شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» آیت الله احمد عابدینی: مسأله دوچرخه‌سواری امر دینی نیست

شنبه, ۲۸ اردیبهشت, ۱۳۹۸

چکیده : مسأله دوچرخه سواری امر دینی نیست، از نظر این جانب امر دینی آن است که در کتاب یا سنت قطعی بر آن حکم قطعی حلال یا حرام بار شده باشد و مرتکب تشویق و متخلف از آن به عذاب تهدید شده باشد و دوچرخه سواری از این موارد نیست و بر انجام یا ترکش ثواب یا عذابی مترتب نیست و چون امر عرفی است نباید درباره آن از فقیه سؤال شود و فقیهان و عالمان دین به طبع اولی نمیخواهند در این مسائل وارد شوند ولی سوءاستفادهچیها میخواهند خود را در زیر ماسک مراجع قرار دهند و خانمها پیوسته تحت فشار باشند تا انفجار کامل صورت گیرد و از جامعه اسلامی چیزی نماند. دخترهای خیابان انقلاب تا حدودی ساخته سختگیریهای متحجران است


آیت الله احمد عابدینی از مجتهدین اصفهان و امام جماعت مسجد امام صادق خیابان آتشگاه:

‏نه‌تنها دوچرخه‌سواری بانوان را حمایت می‌کنم، بلکه به دخترم دوچرخه‌سواری یاد داده‌ام تا در ترددهایش در شهر اصفهان مجبور نباشد کنار یک نامحرم در تاکسی بنشیند.

سؤالات در باره دوچرخه سواری بانوان و جوابهای آیت الله احمد عابدینی

به نام خدای مهربان

با سلام و تحیت

جواب سؤال۱. این جانب شخصاً با دوچرخه سواری بانوان موافقم زیرا در شرع دلیلی که بانوان را از دوچرخه سواری منع کند نیافتم و از نظر اجتماعی فواید فراوانی دارد، و تفاوتی در اینگونه موارد میان خانمها و آقایان ندیدم بنابراین اگر برای مردان جایز است که دوچرخه سوار شوند برای بانوان نیز جایز است؛ به ویژه در زمان ما که باید گفت دوچرخه سواری باید کاری مثبت تلقی شود و به آن تشویق شود و زیرساختهای آن مهیا شود زیرا اولاً تردد همیشگی با ماشین سواری موجب آلودگی هوا و هدر رفت انرژی میشود؛ ثانیاً در زمانهای گذشته، افراد اعم از زن و مرد کار بدنی میکردند و انرژی آنان تخلیه میشد ولی امروزه بیشتر کارها به وسیله ماشین انجام میشود و نیروهای بدن در آن باقی میماند و اگر تخلیه نشود مشکلات فراوانی برای فرد و جامعه به وجود میآورد. ثالثاً افراد بسیاری امروزه دچار انواع بیماریهای جسمی، روانی هستند و ورزش‌های بدنی از جمله دوچرخه سواری میتواند تا حد زیادی برای سلامت جامعه مفید باشد. متخصصان باید موضوع را از تمامی ابعاد بررسی کنند، زیرا فقه فی نفسه در این مسأله نظری ندارد و اگر بخواهد نظر دهد با توجه به فواید و زیانهای آن است.

بنابراین شهرداریها باید برنامهریزی کنند که برخی خیابانها مخصوص دوچرخه سواری باشد و در سایر خیابانها نیز قسمتی به دوچرخه سواری اختصاص یابد تا افراد برای رفتن به محل کار و دید و بازدید و برای ورزش و خرید از دوچرخه استفاده کنند.

جواب سؤال ۲. همانگونه که در پاسخ سؤال اول اجمالاً بیان شد، در فقه هیچ دلیلی برای حرمت دوچرخه سواری خانمها وجود ندارد، زیرا در زمانهای سابق دوچرخه وجود نداشته است تا شرع حکمی بر آن بار کند. آنچه بوده الاغ، شتر، اسب و… بوده که زنان و مردان، هر دو بر آن‌ها سوار می‌شده و از آنها بهره میبردند. بله افراد ثروتمند در سفرهای طولانی روی شتر، کجاوهای میبستند تا زنان در آسایش باشند و در آفتاب داغ نسوزند و افراد کم بضاعت با پوشش، از سوختگی بدن جلوگیری میکردند.

باز کسانی که ثروتمند بودند مرد بر مرکبی و زن بر مرکب دیگری سوار میشد ولی افراد فقیر معمولاً دو نفر بر یک مرکب سوار میشدند و در اینگونه موارد گاهی زن جلو و مرد پشت سر مینشست و گاهی برعکس بود، و در دست داشتن افسار مرکب امر مهمی نبوده است کما اینکه به دست چه کسی بودنِ فرمانِ دوچرخه یا موتور نیز چیز مهمی نیست.

