تعمیق همین مخالفت هاست.

علی ایحال، در خصوص این عنوان امروزه بعد از چهار دهه استقرار و استمرار حاکمیت آن می‌توان به داوری و ارزیابی نشست و البته این مدت نه زمانی اندک بلکه زمانی کافی و کاملا مناسب برای چنین داوری است. در ارزیابی که در پی می‌آید در پاسخ به این سوال اساسی و بنیادی که در دوران رهبری و زعامت آقای خامنه‌ای چه چیزی از نظام مقدس جمهوری اسلامی باقی مانده است؟ این فرضیه مطرح شده است که هر پنج مفهوم متشکله عنوان مورد بحث زیرسوال رفته و هر کدام به نوعی بی خاصیت و میان تهی شده اند و ازین لحاظ نظام مقدس جمهوری اسلامی در بن بستی خودساخته گرفتار آمده و در صورت تداوم وضعیت کنونی خواه ناخواه محکوم به شکست و فروپاشی خواهد بود.

نظام

اولین مفهوم این عنوان “نظام” است که بر هیچ کس پوشیده نیست آنچه امروزه قدرت و سرنوشت کشور در دست اوست شخص رهبری است و بقیه همه مطیع و مجری منویات او هستند. هم اختیارات فراوان و بی حد و حصر او در قانون اساسی و هم بطور خاص تجربه عملی سه دهه گذشته موید صحت این مدعاست، بگونه ای که همگان می دانند از جزیی ترین تا کلی ترین امور کشور زیر نظر اوست و می توان به ضرس قاطع گفت که رهبری و بیت او بطور مستقیم یا غیرمستقیم در همه چیز از سیر تا پیاز کشور مداخله می کنند. بطوریکه وقتی گفته می‌شود فلان فرد یا فلان حزب یا جریان سیاسی مخالف نظام است یعنی اینکه منتقد شیوه فرمانروایی رهبری و یا معترض به عملکرد او و نهادهای وابسته به اوست. بنابراین چیزی بنام نظام یا سیستم که دارای اجزا و ارکانی باشد و این اجزا و ارکان در تعامل باهم و مرتبط با یکدیگر باشند و داده هایی از یکسو و خروجی هایی از سوی دیگر و همچنین بازخورد میان این دو وجود داشته باشد معنایی ندارد. هر چه هست شخص رهبری است و اعوان و انصار او و نیروهای سرسپرده ای که گوش بفرمان او و در خدمت اجرای فرامین او هستند. بنابراین حکومتی کاملا قائم به شخص و فردمحور است و بکاربردن مفهوم نظام از اساس بی وجه و نادرست است.

مقدس

مفهوم دیگر واژه” مقدس”است. این مفهوم چه جایگاهی در این نظام دارد؟ اصلا چرا مقدس و این تقدس ریشه در کجا دارد؟

به نظر می ر سد این تقدس بیش از همه ریشه در دو نکته دارد: یکی ابتنای قوانین آن بر پایه شریعت اسلام و دیگری رهبری ولایت فقیه به مثابه جانشین پیامبر و امامان معصوم. هر دو نکته در آثار روشنفکران و نواندیشان دینی ایرانی همچون سروش و مجتهد شبستری و کدیور بطور مفصل و مستدل مورد بحث و نقد واقع شده و نادرستی آنها اثبات شده است. این نوشته مختصرا به نکته دوم می پردازد و مدعیست که ازین لحاظ چنین عنوانی بی وجه و بی اساس است. چراکه اگر دو خصلت اصلی فرد معصوم یکی علم لدنی و دیگری عصمت باشد ولی فقیه از هر دو بی بهره است.

اولا به این دلیل که ولی فقیه هم مثل هر فرد دیگری علمش محدود و نسبی است و مثل بقیه اشتباه می کند و در گذر زمان نظراتش هم دچار تغییر می شوند. ثانیا از منظر فقها و علمای بزرگ تشیع غیر از معصوم هر فردی در هر جایگاهی خواه در جایگاه ولایت فقیه و خواه در جایگاه مرجعیت تقلید و یا در هر جای دیگر ممکن است اشتباه کند و یا نظراتش در طول زمان دچار تغییر شوند و این امری است مستند به مسلمات فقه شیعی و در زمره امور عقلانی و بدیهی است.

