چکیده : در خبرها خواندم و از برخی حاضران در مراسم افطار جناب رییسجمهور شنیدم که برخی از وابستگان جناح اصولگرا، کژتابی کردهاند در برابر دو کلمه یادآوری خیرخواهانه از نام کسانی که چند سال است در حصرند و آماج همه جور اتهام و اهانت و نسبت ناروا و محروم از کمترین امکان دفاع و توضیح
احمد پورنجاتی
اندر حکایت «سرنگ جوالدوز نشان» برای تزریق «همدلی و همزبانی» در میهمانی افطار رییس جمهوری!
اون قدیما که هنوز سرنگ تزریق یکبار مصرف نبود، تزریقاتچیها ناچار بودند با سرنگهای فلزی و سر سوزنهای به قطر جوالدوز، ترتیب عضلات سرینی یا رگهای نرم و نازک دست بیماران را هنگام خونگیری، بدهند. هنوز در خاطرم است تصویری هول انگیز از فرایند عملیات آماده سازی سرنگ غول پیکر و جوشاندن آن سرسوزن جوالدوز گونهی عام الاستعمال (برای این که استریل شود)، که گاه موجب می شد اصل مرض را به کلی فراموش کنیم!
در خبرها خواندم و از برخی حاضران در مراسم افطار جناب رییسجمهور شنیدم که برخی از وابستگان جناح اصولگرا، کژتابی کردهاند در برابر دو کلمه یادآوری خیرخواهانه از نام کسانی که چند سال است در حصرند و آماج همه جور اتهام و اهانت و نسبت ناروا و محروم از کمترین امکان دفاع و توضیح.
آدم ترجیح میدهد قید هرچه آمپول زدن برای درمان را بزند با وجود این تزریقاتچیهای جوالدوز به دست!
شاید به همین دلیل است که در این سرزمین، نه حالا، بلکه از گذشتههای دور- و نمیدانم تا چه زمانی- «کنش مدنی بیهراس و فعالیت سیاسی حزبی و شناسنامهدار»، رؤیایی بیتعبیر باقی خواهد ماند!
رفتار هول انگیز و کژتابانهی «آمپول زنهای سرنگ جوالدوزی»، درد و بیماری و انگیزهی درمان را یکجا دود میکند به هوا!
دوباره که متن دعوتنامهی دفتر رییسجمهوری را مرور می کنم، داغ حسرتم بیشتر گر میگیرد.
منبع: فیس بوک نویسنده