چکیده : همانگونه که از مردم برای اتخاذ تصمیم آگاهانه و ازادانه دعوت می کنیم از رئیس جمهور نیز می خواهیم تا به واقع پاسدار قانون اساسی باشد و دفاع از حقوق ملت و نهاد انتخابات را اهم برنامه های خویش در برجام ملی قرار دهد و نسبت به اعاده حیثیت از معنا و جایگاه نهاد انتخابات و صیانت از آرای مردم اقدام عاجلی صورت دهد.
کانون «اندیشه راه سبز» (ارس) با انتشار تحلیلی درباره انتخابات مجلس و خبرگان، از مردم خواست با بررسی و همفکری و شور و مشورت، و نه احساسات جریحه دار و زخم های التیام نیافته، نسبت به شرکت در انتخابات “تصمیم” بگیرند.
به گزارش کلمه، نویسندگان این رساله تحلیلی با تاکید بر اینکه راه اصلاح کشور، راهی هموار نیست و صبر و پایداری است که بن بست ها را فرو می ریزد؛ به تأثیرگذاران عرصه سیاست یادآوری کرده اند که مردم ولینعمت شما هستند و کوچک ترین غفلت و کوتاهی در خدمت به آنان و فراهم ساختن اسباب آسایش آنان، مصداق زیر پا گذاشتن حق الناس و گناهی نابخشودنی در پیشگاه ملت، تاریخ و دادگاه الهی است.
آنها همچنین از رئیس جمهور خواسته اند تا به واقع پاسدار قانون اساسی باشد و دفاع از حقوق ملت و نهاد انتخابات را اهم برنامه های خویش در برجام ملی قرار دهد و نسبت به اعاده حیثیت از معنا و جایگاه نهاد انتخابات و صیانت از آرای مردم اقدام عاجلی صورت دهد.
متن این متن تحلیلی را در زیر بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (سورۀ رعد، آیۀ ۱۱)
خدا وضع موجود مردمی را دگرگون نکند، مگر آنان از درون دگرگونی یابند.
اینک که در آستانه یکی دیگر از آزمون های بزرگ ملت ایران در هنگامه تعیین سرنوشت شان قرار داریم، بر خود لازم می دانیم به عنوان همراهان شما، دیدگاه خود را درباره انتخابات پیش رو با شما در میان بگذاریم.
همه ما می دانیم و این روزها این حقیقت بیش از هر زمان دیگر بر همگان، حتی آنان که تاکنون در این باره دچار تردید بودند، آشکار شده است که دست کم از سال ۱۳۸۴ به این سو، اقتدارگرایانی که نه برای رأی مردم و حق تعیین سرنوشت شان به دست خودشان که به تصریح در قانون اساسی آمده ارزشی قائل هستند و نه حاضر به تمکین در برابر رأی ملت هستند، با استخدام شیوه های مختلف، سعی در مهندسی انتخابات (خبرگان، مجلس، ریاست جمهوری، شوراها و حتی کانون های صنفی) داشته و دارند. اگر روزی ضروری بود میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمیته صیانت از آراء تشکیل دهند و در پاسداری از حق الناس آن همه دشواری و هجمه های ناجوانمردانه سرانجام حصری غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی را متحمل شوند تا مشوق و مروج حضور و دیدبانی آگاهانه شهروندان شوند، امروزه نهضت آگاهی بخشی با شعار جاودانه «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است»، گوشه و کنار این سرزمین پهناور را چنان درنوردیده است و تجربیات تلخ سالیان اخیر، درستی پیش بینی ها و هشدارهای دلسوزانه آنان را چنان آشکار نموده است که انکار آن، تنها از سر استیصال و لجاجت عاری از منطق ممکن است.امروز، «هر شهروند یک رسانه» دیگر یک شعار و آرزو نیست؛ حضور در میان مردم، در وسائط نقلیه عمومی و کوچه و بازار کافی است تا هر مشاهده گری بر تحقق آن مهر تأیید زند. شعور و آگاهی شهروندان ایرانی طی شش سالی که از آغاز جنبش سبز گذشته است، چنان ارتقای کمی و کیفی یافته است که اقتدارگرایان را مجبور به عقب نشینی از موضع بی اعتنایی به رأی مردم و دعوت از همگان، حتی کسانی که آنان را به عنوان راهبران امانتدار دستاوردهای انقلاب شکوه مندشان قبول ندارند، به مشارکت در انتخابات دعوت می کنند. این، پیروزی است که حاصل صبر و مقاومت یکایک شهروندان آگاه و همراه است: خانواده های داغدار شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز، فرهیختگان و دلسوزان در بند، و پایداری صبورانه همراهان همیشه سرافراز جنبش سبز، دکتر زهرا رهنورد، حجت السلام و المسلمین مهدی کروبی، و مهندس میرحسین موسوی. همچنین، تردیدی نداریم که آن دسته از مواضع اصولی چهره های ملی همچون آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام سید محمدخاتمی، حجت الاسلام دکتر حسن روحانی و حجت الاسلام سیدحسن خمینی که در همین راستا اتخاذ و پیگیری شده، در به ثمر نشستن این حرکت موفق، تأثیری انکارناپذیر داشته است.