پس انتساب واژه مقدس به نظام جمهوری اسلامی سرابی بیش نیست و اگر شنیدن این واژه تا کودتای انتخاباتی ۸۸ تنفرآمیز نبود (که البته بود) ولی با اتفاقات غیراخلاقی و ویرانگر پس از آن کودتا کاملا به واژه ای نفرت انگیز و ملال آور تبدیل شده است. دادگاه‌های نمایشی و اعترافات از سر اجبار و شکنجه های قرون وسطایی در زندانها و خونریزی در خیابان و وقایع تاسفبار و وحشتناک بازداشتگاه کهریزک و حصر غیرقانونی و غیرشرعی و غیر اخلاقی رهبران جنبش سبز و سرکوب قهرآمیز معترضان به نتیجه آن انتخابات و حتی سرکوب فعالان محیط زیست همه و همه باعث شدند تا بکارگیری مفهوم “مقدس” برای چنین نظامی عملی غیر واقعی و نابخردانه و حتی خائنانه قلمداد شود.

حاکمیت امپراطوری دروغ در دوران آن “مرد روسیاه ” در تاریخ جمهوری اسلامی و حامیان روسیاهترش و گسترش و رخنه فساد و ظلم و تبعیض و رانت خواری تا اعماق تار و پود این نظام هیچ جایی برای استناد به مفهوم مقدس باقی نگذاشته است و بدتر از آن تالی فاسد کاربرد این مفهوم برای این نظام است که باعث شده دید عمومی مردم خصوصا جوانان و اقشار آگاه و تحصیلکرده نسبت به اصل مقدسات و اعتقادات دینی و شخصیتهای مذهبی صدر اسلام مخدوش شده و به دین گریزی و حتی دین ستیزی انجامیده است.

جمهوری

سومین مفهوم “جمهوری” است که به معنای نوعی نظام سیاسی است که انواع آزادیهای سیاسی را برسمیت شناخته و مبتنی بر انتخابات آزاد و رقابتی بوده و حاکمان و کارگزاران آن برای مدت زمانی معین و موقت با رای مردم انتخاب می شوند و در مقابل مردم هم مسئول و پاسخگویند. همچنین، در جمهوری قوای سه گانه منفک از یکدیگرند و معمولا قوه مقننه ضمن وضع قانون، از جهاتی بر دو قوه دیگر بخصوص بر قوه مجریه نیز نظارت می کند و قوه قضاییه مسقل از سایر قوا و موظف به احقاق حقوق مردم و اجرای عدالت است.

نگاهی به وضعیت ایران امروز و انواع و اقسام سانسور و فیلتر مجاری گردش آزاد اطلاعات بیانگر آنست که آزادی معنا و مفهومی ندارد و با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان انتخابات آزاد و رقابتی نیز محلی از اعراب ندارد و با وجود تمرکز و انحصار قدرت در قبضه قدرت رهبری نیز تفکیک قوا مفهومی بی محتوا و پوچ است. در اینجا رهبری مادالعمر کلیه امور کشور را در ید قدرت خود دارد و هرکدام از قوای سه گانه اگر بقول خود او حرف شنوی ازو نداشته باشند سرنوشت شومی در پیش خواهند داشت و بقول معروف سرنوشت شان با کرام الکاتبین است؟!

سرنوشت تلخ و غم انگیز روسای جمهور و مجالس و نخست وزیران در چهل سال گذشته پیش چشم همگان است و چنین سرنوشتی شاهدی زنده بر بی اعتباری مفهوم جمهوری است. تکلیف عدالت که از همه روشن تر است و در این باره کافیست به مکاتبات دو رئیس این قوه که بمدت بیست سال مدیریت دستگاه قضایی حافظ عدالت را در این نظام جمهوری در دست داشتند بنگرید که چگونه یکدیگر را به دروغگویی و کاخ سازی و انواع فساد متهم ساختند. رئیس جمهور هم که در حد یک تدارکاتچی بیش نیست و تنها کارکرد مثبتش اینست که نقایص و اشتباهات نظام را به گردن او بیندازند؟!

