چکیده : باید پذیرفت که اختلافنظرها و مجادلات به جای اینکه از روشهای حذفی و رقابتهای مخرب دنبال شود از طریق روشهای تعامل، مدارا، تحمل آرا و دیدگاههای مختلف و پذیرش حق داوری و حکمیت مردم در موضوعات مورد اختلاف پیگیری شود. اگر برجام دو را به این معنا تعریف کنیم همسو با برجام یک تلقی میشود و یقینا تجربه و دستاوردهای آن خود دلیل و نشانهای قوی برای عملی و کارساز بودن آن روشها در برابر دیدگاههای مختلف است.
دوران پسابرجام تنها به لغو تحریمها منجر نشد. دوران پسابرجام از نخستین روزهای اجرایی شدن، با خود پیشنهاداتی را هم به ارمغان آورد. پیشنهاداتی که اینبار در حوزه سیاست داخلی، مسوولان عالی کشور را به فکر انداخت که در آستانه انتخابات از آن به عنوان اهرمی برای وفاق ملی استفاده کنند. تصمیمی که هرچند با وجود مسائل حل نشده داخلی بسیار منطقی به نظر میرسید اما در مسیری مشابه برجام قرار گرفت. از آن روزی که حسن روحانی برجام دو را مطرح کرد برخی جریانات سیاسی، ساز مخالف خود را کوک کردند و هر بار که با پیشنهاد رییسجمهور مواجه شدند آن را مورد هجمه قرار دادند.
اما برجامدو چیست و چگونه میتواند با وجود مخالفتها مسیر آغازین را تا انتها بپیماید؟ این سوالی است که علی محمد حاضری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاحطلب در جواب، آن را ترجیح روش تعامل و گفتوگو در مسیر حل اختلاف میداند. او با تایید پیشنهاد روحانی برای اجرایی شدن برجام، خود نیز معتقد است که همان نگاهی که برجامیک حاکم بود باید در منازعات سیاسی داخلی نیز اجرایی شود تا این فکر قالب شکل بگیرد که به جای استفاده از روشهای حذفی و رقابتهای مخرب، اختلافات از طرق مدارا حل شود.
گفتوگوی کوتاه «اعتماد» با علی محمد حاضری، فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه میآید:
در اولین روزهای اجرایی شدن برجام، رییسجمهور از برجام دو سخن گفتهاند. برجامی با محوریت آشتی و وفاق ملی. این مورد که در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری مطرح شد، چقدر مورد تایید جریانات سیاسی داخلی است؟
معتقدم اگر برای روشن شدن زوایای برجامدو، اصل ایده برجام را در نظر بگیریم اهمیت دیدگاه حسن روحانی تا مقدار زیادی روشن میشود. برجام، در واقعیت امر به معنی ترجیح روشهای تعامل و گفتوگو در مسیر حل اختلافات بود. اگر جوهره برجام همین مورد خاص باشد، به این معناست که در محتوای خود از ترجیح این روش در مقابل خشونت و تنشهای بینالمللی که قبل از آن بین روابط ایران با بسیاری قدرتهای جهان حاکم بود، بهره برده است. حال پس از محقق شدن برجام، برجام دو میتواند همین نگاه را بر منازعات جناحی حاکم کند. باید پذیرفت که اختلافنظرها و مجادلات به جای اینکه از روشهای حذفی و رقابتهای مخرب دنبال شود از طریق روشهای تعامل، مدارا، تحمل آرا و دیدگاههای مختلف و پذیرش حق داوری و حکمیت مردم در موضوعات مورد اختلاف پیگیری شود. اگر برجام دو را به این معنا تعریف کنیم همسو با برجام یک تلقی میشود و یقینا تجربه و دستاوردهای آن خود دلیل و نشانهای قوی برای عملی و کارساز بودن آن روشها در برابر دیدگاههای مختلف است.
کاملا درست است اما مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که باز هم همان هجمهها نسبت به دولت شکل میگیرد. هنوز که فقط صحبت از برجام شده اما شاهد اظهاراتی از سوی افراد و اعضای جناحهای رقیب بودهایم. چرا در آستانه اجرایی شدن برجامی دیگر باز هم دولت صفی از مخالفان را در حال شکلگیری در برابر خود می بیند؟
به نظر میرسد که در هر دو برجام افرادی هستند که منافع خود را در شرایط تنازع و مجادله تعریف کردهاند. این افراد فکر میکنند که اگر آن شرایط تنازعی وجود نداشته باشد آنها نمیتوانند به اهداف خود برسند. در این دسته میتوان کسانی را قرار داد که از شرایط تحریمی در انعقاد روابط مالی غیرشفاف در داخل و حتی خارج از کشور سود میبردند. اینها نمیتوانند و نخواهند توانست به راحتی قبول کنند که در شرایط پسابرجام و شرایط برجامدو منافعشان به خطر بیفتد. در فضای سیاسی هم بسیاری از کسانی که قابلیتهای تخصصی و کارشناسی و همینطور کارآمدیهای مدیریتیشان در شرایط عادی که شایستهسالاری در تصدی مسوولیتها حرف اول را میزند، نمیتوانند دارای موقعیت و جایگاهی باشند. این افراد فکر میکنند که در شرایط حذف و کنار زدنهای سیاسی، حزبی و امنیتی عرصه برای کسانی که هنرشان حمایت و تبعیت بیچون و چرا از جریانهای مشخصی است میدان بازتر و فرصت بهتری برای حضور پیدا میکنند. طبیعتا این افراد و جریانات، مایل به اجرای برجام دو یا شفافسازی فضای سیاسی داخلی نیست.
با تمام شباهتهایی که میان برجام دو با برجام یک وجود دارد -البته از لحاظ وجود مخالفتها- دولت میتواند در این شرایط مساوی این را هم به سرانجام مطلوبی برساند؟
به نظر میرسد که بستر مساعد حمایت اجتماعی و افکار عمومی بهترین حامی دولت در این زمینه است. اگر دولت بتواند انتظارات خود را صادقانه با مردم در میان بگذارد و موانع و سنگاندازیهایی را که از طریق مخالفین مطرح میشود، صادقانه با مردم در میان بگذارد، میتواند با اتکا به حمایت مردم امیدوار باشد که موانع را بهتر از پیش رو بردارد. بنابراین آنچه در این زمان مهم به نظر میرسد این است که مردم این صداقت و شفافیت را از دولت ببینند و هم اراده و عزمی جدی و توام با شجاعت در ایفای مسوولیت را شاهد باشند.