چکیده : اگر فرض را بر این مبنا قرار بدهیم که فسادی صورت نگرفته، فردی کلاهبرداری انجام داده و با استفاده از رانت ویژهای این نتیجه را به بار آورده است و در این راستا عدهای وجود داشتند که به وظایفشان عمل نکردهاند و زمینه این عمل ایجاد شده یا اینکه بهموقع آلارم و هشدار ندادهاند تا از این مسأله جلوگیری شود
آرمان خالقی
تمام اعداد و ارقامی که در مورد این فساد بزرگ مطرح میشود، اهمیتی ندارد، مسأله مهم در این میان این است که یک فساد اتفاق افتاده و بیشک در یک نفر نیز خلاصه نمیشود؛ یک نفر به تنهایی نمیتواند چنین فساد بزرگی را شکل بدهد و حتما در این مسیر عدهای را به فساد مبتلا کرده است. اگر فرض را بر این مبنا قرار بدهیم که فسادی صورت نگرفته، فردی کلاهبرداری انجام داده و با استفاده از رانت ویژهای این نتیجه را به بار آورده است و در این راستا عدهای وجود داشتند که به وظایفشان عمل نکردهاند و زمینه این عمل ایجاد شده یا اینکه بهموقع آلارم و هشدار ندادهاند تا از این مسأله جلوگیری شود. اینکه سیستم ما دارای حفرههایی بوده که ما نتوانستهایم اعداد و ارقام بزرگ اینچنینی را مسدود کنیم. بیشک در کنار این فرد باید افرادی که کوتاهی و شراکت داشته یا تخلف کردهاند شناسایی و بازخواست شوند.
اما سوال اصلی که باید پاسخ داده شود این است که تزریق این دارایی به اقتصاد چه آثاری را در این عرصه درپی خواهد داشت. جواب را با مثالی عنوان میکنیم تا به سادگی اهمیت آن مشخص شود. برای اینکه اقتصاد صنعتی ما در سالجاری قدری به حرکت دربیاید، دولت با وضع مالی که دارد توان خود را جمع کرد و ١۶هزارمیلیارد تومان به این بخش اختصاص داد -صنایعی که پیشرفت فیزیکی بالایی داشتند به مدار تولید برسند و صنایع فعالی که راکد شده بودند، تزریقی داشتند باشند بهعنوان سرمایه در گردش تا بتوانند حرکتی به چرخ اقتصاد بدهند- اگر فساد زنجانی را ٨هزارمیلیارد تومان در نظر بگیریم، درواقع تزریق این دارایی میتواند در بخش صنعت با توجه به بودجه کلی این بخش حرکت چشمگیری را به وجود بیاورد. پس عدد، عدد بزرگی است و قطعا تأثیر خواهد داشت. مسأله مهم این است که این دارایی باید به اقتصاد تزریق شود.
ما توان رهگیری اموال مردم را داریم و انتظار آنها هم این است که این رقم به اقتصاد برگردد، البته امکان دارد این فرد با دارایی که به دست آورده بود، در یک کشوری بهعنوان مثال قزاقستان حملونقل عمومی راهاندازی کرده یا در محل دیگری کالایی را خریداری و به فروش رسانده باشد، منشأ همه اینها قابل شناسایی است و میتوان آنها را ردیابی کرد، حتی دارایی که تهاتر شده باشد نیز میتواند به شکلهای مختلف به اقتصاد تزریق شود. بهعنوان مثال میتوان به شکل تهاتر نیز به همان میزان کالا وارد کرد، مثلا برای صنعت نساجی پنبه وارد یا فولاد به صنعت تزریق کرد. این دارایی اگر نقدی هم به اقتصاد تزریق شود ما بخشی از آن را به تأمین مواد اولیه اختصاص خواهیم داد، پس مشکلی پیش نمیآید به شکل تهاتر کالاهای موردنیازمان را تأمین کنیم. ما در زمان اوج تحریمها شکلهایی از این تهاتر را تجربه کردهایم. به اعتقاد من قبل از اجراییکردن حکم باید این دارایی شناسایی و به جامعه برگردانده شود، حتی اگر تمام این دارایی قابل برگشت نیز اعلام شود که بهعنوان مثال ۴٠درصد این دارایی به این دلایل قابل بازگشت نیست. در این راستا بیش از همه برگشت اعتماد اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند بیش از دارایی کلاهبرداریشده به اقتصاد کمک کند، چون میتواند سرمایهگذاران را ترغیب به سرمایهگذاری کند و به آنها این اطمینان را بدهد که سلامت اقتصادی وجود دارد.
منبع: شهروند