اینک، ماییم و دو انتخابات پیش رو: مجلس خبرگان رهبری، و مجلس شورای اسلامی. بدیهی است که نگاه اقتدارگرایان به انتخابات به طور کلی و این دو انتخاب به طور خاص، تزئینی و فرمایشی است. بر اساس سخنان و اظهارنظرهای آنان، گویی انتخابات نمایشی است که صرفا برای حفظ آبروی نظام در جهان برگزار می شود و اختلاف نظرهای موجود میان جریان های سیاسی شرکت کننده در انتخابات، هیاهویی بیش نیست که نباید در شیوه اداره مملکت تأثیرگذارد! به راستی هم چنین است اگر هدف از شرکت در انتخابات، تنها و تنها به معنی جابجایی قدرت باشد و نه تغییر و اصلاح روند اداره کشور. تأکید همیشگی همراهان جنبش سبز بر اتخاذ رویکردی برنامه- محور که منبعث از مطالبات دیرینه ملی ایرانیان، این صاحبان اصلی مملکت، باشد، بر همین اساس بوده است.با کمال تأسف باید اذعان کرد که این رویکرد نه در میان اصولگرایان و نه در میان اصلاح طلبان، مورد توجه شایسته و بایسته قرار نگرفت. تقلیل ضرورت شرکت در انتخابات به صرف کم کردن احتمال انتخاب شدن نیروهای تندرو، نشان از عمل زدگی دارد که پوشش موجه «واقعیت گرایی»، از واقعیت نازل بودن سطح استدلالی آن نمی کاهد. آری، ما نیز به اهمیت صندوق های رأی در پیش روی به سوی نهادینه سازی مردم سالاری که فراهم کننده بسترهای ضروری توسعه و پیشرفت کشور و بهروزی مردم باشد باور داریم، اما آن را نه تنها راه تحول خواهی، بلکه یکی از مؤثرترین شیوه های کنش سیاسی می دانیم. ما نه تنها حرکت پرشور و آگاهانه مردم در اعتراض به انتخابات مهندسی شده سال ۸۸ را اشتباهی تاریخی نمی دانیم، که آن را سرآغاز حرکتی به شمار می آوریم که این روزها، علیرغم تلخ کامی های شش سال گذشته، دستاوردهای انکارناپذیر خود را در انتخابات ۹۲ و تغییر فضا و فرهنگ سیاسی حاکم بر کشور به نمایش گذاشت. ما نه تنها تصمیم فراگیر شهروندان در انتخابات مهندسی شده و نمایشی مجلس در اسفندماه ۹۰ را تجربه ای ناکام نمی دانیم، که تثبیت رأی مردم به عنوان «حق الناس» و مماشات نسبی دستگاه های نظارتی را حاصل آن حرکت آگاهانه دانسته و از سنخ نافرمانی مدنی به شمار می آوریم.
