چکیده : اینکه امروزه احمدی نژاد بی محابا در هر کوی و برزن و در هر شهر و دیاری حضور می یابد و بعنوان تبیین گر اندیشه های امام نطق می کند و درس می دهد و خود را چون رجایی می پندارد و نادانانی هم او را کوک می کنند که رجایی زمانه! ضمن اینکه اهانتی است به امام راحل و ظلم آشکاری است به شهید رجایی همان است که امیر مومنان فرمود: ".... خود را کوچک و متواضع جلوه مى دهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر مى دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى دهند."
کلمه – علیرضا کفایی:
به نام خدا
در تاریخ هر ملتی مواقع و مواقفی است که تکرار نخواهد شد به لحاظ آنکه موقعیت هایی آن چنان پیش نخواهد آمد تا مکرر شود و یا نمونه هایی از آدمیانی که دورانی را رهبری و مدیریت نمودند در دوره های دیگر یافت نمی شوند و یا آنکه خصائل نیکوی انسانی مانند صداقت و درست کرداری و راست گفتاری و ایمان و اخلاص و پرهیزگاری و خدمت به خلق در گذر زمان و در برخورد با دشواریها و در میان تلاطم های سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی رنگ می بازند و خاص می شوند و آن بزرگان را خاص و متمایز می سازند که انگار تکرار ناشدنی و دست نیافتنی خواهند بود.
بدون اغراق شهید رجایی یکی از آن معدود انسانهایی است که در کوران حوادث قبل از انقلاب و در زندانهای ظالمانه با پرورش و تزکیه درونی و اتصال به خداوندگار بزرگ و اتصاف به فضائل عالیه انسانی و سجایای اخلاقی آمادگی خدمت خالصانه به جامعه و مردم و انقلاب را یافته بود و بیراه نیست که بسیاری از دولتمردان پس از او به هر نحوی خاصه در سالروز شهادتش و در هفته دولت تلاش می کنند تا به شکلی خود را به او نزدیک نمایند و این می تواند حرکتی ارزشمند باشد که دیگران خود را متشبه به او می کنند اما در این بین هستند افرادی که سود خود می جویند و با آنکه نزد مردم منفورند سعی بر آن دارند تا از وجهه ایی که انسانهایی چون رجایی دارند به نفع شخصی خود استفاده برند. فی الواقع چنین افرادی با نیرنگ و فریب مردم می خواهند خیانتها و جنایات خود را بپوشانند.
پس از شهید رجایی دولتهای دیگری بر سر کار آمدند و هر کدام به نحوی خدماتی ارائه دادند و کم و بیش با برنامه و مدیریت لازم توانستند از آلام مردم بکاهند و به نوعی برای رئیس آن دولتها می توان شباهتی به اندیشه و آرمان و خدمات شهید رجایی یافت الا دولتهای نهم و دهم و رئیس آن دولت ها که هیچگونه شباهتی نه تنها با شهید رجایی نداشته بلکه دقیقاً در نقطه مقابل آن قرار می گیرد.
احمدی نژاد اشتباهی در تاریخ ملت ایران بود که با رانت قدرت و با حمایت گسترده اصولگرایان و جانبداری واضح و مشخص برخی نهادها به مردم تحمیل شد و همین که خود را معتبر دید سرکشی آغاز نمود و دستاوردهای قبل از خود را به باد فنا داد و هزینه های سنگینی به دلیل عدم توانایی در مدیریت و بی برنامگی و سیر در هاله های خیالی برای نسلهای آینده ایجاد کرد. او خدمتی در خور نداشت و خیانت ها و غارت ها و دروغ ها و نیرنگ و فریبکاری هایی را به یادگار نهاد که آیندگان تا نسلها باید هزینه سنگینی بپردازند و البته این نکته حائز اهمیت است که بیشتر دولت هایی که از جانب اصولگرایان حمایت و به قدرت رسیدند هر کدام به نحوی مشکل داشتند و مشکل ساز بودند و بالعکس دولت هایی که اصلاح طلبان معرفی نمودند هر چند از سوی قدرت و حاکمیت پشتیبانی نشدند اما مورد حمایت مردمی قرار کرفتند و وظایف خود را بخوبی انجام داده اند.
