شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» مقصود رهبری چیست

یکشنبه, 12 جولای, 2015

چکیده : حاکمیت اقتدارگرای جمهوری‌اسلامی می‌خواهد در فضای رفع تهدیدهای خارجی، که با حصول قریب‌الوقوع «بَرجام» به‌وسیله‌ی قطع‌نامه‌ی شورای امنیت نیز تضمین می‌شود، مسائل داخلی خود را نیز ریشه‌کن کند. منظور از مسائل داخلی نظام البته معضلات ملی کشور نظیر بحران آب و یا وضعیت اسف‌بار اقتصادی نیست؛ بلکه تنگ‌کردن فضا و بالابردن فشار بر کسانی‌ست که به هر ترتیب با نظام زاویه دارند.


کلمه – یوسف رحمانی:

در حالی که مذاکرات هسته‌ای در مراحل پایانی خود است، و همین امروز و فرداست که حصول توافق اعلام شود، رهبری با دانش‌جویان دیدار کرد، و گرچه درباره‌ی واقعیت دانش‌گاه‌های کشور میان او و افرادی که به‌دیدارش رفته‌بودند سخن چندانی ردوبدل نشد، او در لفاف واژگان همیشگی‌اش، به‌ترسیم سوگیری نظام در فضای داخلی کشور پس از حصول توافق هسته‌ای پرداخت.

او از این گفت که برگزاری کنسرت برای نشاط‌بخشی به محیط‌های دانش‌جویی «جزء غلط‌ترین کارها»ست، و خواستار این شد که در مقابل «تشکل‌های انقلابیِ دانش‌جویی» مطلقاً سخت‌گیری و یا محدودیتی صورت نگیرد. آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به یکی از افراد که خواستار سهل‌گیری والدین در امر ازدواج شده‌بود نیز مجدداً درباره‌ی سیاست افزایش جمعیت اظهاراتی را بر زبان آورد، که ارتباط آن با نشست «دانش‌جویان» با رهبری روشن نیست. او در این میان یک جمله‌ی مهم بر زبان آورد، که موضوع اصلی این نوشتار است.

وقتی یکی از حضار از وی درباره‌ی «وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای» پرسید، او چنین پاسخ داد: «مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی‌ست؛ بنابراین خودتان را برای ادامه‌ی مبارزه با استکبار آماده کنید» ـــ جمله‌ای که به‌نظر می‌رسد اصلی‌ترین راه‌برد داخلی او و هوادارانش را در فضای پس از توافق هسته‌ای ترسیم کند. در واقع، خطی که در این عبارت ترسیم شده، بیش‌تر از آن‌که ناظر به مناسبات جمهوری‌اسلامی با خارج باشد، ناظر به مناسبات نظام با داخل است؛ زیرا مخاطب این اظهارات، هرقدر هم لاف بزند، نمی‌تواند برای مبارزه با «استکبار جهانی» ـــ به‌فرض وجود عینی چنین انتزاع کش‌داری ـــ کار چندانی صورت دهد: اوج برنامه‌ریزی نظام برای چنین مبارزه‌ای پی‌گیری برنامه‌ی هسته‌ای بود، که سرنوشت آن را «گفت‌وگو» تعیین کرد، و نه «مبارزه». انگار که دغدغه‌ی رهبری بیشتر از مبارزه با «استکبار جهانی»، تراشیدن یک دشمن جایگزین داخلی و ادامه‌ی مبارزه با آن است.

گمان می‌کنم حاکمیت اقتدارگرای جمهوری‌اسلامی بی‌میل نباشد که در فضای رفع تهدیدهای خارجی، که با حصول قریب‌الوقوع «بَرجام» به‌وسیله‌ی قطع‌نامه‌ی شورای امنیت نیز تضمین می‌شود، مسائل داخلی خود را ریشه‌کن کند. منظور از مسائل داخلی نظام البته معضلات ملی کشور نظیر بحران آب و یا وضعیت اسف‌بار اقتصادی نیست؛ بلکه تنگ‌کردن فضا و بالابردن فشار بر کسانی‌ست که به هر ترتیب با نظام زاویه دارند. از سوی دیگر، نظام شاید چنین بیندیشد که با اتخاذ چنین روی‌کردی، می‌تواند جلوی بروز پرسش‌ها نسبت به اصل برنامه‌ی هسته‌ای را بگیرد؛ برنامه‌ای به‌شدت پرهزینه، و بدون دست‌آوردی عینی برای کشور. بدین‌ترتیب قاعدتاً می‌توان بقای نظام را تا مدت‌ها تضمین کرد؛ آن هم در شرایطی که جای پای جمهوری‌اسلامی در منطقه نیز تا حدود زیادی محکم است.