اینک نیز، ضمن تأکید مجدد بر ضرورت اتخاذ رویکرد مطالبه محور، با وجود همه سنگ اندازی های آشکار از سوی دستگاه های نظارتی؛ با وجود همه تبلیغات شیطنت آمیز و جانبدارانه دستگاه های تبلیغاتی اقتدارگرایان، از جمله رسانه ای که روزی «ملی» بود؛ با وجود رد صلاحیت های گسترده و عاری از منطق چهره های کارآمد و دلسوز کشور که مهر تأیید صلاحیت مردم را دارند؛ با وجود ناکامی های منتخبان ملت در دستگاه های اجرایی در تحقق وعده های انتخاباتی شان برای رفع حصر رهبران و فعالان در بند و ایجاد نسبی فضای باز و موجه فعالیت سیاسی اجتماعی؛ با وجود محوریت یافتن موارد غیر اصولی و غیر اصلاح طلبانه در بسته شدن لیست های انتخاباتی کاندیداهای اصلاح طلبان؛ با وجود فشارهای غیرعادی و جهت دار نیروهای امنیتی به فعالان اصلاح طلب ناراضی از وضع موجود برای شرکت بی قید و شرط در انتخابات و ممنوعیت تحریم یا عدم شرکت یا اعتراض به رد صلاحیت ها؛ و سرانجام با وجود به رسمیت شناختن حق عدم شرکت در انتخابات به عنوان یک کنش فعالانه در دفاع از نهاد و معنای انتخابات و کرامت حق رای انسان، که برآمده از آزادی و شرافت انسان است؛ از همگان دعوت می کنیم با بررسی و همفکری و شور و مشورت، و نه احساسات جریحه دار و زخم های التیام نیافته، نسبت به شرکت در انتخابات “تصمیم” بگیرند. به مردم خوبمان یادآوری می کنیم که راه اصلاح کشور، راهی هموار نیست و صبر و پایداری است که بن بست ها را فرو می ریزد؛ و به تأثیرگذاران عرصه سیاست یادآوری می کنیم که مردم ولینعمت شما هستند و کوچک ترین غفلت و کوتاهی در خدمت به آنان و فراهم ساختن اسباب آسایش آنان، مصداق زیر پا گذاشتن حق الناس و گناهی نابخشودنی در پیشگاه ملت، تاریخ و دادگاه الهی است.
سخن آخر ما اما با رئیس جمهور محترم است؛ کسی که به عنوان دفاع از قانون اساسی سوگند یاد کرده تا پاسدار حقوق و آزادی های مشروع مصرح در قانون اساسی باشد و کرامت انسان را پاس دارد. تجربه برگزاری انتخابات مجلس هفتم که نخستین طوفان رد صلاحیت های گسترده و نامشروع و غیرقانونی نمایندگان مردم در مجلس ششم را برپا کرد هنوز در یادها و خاطره ها به جای مانده است و تاثیرات مخرب برگزاری آن انتخابات بر قضاوت مردم نسبت به دولت اصلاحات هنوز از یادها نرفته است. وظیفه کنونی رئیس جمهور بر اساس سوگندش در دفاع از قانون اساسی و حقوق ملت ایران با توجه به ردصلاحیت های گسترده و فاقد وجاهت شرعی و قانونی و از بین بردن معنای انتخابات و شبه انتصابی کردن مجلس چیست؟ آیا رئیس جمهور معتقد است برگزاری هر انتخاباتی به هر شکل، تقویت دموکراسی و پایه های نظام جمهوری اسلامی است یا اینکه برگزاری انتخاباتی در این سطح و قد و قواره، به کاهش سطح استانداردهای ملی در جمهوری اسلامی خواهد انجامید و روند فزاینده تضییع حقوق ملت را شتابی بیش از پیش خواهد بخشید؟
ما همانگونه که از مردم برای اتخاذ تصمیم آگاهانه و ازادانه دعوت می کنیم از رئیس جمهور نیز می خواهیم تا به واقع پاسدار قانون اساسی باشد و دفاع از حقوق ملت و نهاد انتخابات را اهم برنامه های خویش در برجام ملی قرار دهد و نسبت به اعاده حیثیت از معنا و جایگاه نهاد انتخابات و صیانت از آرای مردم اقدام عاجلی صورت دهد.
کانون «اندیشه راه سبز» (ارس)