شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» امامت فرابشری یا علمای ابرار؟/ تعبد جزم اندیشانه در مواجهه با رویکرد تاریخی انتقادی

یکشنبه, ۱۷ شهریور, ۱۳۹۸

چکیده : تفاوت اساسی رویکرد امامت فرابشری و علمای ابرار در روش و به اصطلاح منهج است. أمور اعتقادی خصوصا أصول اعتقادی نمی تواند تعبدی و توقیفی باشد، بلکه تعقلی و تحقیقی است. یعنی نیازمند دلیل یقینی عقلی یا نقلی قطعی هستند. نقل قطعی یعنی در سند متواتر (یا حداقل محفوف به قرینه قطعیه) و در دلالت یقینی باشد. آیات غیر نص (ظاهر در مطلوب) و اخبار آحاد ولو صحیح السند با دلالت قطعی دلیل ظنی محسوب می شوند و در امر اعتقادی خصوصا اصل اعتقادی پذیرفته نیست.


محسن کدیور

«علمای ابرار» عنوان دیدگاه تشیع نخستین در مسئله امامت – یکی از دو رکن شیعه جعفری – است. دیدگاه رقیب این دیدگاه «امامت قدسی یا فرابشری» است که منظر غالب شیعیان معاصر را تشکیل می دهد. دیدگاه علمای ابرار متعلق به شیعه اعتدالی است، در حالی که دیدگاه امامت فرابشری متعلق به شیعیان غالی است. در هر دو دیدگاه أولا امامت رکن مذهب و امری منصوب و منصوص است: مفترض الطاعه بودن ائمه، ثانیا تمایز شیعیان از دیگر مسلمانان اخذ معارف اسلامی از طریق اهل بیت پیامبر است.

اما وجه تمایزشان، در دیدگاه امامت فرابشری ائمه اهل بیت مستقیما از طرف خداوند به امامت منصوب شده اند. ثانیا واجد علم غیب (و به زبان دقیق‌تر علم لدنی) هستند. ثالثا واجد ملکه عصمت محسوب می شوند. رابعا ائمه به استثنای وحی هیچ تفاوتی با پیامبر ندارند و دامنه امامت زمامداری سیاسی، اخذ معارف دینی (بلکه مطلق معارف) و ولایت تکوینی را در برمی گیرد.

در دیدگاه علمای ابرار، أولا امیرالمؤمنین علی (ع) منصوب پیامبر (ص) است، هر امامی هم منصوب امام قبل از خود است، نه منصوب خدا یا پیامبر. ثانیا علوم ائمه اکتسابی بوده است. تمایز علمی امام علی (ع) از دیگر صحابه و تابعین اخذ مستقیم معارف اسلامی از محضر پیامبر از کودکی تا لحظه وفات پیامبر است. موقعیتی که احدی در جهان اسلام از آن برخوردار نبوده است. ایشان معارف نبوی را ضبط کرده است. «مصحف علی» از هر امامی به امام بعدی منتقل می شده است. ائمه اهل بیت اعلم زمانه خود در معارف اسلامی بوده اند.

ثالثا ائمه اهل بیت سرآمد آدمیان پس از رسول خدا در فضائل اخلاقی بوده اند، طهارت معنوی، تهذیب و تزکیه نفس، مخلَص بودن و در یک کلمه تقوی. مطمئنا آنها هرگز معصیت خدا نکرده اند و یقینا گناهی مرتکب نشده اند. اما عصمت حتی برای پیامبران هم فاقد دلیل معتبر است چه برسد به ائمه. قرآن و سنت معتبر در جهت نفی عصمت و علم غیب از بنی بشر است بدون هر استثنایی. به علاوه اینکه معصیت نکردن به چهارده نفر منحصر است امری فاقد دلیل است.

