شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» جنگ احتمالی بعدی ایران، «تحمیلی» نیست

سه شنبه, ۲۶ شهریور, ۱۳۹۸

چکیده : آنچه تا کنون این چنین حسی را در این جماعت تقویت می کرد، روحیه جنگ طلبی(یا بقول خودشان شهادت طلبی) توهم شکستن آنچه قدرت پوشالی آمریکا می خوانند و مسائلی جزئی مانند علاقه به جنگ به مثابه یک تفریح پر هیجان که پیروزی در آن افتخار دنیایی و کشته شدن در آن هم پاداشش بهش است.


مهرداد خیراندیش

در آستانه سی و نهمین سالگرد شروع جنگ عراق علیه ایران هستیم، جنگی که از سوی ایران «تحمیلی» خوانده می شود و اظهار نظر سازمان ملل متحد درباب کشور شروع کننده این جنگ-عراق-بر این صفت نسبی، مهر تایید هم زد.

سالهاست که از نبرد میان ایران و آمریکا سخن رانده می شود.

هرچند در اواخر جنگ با عراق چنین جنگی برای چند ساعت علیه نفت کش ها و نیروی دریایی ایران رخ داد و آن نیرو از کار افتاد.

ولی امروز بنظر می رسد بیشتر از هر زمانی احتمال جنگ علیه کشورمان قوت گرفته است.

جنگی که تندروهای هر دو کشور برای شروع آن گویا در مسابقه هستند.

بعنوان یک شهروند، این حق را برای خود، قائل هستم که به وضعیت موجود اعتراض کنم.

به اینکه الان برای بسیاری از مردم واضح است که عده ای درون کشور برای شروع جنگ لحظه شماری می کنند.

شاید برای بعضی عجیب بنظر برسد ولی واقعا عده ای که تعدادشان کم و قدرت شان زیاد است در پی جنگ هستند.

آنچه تا کنون این چنین حسی را در این جماعت تقویت می کرد، روحیه جنگ طلبی(یا بقول خودشان شهادت طلبی) توهم شکستن آنچه قدرت پوشالی آمریکا می خوانند و مسائلی جزئی مانند علاقه به جنگ به مثابه یک تفریح پر هیجان که پیروزی در آن افتخار دنیایی و کشته شدن در آن هم پاداشش بهش است.

امروز از یک جنگ کوتاه مدت ولی موثر، بعنوان یک راه برون رفت نگریسته می شود.

با این گمان که قبل از اینکه تحریم ها اثر نهایی خود را که تضعیف بیشتر اقتصادی کشور باشد بوقوع پیوندد، با این جنگ که احتمالا در آن شهروندان آسیب نبینند و تنها تاسیسات و زیر ساخت های کشور آسیب جزئی ببینند، بتوان علیه منافع آمریکا و متحدان در منطقه به پیروزی هایی دست یافت.

غافل از اینکه این خود جنگ ها هستند که مسیر پیش روی خود را تعیین می‌کنند، نه الزاما جنگ سالاران دو طرف!

نگاهی به وضعیت موجود، خبرهای خوشی برای کشورمان بهمراه ندارد. از ساعات اولیه حمله به مخازن و تاسیسات نفتی شرکت آرام کو( بعنوان بزرگترین و گرانترین شرکت دنیا) و قلب اقتصادی عربستان، با وجود قبول مسولیت از سوی حوثی های یمن، انگشت اتهام بسوی ایران نشانه رفت و این انگشت ها هر ساعت بر تعدادشان افزوده شده است.

پیش از این هم چند عملیات خرابکارانه ( سابوتاژ) علیه نفت کش ها را به نام ایران ثبت کردند. ماجرای ساقط کردن پهباد ارزشمند آمریکایی را که گفته شد ده دقیقه ماندا به شروع جنگ، دستور توقف آن صادر شد.

حمله به مخازن و تاسیسات نفتی شرکت معظم « آرامکو» در دو منطقه « بقیق» و «خریص» عملا صادرات پنج ملیون بشکه نفت از سوی عربستان را مختل کرده است. که اولین نتیجه اش افزایش سریع قیمت نفت در جهان بوده است.

