چکیده : انفجار مین در روز گذشته و کشته شدن دختر ۱۰ ساله خوزستانی حکایت از آن دارد که جنگ ایران و عراق در سال ۶۷ به پایان نرسیده و همچنان در حال قربانی گرفتن است. روز گذشته خبری در شبکههای اجتماعی منتشر و با یک روز فاصله تایید رسمی شد مبنی بر این که انفجار مین در روستای سابله (قدرت آباد) در بخش بستان از توابع این شهرستان منجر به کشته شدن دختر ۱۰ ساله شد
کلمه – گروه اجتماعی: انفجار مین در روز گذشته و کشته شدن دختر ۱۰ ساله خوزستانی حکایت از آن دارد که جنگ ایران و عراق در سال ۶۷ به پایان نرسیده و همچنان در حال قربانی گرفتن است.
روز گذشته خبری در شبکههای اجتماعی منتشر و با یک روز فاصله تایید رسمی شد مبنی بر این که انفجار مین در روستای سابله (قدرت آباد) در بخش بستان از توابع این شهرستان منجر به کشته شدن دختر ۱۰ ساله شد.
این حادثه سومین حادثه انفجار مین در سال ۱۳۹۵ است. روزهای چهاردهم و بیست و هفتم فروردینماه دو خبر از انفجار مین در قصرشیرین و مریوان در خبرگزاریها منتشر شد.
در انفجار مین در مریوان یک جوان بر اثر انفجار مین دچار حادثه شد و مچ پای او به علت این انفجار قطع شد. در انفجار قصرشیرین خوشبختانه کسی صدمه ندید و تنها دو گوسفند که در حال تعلیف بودند تلف شدند. اما انفجار سوم جان دختر ۱۰ سالهای را گرفت که در مکانی که زبالههای روستا دفن میشود، مشغول بازی بود.
این اتفاق در حالی افتاد که روستای سابله از مناطق پاکسازی شده از مین بود که احتمال انفجار مین در آن بسیار کم پیشبینی شده بود اما به گفته بسیاری از روستاییان و کشاورزان در مناطق مسکونی و کشاورزی هنوز مینهای به جا مانده از جنگ تحمیلی باقی مانده است.
نکته قابل تامل این که انفجارهای اخیر و به خصوص انفجار اخیر نشان از آن دارد که وجود مینها فقط در میدانهای جنگی و عملیاتی باقی نماندهاند بلکه در مناطق نزدیک به مسکونی هم همچنان در دل زمین هستند و هر چندگاهی قربانی میگیرند.
اینها در شرایطی است که امیر همتی، فرمانده قرارگاه مرکزی پاکسازی ارتش در سال ۹۰ در گفت و گویی اعلام کرده بود که خاک ایران تا سه سال دیگر از مین پاک میشود. اما از آن تاریخ نزدیک به دو سال گذشته و هنوز مینها در مناطق نزدیک به مسکونی و روستایی منفجر میشوند.
بررسیها نشان میدهد به صورت تقریبی حدود ۲/۴ میلیون هکتار از اراضی کشور آلوده به مین بوده که از همان سال ۵۹ که عملیات ثامنالائمه انجام شد، عملیات پاکسازی نیز آغاز شد. یعنی در واقع بعد از شکست حصر آبادان، یگانهای مهندسی نیروی زمینی ارتش اقدام به پاکسازی مینها کردند تا یک ایمنی نسبی برای مردم و همینطور رزمندگانی که در این منطقه تردد داشتند، به وجود آید. لیکن پاکسازی که به صورت اخص و به شکل کامل انجام شود بعد از پایان جنگ در سال ۶۷ آغاز شد.
آخرین گزارش رسمی اعلام شده درباره آلودگی مین در ۵ استان مرزی میگوید که خوزستان یک میلیون و ٣٨٠ هزار، ایلام بیش از ۴٠٠ هزار هکتار، کردستان یک هزارو ۴٨٠ هکتار، کرمانشاه ۶٩١ هزار هکتار و آذربایجان غربی ۵٩ هزار هکتار از زمینهای استان آلوده به مین بوده است.
آنچه عملیات پاکسازی مین را با کندی رو به رو کرده این است که سرعت مینگذاری چهار برابر بیش از سرعت خنثیسازی مینها است و هزینههای آن گاهی با یک جنگ چند روزه برابری میکند. مقامات مسئول متقدند که کاشت هر مین حدود ۳ تا ۵ دلار و خنثی کردن مین حدود ۱۰۰۰ دلار هزینه دارد و تا کنون کشور بیش از ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار صرف پاکسازی مین کرده است.
در سال ۹۱ معاون مهندسی وزارت دفاع آماری از تعداد کشتهها و زخمیها منتشر کرد: «از زمان شروع عملیات پاکسازی در مناطق مرزی کشور تاکنون ۱۰ هزار نفر از هموطنان و اعضای گروههای پاکسازی براثر برخورد با مین و مواد منفجره شهید یا مجروح شدهاند.» طبق آماری که بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس منتشر کرده، آمار شهدای جنگ تحمیلی ۱۹۰ هزار نفر است. یعنی تعداد کشتهها و زخمیهای بعد از جنگ، یک نوزدهم جنگ است که اگر پاکسازیها زودتر تمام نشود، این آمار بیشتر هم خواهد شد.
این مشکل تنها مختص ایران نیست. در حال حاضر ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلیون مین در جهان کار گذاشته شده که ۴ میلیون آن باقیمانده جنگ جهانی دوم است و ۲۳۰ میلیون مین نیز در زرادخانهها وجود دارد. گردآوری مینهای کارگذاشته شده کنونی به ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه و هزار سال زمان نیاز دارد.
.