سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه کسی به روی آیت‌الله روحانی کلت کشید!؟...

چه کسی به روی آیت‌الله روحانی کلت کشید!؟

چکیده : «دو نفر که مأمور اطلاعات بودند به خانه من آمدند، جایی که آمدند یک پرده داشت که اندرونی منزل را جدا می‌کرد ولی صدا به اندرونی می‌رفت و خانواده می‌شنیدند. به محض اینکه نشستند، یکی از این دو نفر که روحانی جوانی بود، مانند گرگی در پوست میش، کلتی را در آورد جلوی من گذاشت و شروع کرد با پرخاش و حمله کردن که از خون شهدا خجالت نمی‌کشی و فلان و فلان. گاهی با عصبانیت دستش را محکم روی اسلحه می‌زد، یک وقتی هم تفنگ را روی سینه من گذاشت و گفت: آقای منتظری ما را فرستاده کار تو را یکسره کنیم! و با دستور مستقیم ایشان ما اینجا هستیم! وقتی چنین شد، از ترس می‌لرزیدم، صدای مأمور که سرم داد می‌کشید به اندرونی می‌رفت و صدای گریه و ضجه خانوداه بلند شد!...»...


حجت‌الاسلام و المسلمین مجتبی لطفی:

در وزارت اطلاعات تحت اشراف محمدی ری شهری و فلاحیان، در دهه ۶۰، با استفاده از شگرد «راه بنداز، جا بنداز» برای برخورد با منتقدان حوزوی به ویژه بدبین کردن مراجع همراه با نظام از سویی، و بدبین کردن آنان نسبت به آیت‌الله منتظری، سناریویی در حال اجرا بود. در سال ۱۳۶۴ که جانشینی آقای منتظری توسط مجلس خبرگان، با استناد به ماده ۱۰۷ قانون اساسی به تصویب رسید، آیت الله سید صادق روحانی در جلسه درس خویش به تندی از این عمل انتقاد کرد و تعابیر بسیار شدیدی نیز درباره آقای منتظری بکار برد. در جو حاکم در آن سال ها طرفدارانِ اقدام مجلس خبرگان از خود واکنش نشان دادند و علی‌رغم مخالفت آیت‌الله منتظری با این حرکات (که متاسفانه آن روز رسانه‌ای و علنی نشد) آقای روحانی ۱۳ سال در خانه خویش محصور شد و وزارت اطلاعات به ایشان تفهیم کرد که این برخوردهای تند با نظر مثبت آقای منتظری بوده است!

در ۱۳۷۳ هنوز حصر آقای روحانی پا بر جا بود ولی با هماهنگی یک دوستی از شاگردان ایشان به منزلشان رفتم، وقتی شنید که من شاگرد آقای منتظری هستم درد دلش باز شد و گفت:

«دو نفر که مأمور اطلاعات بودند به خانه من آمدند، جایی که آمدند یک پرده داشت که اندرونی منزل را جدا می‌کرد ولی صدا به اندرونی می‌رفت و خانواده می‌شنیدند. به محض اینکه نشستند، یکی از این دو نفر که روحانی جوانی بود، مانند گرگی در پوست میش، کلتی را در آورد جلوی من گذاشت و شروع کرد با پرخاش و حمله کردن که از خون شهدا خجالت نمی‌کشی و فلان و فلان. گاهی با عصبانیت دستش را محکم روی اسلحه می‌زد، یک وقتی هم تفنگ را روی سینه من گذاشت و گفت: آقای منتظری ما را فرستاده کار تو را یکسره کنیم! و با دستور مستقیم ایشان ما اینجا هستیم! وقتی چنین شد، از ترس می‌لرزیدم، صدای مأمور که سرم داد می‌کشید به اندرونی می‌رفت و صدای گریه و ضجه خانوداه بلند شد!…»

این ماجرایی که از زبان خود ایشان شنیدم نشان از آن داشت دو مأمور گسیل شده در حال بازی در «فیلمی» بودند که توسط رؤسای وزارت اطلاعات وقت برای تقابل و نارضایتی و خصومت مراجع با شخص آیت‌الله منتظری، «سناریوی» آن نوشته شده بود. لازم به ذکر است آیت‌الله روحانی که به بهانه مخالفت با آقای منتظری محصور شد، ۹ سال پس از عزل آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی از حصر آزاد شد!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.