اما این تصور تا حدود زیادی برخطاست، و آیت‌الله خامنه‌ای دقیقاً مشابه همان وهمی را که پیش‌تر درباره‌ی پی‌گیری بی‌چون‌وچرای برنامه‌ی هسته‌ای در ذهن داشت، و گمان می‌کرد با ایستادگی بر این امر، می‌تواند ادبیات خود را در برابر ادبیات جهانی به‌کرسی بنشاند، با این اظهارات در ابعادی کوچک‌تر به‌نمایش می‌گذارد. نگارنده معتقد است اگر قدعلم‌کردن در برابر نظم جهانی ممکن بود، شوروی با آن همه تسلیحات پیش‌رفته فرونمی‌پاشید، و چین به اقتضائات سرمایه‌داری گردن نمی‌نهاد؛ سهم ایران از تجارت جهانی کم‌تر از نیم‌درصد (دقیقاً ۴۲صدم درصد) است، و با این وضعیت، جز اخلال‌های پرهزینه برای ملت در نظم جهانی، کار خاصی نمی‌توان صورت داد.

توافق جامع هسته‌ای احتمالا پول‌های فراوانی را وارد کشور خواهدکرد؛ به‌علاوه، پای سرمایه‌گذاران خارجی را نیز به ایران باز خواهدکرد، و این ورود مانند ورودهای سابق نیست که قابلیت خارج‌کردن داشته‌باشد: پشتی‌بان آن قطع‌نامه‌ی شورای امنیت است، که در صورت تخطی از آن، وضع اسف‌باری که آغاز مذاکرات هسته‌ای را ایجاب کرد، با شدت بیش‌تری تکرار می‌شود ـــ و نظام چنین وضعیتی را نمی‌خواهد، که اگر می‌خواست، حرف از «نرمش قهرمانانه» نمی‌زد. سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، که قرائن از آمادگی همه‌جانبه‌ی نظام برای پذیرش آن در داخل به‌واسطه‌ی نیاز به آن حکایت دارند، لاجرم طبقه‌ی متوسط جامعه را تقویت خواهدکرد و، به‌علاوه، موجب می‌شود نظام ناگزیر از ارضای الزامات حکم‌رانی خوب باشد: شفافیت قانونی و دادگستری کارآمد تنها بخشی از این الزامات هستند.

این الزامات فی‌نفسه مهاری در مقابل «مبارزه»ی داخلی هواداران نظام با استکبار پدید می‌آورند؛ گذشته از این‌که تجربه‌ی جمهوری‌اسلامی در پس از جنگ هشت‌ساله مؤید این مدعاست که توسعه‌ی اقتصادی سبب توسعه‌ی سیاسی می‌شود، و جمهوری‌اسلامی برای خروج از وضعیت اسف‌بار اقتصادی‌ای که کشور هنوز از آن رهایی نیافته‌است، ناگزیر از اجرای برنامه‌های توسعه‌ای‌ست، که سبب تقویت طبقه‌ی متوسط خواهدشد. این هم چیزی نیست که مختص ایران باشد؛ که در بسیاری از کشورها نسبت مستقیمی میان درآمد سرانه‌ی ملی و دموکراتیک‌بودن نظام حاکم دیده شده‌است.

همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند چرا این اظهارات برخطاست: توسعه‌ی اقتصادیِ پی‌آمد توافق هسته‌ای ناگزیر توسعه‌ی سیاسی را به‌دنبال خواهدداشت، و به‌تدریج به «دوم خرداد»ی دیگر خواهیم‌رسید؛ حتا اگر بتوان به‌طور مقطعی در برابر ملت عرض اندام کرد، در برابر منطق تاریخ نمی‌توان ایستاد ـــ لذا ممکن و حتا محتمل است فشارهای سیاسی داخلی تا حدی فزونی بگیرد، ولی این افزایش در برابر روند کلی امور گذراست، و دوره‌ی «مبارزه با استکبار» به‌سر آمده‌است: اکنون زمان «نرمش قهرمانانه» است، و دیر یا زود در داخل نیز این امر رخ خواهدداد.