چکیده : برخی عملکردهای آقای نجفی و شهرداری تهران در زمینه مقابله با فساد ساختاری در شهرداری کاملا محسوس و قابل تقدیر است اما به آقای نجفی باید یادآور شویم بهترین برنامهها اگر مدیرانی پاک دست، متخصص و توانمند مجری آن نباشند راهی جز همان روالهای سابق را نخواهد پیمود و قطعا به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و بیشتر از اینکه بتواند باری از دوش مردم بردارد آخرین روزنههای امیدشان به اصلاح امور را ناامید میسازد. زمانی که مردم با گذر از هفتخوان دولت موازی و شورای نگهبان با رایشان جریانی را از صحنه مدیریت بخشی از کشور حذف میکنند دل خوش میدارند که رفتارشان و عملکردشان و اعتمادشان به صندوقهای رای موثر و مثمرثمر بوده است اما انتصاب افراد سرشناس و شناخته شده همان جریان در همان مناصب به معنی تفهیم این موضوع به مردم است که رای آنها تاثیری ندارد و تلاش مردم بیفایده بوده است.
کلمه – کسری نورایی:
دولت احمدینژاد در ابتدای شروع به کار خود طرح بنگاههای زودبازده را به اجرا گذاشت. در همان سال بیش از دهها استاد دانشگاه و اقتصاددان طی نامهای به محمود احمدینژاد نسبت به پیامدهای هولناک این طرح و به طور کلی رویکردهای اقتصادی آن به شدت هشدار داده و وی را از اجرای اینگونه طرحهای بدون مطالعه و غیرکارشناسی برحذر داشتند.
احمدینژاد در واکنش به این نامه بجای تامل بیشتر و انجام کار کارشناسی در پاسخ به آن اساتید و کارشناسان با تمسخر گفت این افراد چون دستشان از بیتالمال کوتاه شده است با سیاستهای مردمی دولتش مخالفت میکنند.
چندی پیش وقتی نامه آقای نجفی در واکنش به نقدهایی که به عملکرد ایشان شده است را میخواندم بیاختیار یاد پاسخ احمدینژاد به اساتید و کارشناسان اقتصادی در سال ۸۴ و ۸۵ افتادم.
اصلا قصد ندارم نام دکتر نجفی مردی که نامش و هویتش با اصلاحطلبی و آرمانهای آن گره خورده است را با فردی همچون احمدینژاد گره بزنم و یا عملکرد ایشان را با عملکرد دولت ناپاک احمدینژاد مقایسه کنم.
جناب آقای نجفی در این یادداشت چنان نوشتهاند که گویا مخالفت برخی از اصلاحطلبان با انتصاب نزدیکان جناح رقیب در مناصب عالی شهرداری و یا تلاش برای کسب مناصب عالی توسط اصلاحطلبان مذموم و کاری خلاف رویه جاری کشور و دنیاست و اینگونه خود را از زیر بار پذیرش این انتقاد کنار کشیدهاند. اما جهت یادآوری خدمت آقای نجفی عرض میکنم که حضرت استاد نجفی؛ مردم در انتخابات اردیبهشت ماه ۹۶ با سلب اعتماد از یک جریان سیاسی که مدیریت شهر تهران را برعهده داشت به جریان اصلاحات اعتماد کرده و مدیریت شهر را به بیست و یک نماینده اصلاحطلب سپردهاند که برآیند آن نمایندگان ریاست فردی اصلاحطلب و با ریشه همچون آقای نجفی بر شهرداری تهران بوده است. اما امروز از بین نزدیک به پانزده شهردار منصوب شده فقط چند نفر اصلاحطلب به چشم میخورد و مابقی نیروهای درجه دو و سه مدیریت قبلی است که مردم با رایشان عدم اعتماد به آنها را فریاد زدند. ما به عنوان بدنه جریان اصلاح طلبی میبایست معذوریتهای ایشان در زمینه منابع انسانی و فشارهای داخلی و خارجی را درک کنیم اما از ایشان نیز انتظار نمیرود به منتقدین خود پاسخهایی از جنس پاسخهای احمدینژادی بدهند.
برخی عملکردهای آقای نجفی و شهرداری تهران در زمینه مقابله با فساد ساختاری در شهرداری کاملا محسوس و قابل تقدیر است اما به آقای نجفی باید یادآور شویم بهترین برنامهها اگر مدیرانی پاک دست، متخصص و توانمند مجری آن نباشند راهی جز همان روالهای سابق را نخواهد پیمود و قطعا به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و بیشتر از اینکه بتواند باری از دوش مردم بردارد آخرین روزنههای امیدشان به اصلاح امور را ناامید میسازد.
اما موضوعی که بسیار مهم است و در این مدت کمترین توجهی به آن نشد صرفا انتصاب چند مدیر قالیباف و یا احمدینژاد در مدیریتهای میانی و حتی عالیرتبه شهرداری نیست بلکه اجرایی شدن پروژه ناامید کردن مردم از صندوقهای رای هست.
زمانی که مردم با گذر از هفتخوان دولت موازی و شورای نگهبان با رایشان جریانی را از صحنه مدیریت بخشی از کشور حذف میکنند دل خوش میدارند که رفتارشان و عملکردشان و اعتمادشان به صندوقهای رای موثر و مثمرثمر بوده است اما انتصاب افراد سرشناس و شناخته شده همان جریان در همان مناصب به معنی تفهیم این موضوع به مردم است که رای آنها تاثیری ندارد و تلاش مردم بیفایده بوده است.
فارغ از توانمندی یا عدم توانمندی و یا حتی نوع نگرش سیاسی دو تن از مدیران منتصب شهرداری که با نقد گسترده بخشی از فعالان سیاسی و اجتماعی روبرو شد نفس انتصاب فرزند سردار حجازی و خواهرزاده سردار غیبپرور در مدیریت ارشد شهرداری کاری در راستای دلسرد کردن مردم از نتیجه صندوقهای رای و به تبع آن پروژه انتخابات و در راستای کارهایی مثل انتصاب شکستخوردگان انتخابات ریاست جمهوری در مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا لغو عضویت نمایندگی خانم مینو خالقی و آقای سپنتا نیکنام توسط شورای نگهبان ارزیابی میشود.
من اطمینان دارم همانطور که در تمام آن سالهایی که بسیاری از افراد در خانههایشان نشسته بودند تا گردی بر آنها ننشیند آقای نجفی در قامت عضو شورای شهر در کنار برخی از همکارانشان برای کاهش آلام آسیب دیدگان حوادث ۸۸ شجاعانه در کنار مردم ایستادند این روزها نیز ایشان و همکارانشان تعهدات خود به مردم را فراموش نخواهند کرد و در تحقق آن تمام تلاششان را بکار خواهند بست. لذا با توجه به محدودیتها و فشارهای امنیتی و غیرامنیتی و مشکلات پیچیده شهر تهران حمایت از ایشان را وظیفه خود و همه اصلاحطلبان میدانم اما نقد عملکرد ایشان و همکارانشان را نیز چیزی جز حمایت مشفقانه نمیدانم حتی اگر ایشان غیرمنصفانه منتقدین خود را به منفعتطلبی و سهمخواهی متهم کنند.
در پایان سخن خود را با کلام نورانی امام علی(ع) خاتمه میدهم: “پستترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آنها دوستدار ستایشاند، و کشور دارى آنان بر کبر و خود پسندى استوار باشد، ….. و گمان مبرید اگر حقّى به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پى بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسى که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس از گفتار حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمىدانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید.” نهج البلاغه خطبه ۲۱۶