رابعا دامنه امامت انتصابی منبع معرفت دینی است. زمامداری سیاسی – حتی در مدینه برای شخص محمد بن عبدالله (ص) – امری انتخابی و بر أساس رضایت مردم بوده و یقینا انتصابی و جزء رسالت نبوده است. وقتی به استثنای علی بن ابی طالب (ع) (به مدت چهار سال و ده ماه آن هم با تاخیر بیست و پنج ساله) و حسن بن علی (ع) (تنها چند ماه) زمامدار سیاسی و به اصطلاح خلیفه مسلمانان نبوده اند این چه ادعایی است که امامت شیعی یعنی زمامداری سیاسی؟ چیزی که تحقق خارجی آن پنج سال از ۲۵۵ سال بوده است یعنی دو صدم درصد (پنجم یک درصد!) ولایت تکوینی هم مطمئنا جزء ضروریات اعتقادات شیعی نیست.

تفاوت اساسی رویکرد امامت فرابشری و علمای ابرار در روش و به اصطلاح منهج است. أمور اعتقادی خصوصا أصول اعتقادی نمی تواند تعبدی و توقیفی باشد، بلکه تعقلی و تحقیقی است. یعنی نیازمند دلیل یقینی عقلی یا نقلی قطعی هستند. نقل قطعی یعنی در سند متواتر (یا حداقل محفوف به قرینه قطعیه) و در دلالت یقینی باشد. آیات غیر نص (ظاهر در مطلوب) و اخبار آحاد ولو صحیح السند با دلالت قطعی دلیل ظنی محسوب می شوند و در امر اعتقادی خصوصا اصل اعتقادی پذیرفته نیست.

ادعای مشخص رویکرد علمای ابرار این است که هیچیک از چهار رکن رویکرد امامت قدسی و فرابشری واجد شرایط الزامی أمور اعتقادی نیست، یعنی هیچکدام با دلیل یقینی قابل اثبات نیست، و ادله هر چهار ادعا مشخصا ظنی است، دلالت آیات و روایات متواتر ظنی است نه نص یقینی، و اخبار آحاد هم که غالبا به لحاظ سندی بی اعتبارند قابل اتکا نیستند. بسیاری از منفردات اعتقادی تشیع سنتی دلیلی جز اخبار آحاد ضعیف السند ندارند. تعداد زیاد آنها و درجشان در کتب مختلف هم رافع مشکل نیست، چرا که اشکال در خود این کتابهاست! از انبوه روایاتی که عدم صدور بسیاری از آنها از پیامبر یا ائمه قطعی است پذیرش تواتر معنوی یا تواتر اجمالی مستبعد است.

به عبارت دیگر مسئله اصلی اتخاذ روش جزمی در تفکر سنتی (اعم از سنی و شیعه) است. روش جزمی یعنی عدم اتخاذ روش انتقادی در مطالعات تاریخی. عدم رعایت روش انتقادی و عدم لحاظ روش تاریخی در مطالعات دینی معنایی جز جزم اندیشی ندارد. امامت در کلیات و جزئیاتش تعبدی نیست. هر ادعایی دلیل معتبر (با جزئیات فوق الذکر) نداشته باشد بدون هیچ تعارفی پذیرفته نیست. اگر کسی در اعتقاداتش می خواهد با تعبد و تقلید از راه و روش آباء و اجدادی خود پیش برود به خودش مربوط است، اما این اسلام معرفی شده قرآن و سنت نبوی و منش و روش ائمه اهل بیت نیست.

***

منابع اصلی رویکرد علمای ابرار در مقالات کدیور:

۱- قرائت فراموش شده: بازخوانی نظریه علمای ابرار، تلقی اولیه اسلام شیعی از اصل امامت (اردیبهشت ۱۳۸۵)،

۲- طبقه بندی اعتقادات دینی (بهمن ۱۳۸۵)،

۳- تاملی در منابع اعتقادی (آبان ۱۳۸۶)،

۴- علمای ابرار (دی ۱۳۹۵).

منبع: وبسایت نویسنده