چکیده : امروز مسلمانان جهان بهویژه ما ایرانیان که افتخار پیروی از راه و سیره امامحسین(ع) را در کارنامه خود داریم، بیش از پیش نیاز به آشنایی و بهکاربردن پیامهای انسانی و رحمانی آموزههای قرآنی و گرامیداشت یاد این پیشگامان و اسوههای این آموزههای اسلامی و قرآنی داریم.
محمد توسلی:
در آستانه ماه محرم همهساله شاهد فضای جدیدی از شور و هیجان در کوی و برزن شهرها و آمادگی برای عزاداری و گرامیداشت یاد شهیدان عاشورا بهویژه سالار شهیدان، امامحسین(ع)، هستیم. درخصوص فلسفه این عزاداریها بهتفصیل عالمان، پژوهشگران و صاحبنظران سخن گفتهاند. آنچه در این یادداشت مختصر مایلم اشارهای داشته باشم، پیام یا پیامهای عاشورا است. از دوران نوجوانی به یاد دارم که یکی از شعارهایی که بر سردر و دیوار مساجد و حسینیهها نصب میشد و میشود این جمله بود: اِن الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه؛ «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است». در زیارت وارث هم همواره تکرار میکنیم که حسین(ع) وارث پیام همه پیامبران ازجمله سیره پیامبر اسلام(ص) و آموزههای قرآنی است.
این پیام همه پیامبران و چکیده آموزههای قرآن که در بینش و منش و رفتار امامحسین(ع) در واقعه عاشورا تجلی داشت چیست؟ و چه کاربردی برای زندگی بشر دارد؟
از مجموعه سخنان امامحسین(ع) و حادثه تاریخی عاشورا در کربلا میتوان پیامها و درسهایی را جمعبندی و ارائه کرد که عالمان و صاحبنظران در این خصوص آثار ارزشمندی ارائه کردهاند.
در این نوشتار به طرح سه پیام که به نظر راقم این سطور پیامهای اصلی عاشوراست بسنده میکنم، به امید آنکه مورد توجه و نقد قرار گیرد.
١- ایستادگی در مقابل عاملان ظلم و جهل
به نظر میرسد مهمترین پیام عاشورا ایستادگی امامحسین(ع) در مقابل عاملان ظلم و جهل باشد که قرآن مشکل و مانع اصلی دستیابی انسان به امانت اختیار و آزادی که پیشنیاز کمال اوست معرفی میکند (احزاب-٧٢). حاکمانی چون فرعون با سلب آزادی و آگاهی مردم زمینه تداوم قدرت خود را فراهم میکردند (زخرف-۵۴). در این راستا، یزیدبنمعاویه که بدون بیعت و رضایت مردم صرفا به خواست معاویه زمام امور کشور پهناور اسلامی را برعهده گرفت؛ برای تحمیل حاکمیت خود از این شیوه بهره گرفت و با نادیدهگرفتن حقوق اساسی مردم ابتدا صاحبان اندیشه و شخصیتهای تأثیرگذار آنعصر را یا در اختیار گرفت یا نسبت به حذف یا محدود کردن آنها برنامهریزی کرد. گزارشهای تاریخی حاکی است که یزید در سال ۶٠ هجری به ولیدبنعتبه، والی مدینه، نامهای محرمانه نوشت که «فورا از حسین و عبداللهبنعمر و عبداللهبنزبیر بیعت بگیر و به آنها هیچگونه مهلتی نده تا بیعت کنند». امامحسین(ع) در پاسخ فرمود: «بیعت موضوع مهمی است که نمیتوان در خفا انجام داد.
آنگاه که همه مردم را برای بیعت خواستی به ما اطلاع بده، آنچه شایسته دانستم انجام میدهم. امامحسین(ع) که با خصوصیات شخصی و روش حکومتی یزید موافق نبود و او را شخصی فاسد، فاسق، متجاوز به حقوق مردم و شرابخوار میدانست، نمیخواست با او بیعت کند و چون از دستور قتل خود در صورت عدم بیعت مطلع شد، شبانه با افراد خانواده خود و همراهان، مدینه را به قصد مکه ترک کرد و چون در مکه نیز امنیت نداشت، به دعوت مردم بهسوی کوفه حرکت کرد. مجموعه رویدادهای این سفر و سخنان آن حضرت با یاران و کسانی چون «حر» که مأموریت ممانعت از ادامه سفر و اجرای دستور یزید را دنبال میکردند بسیار آموزنده است و حاوی پیامهای آن حضرت برای شیوههای برخورد با حکومت یزید است.
گزارشهای تاریخی بهوضوح نشان میدهد که آن حضرت هرگز قصد برخورد رادیکال و جنگ و خونریزی با عوامل حکومتی یزید را نداشت و حتی در شرایطی که مردم کوفه از دعوت خود عدول کردند و لشکر عمرسعد راه را بر او سد کردند و سخنان آگاهیبخش او در مردم کوفه و لشکریان یزید تأثیر نگذاشت، درخواست کرد که اجازه دهند با افراد خانواده برگردند و به محل دیگری بروند. اما حکومت خودکامه یزید و کارگزاران او برپایه فرهنگ جامعه قبیلگی آن دوران در صورت عدم بیعت فقط گزینه جنگ و کشتهشدن را در مقابل او قرار دادند.
