چکیده : پس از آنکه دولتی عقلانی از پس غارتهای هشتساله بر سر کار آمده است تا شاید برخی ویرانهها دوباره امید زندهشدن داشته باشند، گروههای فشار و خودسرها دوباره دست به کار شدهاند. اگرچه عاملان برخی جنایات همواره عامل اصلی نبودند و قربانیان این جنایات با علم بههمین مسئله همواره قاتلان را بخشیدهاند، اما تداوم روند تندرویها، آنهم در روزهایی که خاورمیانه در آتش تندرویها و بنیادگرایی دینی میسوزد، هشداری جدی را برای همه دلسوزان کشور بهدنبال خواهد داشت، تا دستهای پشتپرده را عیان کنند و برای همیشه به افراطیگریها پایان دهند.
روزنامه بهار در گزارشی نوشت: این روزها دوباره سروکلهشان پیدا شده است؛ دست به چاقو و آجر میبرند، مراسم مجوزدار را برهم میزنند، به وزیر کشور دولت اصلاحات حمله میکنند، نماینده مجلس و فرزند شهید مطهری را با آجر و گوجه بدرقه میکنند تا هر روز بحرانی را برای کشور ایجاد کنند و ادامه همان روندی را در پیش بگیرند که سیدمحمد خاتمی در دوران اصلاحات گفته بود بهدنبال ایجاد هر ۹ روز یک بحران برای دولت هستند. اگر در سالهای اخیر با پرچم «خودسر» به اصولگرایانی مثل علی لاریجانی با مهر و نعلین در مکانی دینی، آنهم در سالروز پیروزی انقلاب ۵۷ حمله میکنند، سالهای دورتر همانها با همین پرچم، روی پلههای شورای شهر تهران، دست به ترور سعید حجاریان زدند و رفتند. هرچند حجاریان زنده ماند و سعید عسگر، عامل ترورش، را بخشید.
آذر ماه عجیبی است. ماهی که پروندههای خونینی از جنایات خودسرانه را در تاریخ بر جای گذاشته است که به قتلهای زنجیرهای معروف شد. پس از آنکه ماجرای قتلها رسانهای شد و افکار عمومی نسبت به آن حساسیت نشان داد، سیدمحمد خاتمی دستور داد تا کمیتهای ویژه، مرکب از علی یونسی رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح، علی سرمدی معاون وزیر اطلاعات، و علی ربیعی مسئول اجرایی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی، مسئول پیگیری قتلها شوند. در ماجرای بررسیها نام سعید امامی مشاور وزارت و معاون سابق امنیت وزارت اطلاعات جمهوریاسلامی (در زمان تصدی علی فلاحیان)، مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان انجام قتلها، و اکبر خوشکوش مطرح شد. قربانعلی دری نجفآبادی وزیر اطلاعات هم از سمت خود کنار گذاشته شد و یونسی بهجای او بر مسند وزارت نشست. سعید امامی ازسوی رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح بهعنوان یکی از چهار عامل اصلی قتلهای زنجیرهای معرفی شد.
اما در جریان رسیدگی به پرونده قتلها سعید امامی در زندان خودکشی کرد که رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح دراین رابطه گفته بود: «با وجود مراقبتهای ویژهای که از سعید امامی یکی از عوامل اصلی و محوری این قتلها به عمل آمد وی در زمان استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد که بلافاصله به بیمارستان منتقل شد ولی تلاشهای پزشکی برای نجات وی مؤثر واقع نشد. البته با توجه به مدارک موجود و اعتراف صریح سعید امامی، وی هیچگونه راه فراری نداشت و اگر با این اتهامات به دادگاه میرفت حکم او اعدام بود.» در دادگاه قتلهای زنجیرهای البته برخی دیگر از متهمان نیز به قصاص محکوم شدند که البته مجازات محکومان به قصاص نیز بهدلیل آنچه گذشت خانواده مقتولان ذکر شد، به ۱۰ سال زندان کاهش یافت.
از بین عاملان قتلهای زنجیرهای فقط سعید امامی بود که سرانجامش به مرگ، آنهم به دست خودش ختم شد. البته همان زمان با پافشاری سیدمحمد خاتمی، وزارت اطلاعات در اطلاعیهای بیسابقه به دستداشتن تعدادی از عوامل این وزارتخانه اعتراف کرد، دراین اطلاعیه با اشاره به شناسایی یک شبکه در «قتلهای نفرتانگیز» آمده بود: «با کمال تاسف، معدودی از همکاران مسئولیتناشناس، کجاندیش و خودسر این وزارت که بیشک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست بهاین اعمال جنایتکارانه زدهاند، در میان آنها وجود دارند.»
روایت خونین آذر ماه فقط به آن سال خلاصه نمیشد، پیش از آن نیز خونهایی ریختهشده بود که یکی از آنها در آذر ۶۷ رخ داد که «کاظم سامیکرمانی» اولین وزیر بهداشت ایران بعد از پیروزی انقلاب مورد حمله قرار گرفت. ساعت ۱۱:۳۰ چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۶۷، شخصی که خود را غلام همتی معرفی میکرد، در واپسین ساعات کار طبابت کاظم سامی وارد مطب او شد و با دشنه به او حمله کرد. سامی دو روز بعد یعنی ۴ آذر درگذشت.
سرنوشت قاتل او نیز مانند سعید امامی به حمام ختم شد. علیاکبر محتشمی، وزیر کشور وقت جمهوریاسلامی، سه هفته پس از قتل کاظم سامی اعلام کرد محمود جلیلیان، قاتل سامی، در حمامی در اهواز خودکشی کرده است. حالا دوباره آذر است و سالها از خونهای آذر میگذرد، اما گروههای فشار همچنان ریشههای خود را در حوزههای مختلف پهن میکنند و هر روز از گوشهای سر بر میآورند تا عقلانیت، روشنفکری و انسانیت را زیر حملات خود ویران کنند.
پس از آنکه دولتی عقلانی از پس غارتهای هشتساله بر سر کار آمده است تا شاید برخی ویرانهها دوباره امید زندهشدن داشته باشند، گروههای فشار و خودسرها دوباره دست به کار شدهاند. اگرچه عاملان برخی جنایات همواره عامل اصلی نبودند و قربانیان این جنایات با علم بههمین مسئله همواره قاتلان را بخشیدهاند، اما تداوم روند تندرویها، آنهم در روزهایی که خاورمیانه در آتش تندرویها و بنیادگرایی دینی میسوزد، هشداری جدی را برای همه دلسوزان کشور بهدنبال خواهد داشت، تا دستهای پشتپرده را عیان کنند و برای همیشه به افراطیگریها پایان دهند.