بله در برخی روایات که حوادث آخر الزمان را بیان کرده قرار گرفتن فروج بر سروج را مطرح کرده است که صرف نظر از سند و صرف نظر از اینکه در زمان قدیم نیز با سوار شدن بر مرکب، فروج بر سروج قرار میگرفته است، حوادث آخر الزمان همه حرام نیست بلکه تعجب برانگیز است و تازه سلفیگری در هر چیزی مطلوب نیست.

جواب سؤال۳. به نظر میرسد احتیاط، بیش از حد، و در امور غیر مرتبط به فقه، جامعه را به انفجار و حرمت شکنی وا میدارد. امروزه بسیاری از جوانها حتی به شرابخواری، زنا و قماربازی روی آوردهاند، یکی از علتهای این فسادهای مهار گسیخته را میتوان سختگیری بیجا در امور غیر حرام دانست. اگر آنچه به مراجع تقلید نسبت دادید صحیح باشد باید خانمها را از آمدن به کوچه و خیابان و رفتن به مدرسه و… نیز منع کرد و حتی در خانه نیز وقتی که مهمان میآید آنان را در اتاقی حبس کرد. علاوه بر این بیشتر وسایل امروزی از همین قبیل هستند، پس باید تمامی وسایل صوتی، تصویری، تلفن، موبایل و… تحریم گردد و به عصر حَجَر برگردیم.

برای جلوگیری از فحشا باید علاوه بر آسانسازی شرایط ازدواج با اعمال اخلاقی جامعه را اخلاقی نمود و پس از آن طبق آیه ۶۰ سوره احزاب با مردان هرزه و شهوتران برخورد کرد نه بر بانوان سخت گرفت و بالاخره نظر متخصصان در این باب را مد نظر قرار داد.

جواب سؤال۴. میان هر چیز و هر چیزی میتوان رابطهای یافت و یقیناً اگر زنان در خانه بمانند و هیچ مردی هیچ خانمی را نبیند احتمال شهوترانی افراد با همجنس خود وجود دارد. اگر کسانی دنبال عفاف کامل هستند باید تمامی زنان را نابود و تمامی مردان را اخته کنند.

حجاب در حدی که قرآن به زنان مؤمن سفارش کرده کافی است و برای ایجاد عفاف، تنگ نظریها و خشک مقدسیهای افراطی نه تنها مشکلی حل نمیکند بلکه بر مشکلات میافزاید.

البته سزاوار است که دوچرخههای خانمها متفاوت از دوچرخههای آقایان باشد به گونهای که احتمال زمین خوردن آنان کمتر باشد و در صورت زمین خوردن کمتر آسیب ببینند و در حین دوچرخه سواری محفوظتر باشند همانگونه که در سایر موارد رعایت حال آنان مطلوب است نه محروم نمودن آنان.

جواب سؤال۵. بله، ای کاش فقیهان را آزاد میگذاشتند تا در حوزه تخصصی خود تحقیق کنند و فتوا دهند تا فقه بالنده شود، نه اینکه هر روز برای سوءاستفاده این و آن، از آنان در امور غیر مرتبط فتوا بخواهند. دوچرخه سواری زنان را باید اقتصاد‌دانان، حافظان محیط زیست، طبیبان، روانشناسان، ورزشکاران و از همه مهمتر خود زنان نظر بدهند و محاسن و معایب آن را بررسی کنند و پس از روشن شدن مجموعه مصالح و مفاسد، براساس آن حکم جواز یا ممنوعیت صادر شود، نظیر بحث ترافیک و… نه اینکه حکم حلال یا حرام بر آن بار شود.

نظرخواهی از پیرمردان کم تحرّک برای دوچرخه سواری و کارهای هیجانی و پر تحرک، رجوع به غیر متخصص و به نامربوط و زیانبار است. در مقابل آنان اگر بچهای هم به جست و خیز بپردازد، از آن منع میکنند و این به معنای حرمت شرعی نیست.

جواب سؤال۶. مسأله دوچرخه سواری امر دینی نیست، از نظر این جانب امر دینی آن است که در کتاب یا سنت قطعی بر آن حکم قطعی حلال یا حرام بار شده باشد و مرتکب تشویق و متخلف از آن به عذاب تهدید شده باشد و دوچرخه سواری از این موارد نیست و بر انجام یا ترکش ثواب یا عذابی مترتب نیست و چون امر عرفی است نباید درباره آن از فقیه سؤال شود و فقیهان و عالمان دین به طبع اولی نمیخواهند در این مسائل وارد شوند ولی سوءاستفادهچیها میخواهند خود را در زیر ماسک مراجع قرار دهند و خانمها پیوسته تحت فشار باشند تا انفجار کامل صورت گیرد و از جامعه اسلامی چیزی نماند. دخترهای خیابان انقلاب تا حدودی ساخته سختگیریهای متحجران است.