احمدی نژاد در انتخابات مجلس ششم در لیست ۳۰ نفره اصولگرایان قرار گرفت و پایین ترین آرا را داشت، در زمان استانداری در اردبیل حرف و حدیثهایی در ماجرای سوآپ نفت داشت و مورد تائید وزارت اطلاعات برای شهردار شدن قرار نگرفت و با مدد آقایان ناطق و باهنر و لاریجانی توانست به ناحق شهردار شود و بنا بر گفته های باهنر نقشه هایی برای ریاست جمهوری وی طراحی شده بود که شهرداری تهران را به عنوان سکوی پرتاپ وی انتخاب کرده بودند و بنا بر نقل باهنر “سابقه دوستی من با دکتر احمدینژاد ٢۵ تا ٢۶ سال است. در شورای شهر دوم در دولت خاتمی اصولگراها پیروز شدند، ما چند گزینه داشتیم که یکی از آنها احمدینژاد بود. آقای یونسی، وزیر اطلاعات، به ما پیغام داد دنبال شهردارشدن احمدینژاد نباشید. من پیش آقای یونسی رفتم و به او گفتم وزارت اطلاعاتی که ملکمدنی از آن عبور کند و احمدینژاد گیر کند، باید در اصل آن وزارت اطلاعات تجدید نظر کرد. بعد هم گفتم آقای یونسی به خودت و دوستانت و رئیسجمهور بگو، اگر میخواهید غصه شهرداری احمدینژاد را بخورید، نخورید. شهرداری دستگرمی است، احمدینژاد رئیسجمهور ماست. شاید بنده اولین نفر در خلقت بودم که رئیسجمهوری احمدینژاد را پیشبینی کردم” و البته بنگاه صدا پراکنی و تصویر سازی بطور آشکار در برآمدن و برجسته نمودن احمدی نژاد هم در قبل از ریاست جمهوری و هم در زمان ریاستش نقش بی بدیلی داشت و رسانه های دیگر چون کیهان، رسالت، جوان، فارس …. از هیچ کوششی در این راه دریغ نکردند و شخصیت های سیاسی اصولگرا چه با تعریف و تعبیر خواب و چه با قصه پردازی و شاهد آوردن از راننده تاکسی و فیوضات الهی و نظر کرده امام عصر و تمجیدهای بی محتوایی که هیچکدام به شخص بی شخصیتی چون احمدی نژاد نمی خورد برای وی سنگ تمام گذاشتند و او را با القابی معنوی و یا شبیه به سرداران و مبارزان صدر اسلام معرفی و ستودند و بی پروا به رجایی و امثال رجایی ظلم کردند که احمدی نژاد را رجایی گونه نامیدند؛ یا به رجایی اعتقادی نداشتند و او را تا حد احمدی نژاد پایین آوردند و یا قصد انحراف از ارزش های اسلامی و انقلابی را داشتند و یا نادانی کردند که در هر صورت باید در پیشگاه ملت به گناه خود اعتراف کنند و از خداوند تبارک و تعالی طلب مغفرت نموده و توبه نمایند که تا کنون نه تنها نشانه ای از هدایت را در آنها نمی بینیم بلکه حق گویان را در غل و زنجیر می خواهند و حصر و حتی اعدام تجویز می کنند و از آنانکه سخن حقشان امروز ثابت گشته است و شبیه ترین به رجائی ها هستند توبه می خواهند.
امیرالمومنین علی علیه السلام چه خوب حال و روز این مردمان را به تصویر می کشد: ” اى مردم، در روزگارى کینه توز، و پر از ناسپاسى و کفران نعمتها، صبح کرده ایم، که نیکوکار، بدکار به شمار مى آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشى خود مى افزاید. نه از آن چه مى دانیم بهره مى گیریم و نه از آن چه نمى دانیم، مى پرسیم، و نه از حادثه مهمّى تا بر ما فرود نیاید، مى ترسیم
در این روزگاران، مردم چهار گروه اند: گروهى اگر دست به فساد نمى زنند، براى این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کند، و امکانات مالى، در اختیار ندارند. گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده، و شرّ و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهاى پیاده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند. دین را براى به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رییس و فرمانده گروهى شوند، یا به منبرى فرا رفته، خطبه بخوانند. چه بد تجارتى، که دنیا را بهاى جان خود بدانى، و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایی. گروهى دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را مى طلبند، و با اعمال دنیا در پى کسب مقام هاى معنوى آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه مى دهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر مى دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى دهند. و برخى دیگر، با پستى و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.
در این میان گروه اندکى باقى مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشکهایشان را جارى ساخته است، برخى از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگى مى کنند، و برخى دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند، بعضى مخلصانه همچنان مردم را به سوى خدا دعوت مى کنند، و بعضى دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن دارى، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته گویا در دریاى نمک فرو رفته اند، دهانهایشان بسته، و قلب هایشان مجروح است، آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.” نهج البلاغه خطبه ۳۲
اینکه امروزه احمدی نژاد بی محابا در هر کوی و برزن و در هر شهر و دیاری حضور می یابد و بعنوان تبیین گر اندیشه های امام نطق می کند و درس می دهد و خود را چون رجایی می پندارد و نادانانی هم او را کوک می کنند که رجایی زمانه! ضمن اینکه اهانتی است به امام راحل و ظلم آشکاری است به شهید رجایی همان است که امیر مومنان فرمود: ”…. خود را کوچک و متواضع جلوه مى دهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر مى دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى دهند. و برخى دیگر، با پستى و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.”
اینان چون شیطان هستند و همچنان در کار فریب مردم اند و برای رسیدن به قدرت و بدست آوردن دنیا از هیچ خیانتی دریغ نمی ورزند که ” شیطان را ملاک و پشتوانه زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده کرد، در درونشان لانه کرد، و در دامنشان پرورش یافت، چشمشان در دیدنْ چشم شیطان، و زبانشان در گفتنْ زبان شیطان شد، بر مرکب لغزشها سوارشان کرد، و امور فاسد را در دیدگانشان جلوه داد، کارشان کار کسى است که شیطان او را شریک سلطنت خود قرار داده، و با زبان او به یاوه سرایى برخاسته است. ” نهج البلاغه خطبه هفتم
ناجوانمردی تا کجا! با بی رحمی هر چه تمامتر ذخائر کشور و بیت المال را به تاراج دادند و هنوز هم دندان طمع گرد کرده و طلبکارند. پشیمانی از گذشته سیاه خود ندارند و در اندیشه بدست آوردن مجدد قدرت اند تا غارت دیگری را آغاز نمایند. مردانگی در اینان نخواهی یافت چون در ذات خود نامردند که دردانه عالم هستی فرمود:
” یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ، لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَهً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی
اى مرد نمایانى که در حقیقت مرد نیستید! آرزوهاى شما مانند آرزوهاى کودکان است! و عقل و خرد شما مانند عروسان حجله نشین! دوست داشتم که هرگز شما را نمى دیدم و نمى شناختم، همان شناختى که سرانجام، به خدا سوگند! پشیمانى بار آورد و خشم آور و غم انگیز بود. خداوند شما را بکشد (و از رحمتش دور سازد!) که این همه، خون به دل من کردید، سینه مرا پر از خشم ساختید و کاسه هاى غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشاندید!” نهج البلاغه خطبه ۲۷