اسلامی

مفهوم ” اسلامی” چهارمین موردی است که در این عنوان جای گرفته و بواسطه عملکردهای غلط و نقض بدیهی ترین اصول اخلاقی و دینی بیشترین آسیب را هم دیده است. اگرچه هم عنوان انقلاب و هم عنوان نظام جمهوری هر دو با صفت “اسلامی” مزین شده ولی دست کم در مورد دومی کاربرد این صفت بی پایه و بیهوده شده است. نظام جمهوری اسلامی نه تنها برای ترویج و تعمیق ارزشها و آموزه های اسلامی در متن جامعه نتوانست گام موثری بردارد بلکه به ترویج ریاکاری و ظاهرگرایی یا فرمالیسم بیشتر دامن زد و حتی مراسمات مذهبی و معنوی را هم از درون پوک و بی محتوا ساخته است.

نگاهی به میزان مشارکت در نمازهای جمعه و جماعت و سنخ و سن و سال افراد شرکت کننده در این نمازها نشان می دهد که چقدر نسل جوان و متولدین این نظام و تربیت یافتگان آن از چنین مکانهای مقدسی فاصله گرفته اند و جز تعدادی افراد کهنسال و میانسال و تنها انگشت شماری بسیار معدود جوان در مناسک مذهبی مشارکت نمی جویند. بنابراین، واژه اسلامی به شکل پسوند یا صفتی زاید در عنوان این نظام درآمده که هیچ توجیهی ندارد و بقول آیت الله منتظری در سال ۱۳۸۸این نظام نه جمهوری است و نه اسلامی و ازین دو در طی این سه دهه اخیر چیزی باقی نمانده است.

ایران

آخرین مفهوم، خود واژه “ایران” است که بازهم مثل بقیه مفاهیم و واژگان مزبور دچار دگردیسی و تحریف زیادی شده است. مرزها و سرحدات ایران امروز کجاست و ایرانیان چقدر از مواهب و امکانات سرزمینی بنام ایران بهره مند می شوند؟ امروزه سوریه و یمن و فلسطین و لبنان و عراق هم جزیی از سرزمین ایران هستند یا خیر؟ اگر هستند چرا مردمان آنها با نگاهی منفی و بعنوان متجاوز به خاکشان و مداخله کننده در امور داخلی کشورشان به ایران نگاه می کنند و اگر هم جزو ایران نیستند پس چرا این همه منابع و امکانات و تسهیلات از جیب این ملت مظلوم برای آنها گسیل می شود.

مرزهای آبی ایران بمراتب وضعیتی دردناک تر دارند. از مرزهای شمالی در دریای مازنداران گرفته که سهم ۵۰درصدی ایران به ۱۱درصد و بنا بقولی دیگر به ۴ درصد تقلیل یافته است و عمده منابع نفتی و غیرنفتی آن به جیب روسیه و همسایگان شمالی می رود تا مرزهای جنوبی و غربی. استفاده عمدتا یکطرفه همسایگان جنوبی و غربی از منابع مشترک گازی و نفتی مورد فاجعه باری است که تمامیت ارضی و استقلال سرزمینی ایران را در دو سه دهه گذشته بشدت در معرض مخاطره قرار داده است. میزان بهره برداری قطر و امارات و کویت و حتی عراق از منابع نفتی و گازی مشترک در سالیان اخیر نه تنها ضررها و خسارات مالی فراوانی به ایران و ایرانی وارد ساخته است بلکه لکه ننگی در تاریخ ایران زمین شده است که این چنین بی محابا ثروت آن به یغما و تاراج می رود آنهم توسط کشورهایی که هرگز در حد و اندازه ایران نبوده و نیستند.

با ابن حساب یکبار دیگر به ابتدای یادداشت برمی گردیم و بجد می پرسیم که از عنوان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در دوران زعامت و رهبری آقای خامنه ای چه چیزی و به چه میزان باقی مانده است؟! پاسخ اگر هیچ نباشد پس چیست؟