اما این تنها خسارت وارده به اقتصاد عربستان نبود. چرا که عربستان به رهبری بن سلمان، در پی آن بود که با فروش تنها پنج درصد سهام « آرامکو» در بازار جهانی، به قیمت سرسام آور دو تا پنج هزار میلیارد دلار، اعتبار لازم برای اجرای سند توسعه ای معروف به ۲۰۳۰را گردآوری کند. برنامه ای که تا این لحظه مختل شده محسوب می شود. به موازات افزوده شدن قیمت جهانی نفت که همچنان ادامه دارد، تعداد انگشت های اتهام بسمت ایران هم از گوشه و کنار جهان در حال افزایش است.

از جمله دلایل اتهام زنندگان منطقه ای و آمریکایی یکی این است که، با توجه به بعد مسافت بین اولین نقطه در دست حوثی ها در یمن، تا مخازن مورد حمله، حدود هزار کیلومتر فاصله است. و حمله از این فاصله یک عقبه قدرتمند و سازماندهی دقیق نیاز دارد که انصار الله یمن از آن بهره مند نیستند.

پس در پی این هستند که دریابند آیا ممکن است از خاک عراق یا منتهی الیه خلیج فارس، از دریا یا ساحل و از فراز آسمان کویت چنین حمله ای رخ داده باشد،!؟ که در آن صورت هم اتهام علیه ایران تقویت خواهد شد.

دلیل دیگر این گروه، حمایت همه جانبه ایران از این گروه یمنی است. حمایتی که از راه اندازی پرواز مستقیم (ماهان ایر) بین دو پایتخت گرفته تا آموزش های نظامی، پوشش خبری درشبکه های تلویزیونی ایرانی تا تقویت بنیه نظامی حوثی ها را در بر می گیرد.چیزی که دیگر حوثی ها ابایی از آشکار سازی آن ندارند. کما اینکه چندی پیش نمایشگاهی از موشک ها و سایر ادوات نظامی در اختیار خود را در برابر دوربین خبرنگاران عرضه نموند، بی آنکه به کشور خاصی بعنوان ارائه دهنده تکنولوژی این موشک ها اشاره ای بکنند. این حمایت همان مساله ای است که از ابتدا مورد مخالفت عربستان همسایه شمالی یمن بوده و اصولا مهم ترین دلیل ائتلاف کنندگان برای جنگ پنج ساله علیه یمن هم بوده است.

اما یک سری تصاویر هم در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود که پاره های باقی مانده از موشک هایی است که گفته می شود در ایران تولید شده و در حمله اخیر بکار گرفته شده است که البته این یکی از سوی هیچ کدام از منابع رسمی و دولتی اعلام یا تایید نشده است.

علاوه بر همه اینها، بد بینان نسبت به ایران به سخنان مقامات رسمی ایران از جمله روحانی اشاره می کنند که گفته بود :
مگر می شود همه نفت صادر کنند، و ما تماشاگر باشیم؟

با همه اینها اما مقامات هر دو طرف بارها اعلام کرده اند خواهان جنگ نیستند.

ایران می گوید جز برداشته شدن تحریم ها خواسته ای ندارد. در آمریکا هم که ترامپ با ابراز مخالفت با جنگ های مختلف آمریکا در منطقه به پیروزی رسید، نگران ریزش آرای خود در آستانه انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری است.

اکثریت ملت ایران مخالف هر نوع تنشی مورد هستند و لااقل در انتخابات های ریاست جمهوری به گفتمانی رای داده اند که خواهان تعامل با همه جهان است.

ولی کیست که نداند رویه ای در جهان رایج است که در ایران وارونه شده است.

رویه معمول این است که نظامیان آماده و گوش به فرمان سیاست مداران هستند.

ولی اینجا ست که نظامیان بر سیاستمداران حکم می رانند. خاصه بر منتخبین ملت. اینجا است که نظامیان رئیس جمهور دعوت می کنند بعد وزیر خارجه از طریق رسانه ها متوجه حضور چنین مقامی در کشور می شود.

همین یک نمونه گویای همه چیز است. گویای این هم هست که هر جنگ دیگری علیه این کشور رخ بدهد، اگر هم بشود صفت « تحمیلی» را به آن چسباند، این تحمیل از سوی جنگ طلبان درون ایران است نه دشمن خارجی که فرمود

دشمن نکرد آنچه تو کردی به دوستی
بیگانه ام دگر، برو ای آشنا برو