در این شرایط است که امامحسین(ع) برای پاسداری از پیام پیامبران و آموزههای قرآن در شرایطی که فرهنگ قبیلگی حاکم است، در مقابل حکومت خودکامه یزید ایستادگی میکند و هرگز تسلیم درخواست ناحق آنها نمیشود. این پیام و استراتژی امامحسین(ع)؛ ایستادگی در مقابل حاکمان خودکامه در طول قرون گذشته همواره مورد تقدیس و عمل بسیاری از رهبران اجتماعی ملتهای دیگر نیز که حتی باور اسلامی نداشتند با شیوههای مدنی مورد عمل قرار گرفته است.
٢- رسالت آگاهیبخشی
روش ایستادگی امامحسین(ع) در فرایند قیام تاریخی عاشورا در متن وصیتنامه آن حضرت، که به هنگام خروج از مدینه در اختیار محمدبنحنفیه قرار گرفت، منعکس است. آن حضرت برنامه و رسالت آگاهیبخشی خود را اینچنین توضیح میدهند:
«و انّی لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انّما خَرجتُ لطلب الاصلاح فی امه جدی(ص) اریدان اَمر بالمعروف و النهی عن المنکر».
«و من نه برای خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میشوم بلکه هدف من از این سفر امربهمعروف و نهیازمنکر و اصلاح امور مردم است».
این انگیزه و پیام اصلاحطلبی از طریق انجام فریضه الهی امربهمعروف و نهیازمنکر و آگاهیبخشی در سخنان آن حضرت در طول سفر و تا آخرین روزهای حیات که به شهادت آن حضرت انجامید، کاملا برجسته است. این بینش و اندیشه راهبردی امامحسین(ع) که برگرفته از آموزههای قرآنی است با فرهنگ قبیلگی و جاهلی اموی آن دوران، که ظاهر دین را وسیلهای برای کسب قدرت قرار داده بودند، کاملا در تقابل بود.
مبانی این رسالت آگاهیبخش در آیات متعدد و محکم قرآنی (ازجمله آلعمران ١٠۴ و ١١٠ – اعراف ١۵٧ – لقمان ١٧) و سخنان پیامبر اسلام(ص) و ائمه علیهمالسلام مورد تأکید قرار گرفته است. در اینجا فقط به یک نمونه اشاره میشود.
حکمت شماره ٣٧۴ نهجالبلاغه، جایگاه و اهمیت این رسالت آگاهیبخش را در مقابل سایر عبادات و وظایف دینی برجسته کرده است:
ما اعمال البر کلها والجهاد فی سبیلالله عندالامر بالمعروف و نهی عن المنکر الّا کنفثه فی بحر لجی «همه کارهای نیک (عبادات) و (حتی) جهاد در راه خدا در مقایسه با فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر مانند آب دهان در مقابل آب دریای بیکران است». رسالت آگاهیبخشی امامحسین(ع) در عاشورا همانگونه که اشاره شد، در سخنان همه پیامبران و ائمه(ع) مورد تأکید قرار گرفته است. طبیعی است مقدمه این امر واجب در جامعه اسلامی نیز واجب است. بدون گردش آزاد اطلاعات در جامعه و تأمین شرایط آزادی بیان و اجتماعات، انجام این فریضه الهی و قرآنی امکانپذیر نیست.
٣- آزادگی
پس از آنکه لشکریان عمرسعد وقعی به سخنان آگاهیبخش امامحسین(ع) در کربلا نگذاشتند و با پیشنهاد بازگشت او و افراد خانواده و یاران او موافقت نکردند و با آنان با شیوههای مرسوم خشونت جامعه قبیلگی دوران جاهلیت به نام دین برخورد کردند، در آن صحنه کارزار امامحسین(ع) لشکریان را اینچنین مخاطب قرار داد:
«ان لم یکن لکم دین و لاتخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم»
«اگر دین ندارید و نگران سرنوشت و آخرت خود نیستید (لااقل) در دنیای خود آزاده باشید».
این بیان امامحسین(ع) حاوی پیام آزادگی و حریت، نهتنها برای مسلمانان و مؤمنان بلکه برای بشریت است و بهخوبی نشان میدهد که لازمه دینداری، حریت و آزادگی است. انسانهایی که بویی از انسانیت و آزادگی نبرده باشند نمیتوانند منادی دینداری و آخرتنگری باشند که اگر چنین ادعایی داشته باشند عملکردشان چون همه یزیدیان تاریخ و امروز عملکرد داعش در منطقه است.
اگر لشکر عمرسعد برپایه برداشت فرهنگ قبیلگی خود از اسلام سر امامحسین(ع) را از بدن جدا و برای یزید به شام میفرستد، امروز ادامهدهندگان همان فرهنگ با مناسبات سیاسی – اقتصادی پیچیده قرن بیستویکم در منطقه خاورمیانه با بهکارگیری خشونت عریان و سبعیت تمام به نام اسلام سر انسانهای دیگر را از بدن جدا و باافتخار تصاویر آنان را در رسانههای خود منتشر میکنند.
امروز مسلمانان جهان بهویژه ما ایرانیان که افتخار پیروی از راه و سیره امامحسین(ع) را در کارنامه خود داریم، بیش از پیش نیاز به آشنایی و بهکاربردن پیامهای انسانی و رحمانی آموزههای قرآنی و گرامیداشت یاد این پیشگامان و اسوههای این آموزههای اسلامی و قرآنی داریم.
منبع: روزنامه شرق