چکیده : آقای رییسجمهور آیا عدالت اسلام ناب محمدی همین است که در دستگاه فوق امنیتی و غیر قضایی ویژه روحانیت اعمال می شود!؟ آیا شیطان بزرگ همان است که پلیساش یا دستگاه قضاییاش در صورت خطا و اشتباه پوزشخواهی میکند و تاوان و خسارت پس میدهد و به اشتباه خود معترف میشود و درصدد جبران بر می آید؟ و آیا اسلام ناب هم همین است که در دستگاه فوق امنیتی و غیر قضایی ویژه روحانیت پیاده میشود!؟ و مامضی مضی تحویل فرد بیگناه می دهد!؟ و برای رسیدن به مقاصد خود تخریب شخصیت و تهمتهای ناروا به متهم و به منتقد و یا رقیب را جایز می داند (متاهمه و مباهته بر منتقدین و مخالفین با توجیه حکم فقهی مورد تردید)!؟
احمدرضا احمدپور فعال سیاسی اصلاحطلب که چند روز قبل حکم تبعید وی به شهرستان ایذه به پایان رسید، با نگارش نامهی سرگشاده و انتقادی به حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران، از وی خواست اهتمام ویژه خود را بر سیاست داخلی کشور و توسعه فضای آزادیهای شهروندی و توسعه سیاسی متمرکز کند تا بتواند رضایت رای دهندگان به خود را که – امیدوارانه به وی رای دادند – کسب کند.
به گزارش«سحام»، در بخشی از نامه احمدرضا احمدپور فعال سیاسی اصلاحطلب خطاب به حسن روحانی آمده است: «شما با شعار اعتدال بر کرسی ریاستجمهوری نشستید و سوگند یاد کردید اما گویا فراموش کردهاید اعتدال تنها پرهیز از تندروی نیست که علاوه بر آن، پرهیز از ٬تندروها٬ هم هست و نیز پرهیز از کندروی و کندروان! ولی متاسفانه تجربه دو سال گذشته ناظر بر آن است که گرچه خود از تندروی پرهیز کردهاید اما با نگاهی تاثیرپذیر و محافظهکارانه به تامین نظر تندروها برخاسته و از آنوَر بام افتادهاید و نیز نه تنها در کابینه از شخصیتهای تندرو بهره بردهاید که به دام کندروی و کندروان نیز افتادهاید! به عبارتی از ترس افراطگری به دام تفریط روی آوردهاید!»
متن نامه سرگشاده و انتقادی این فعال سیاسی اصلاحطلب خطاب به رئیس جمهور به شرح زیر است:
به نام آفریننده هستی
جناب دکتر حسن روحانی
رییس جمهور محترم
با درود و آرزوی توفیق شما در عملی کردن تعهدات و با توجه به کوتاهی شما در رسیدگی جدیتر به مطالبات داخلی به خصوص کم توجهی به توسعه سیاسی و رفع حصر محصورین و آزادی زندانیایان سیاسی اعتراضات سال ۱۳۸۸ بر خود لازم دانسته تا نکاتی را در قالب این نامه سرگشاده به شما یادآور شوم:
«مظنونی به نام ٬دانیل چونگ٬، دانشجوی آمریکایی، در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۱۲، در شبیخون پلیس به یک مجلس رقص و خوشگذرانی به اتهام داشتن موادمخدر دستگیر شد و به زندان افتاد. پلیس در بازرسی این خانه، مقدار زیادی موادمخدر، ۱۸ هزار قرص اکستازی و اسلحه یافته بود. در بازجوییهائی که پس از تشکیل پرونده از دانیل چونگ به عمل آمد، آشکار شد که وی به گروه مافیایی خرید و فروش مواد مخدر تعلق ندارد و تصادفی در محل دستگیر شده است. پلیس به قصد آزادی، او را به سلولی انتقال می دهد تا ساعاتی بعد آزاد شود اما پلیس فراموش میکند و او ۴ روز بیگناه در سلول میماند، بعدا پلیس متوجه میشود که ٬دانیل چونگ٬ هنوز در سلول است؛ برهمین اساس سریعا اقدام میکند و ضمن اینکه او را آزاد میکند عذرخواهی کرده و به خاطر تاخیر ۴ روزه نسبت به آزادی وی، بیش از ۴ میلیون دلار (بیشاز ۱۲میلیارد تومان) بابت اشتباه رخ داده به او غرامت می پردازد!»
آقای رییس جمهور جالب است که این اتفاق یاد شده در کشوری به نام آمریکا رخ داد که از سوی مسئولان بالا دستی ما به ٬شیطان بزرگ٬ و مهد نقض حقوق بشر و تبعیضات نژادی شهرت یافته است!
و اما متاسفانه در ایران در موارد مشابه نه تنها شاهد چنین عکسالعمل انسانی و حقوقی نیستیم که در صورت پیگیری اگر فرد پیگیر شانس بیاورد با مجازات و تهدید جدید رو به رو نشود تنها نتیجه پیگریاش بینتیجه ماندن اعتراضش هست!
در همین کشور اسلامی که مسئولانش آن را پایگاه اصلی اسلام ناب محمدی میدانند، خلاف عقل و شرع و قانون، فردی مجموعا به چهار سال حبس و ده سال تبعید و محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و علمی و اقتصادی(به خاطر محکومیت به حبس، تبعید، خلع لباس، محرومیت از مناصب و مزایای علمی و طلبگی و…) محکوم میشود. حبس را پشت سر میگذراند و محروم میشود و از دیار و زندگی خود و خانواده علیرغم بیماریهای ریوی و قلبی حدود ۱۰۰۰ کیلومتر دورتر به جایی تبعید می شود که به شدت برای چنین بیماری کشنده است اما پس از سالها بی توجهی! در رسیدگی به اعاده دادرسیاش در دستگاه فوق امنیتی ویژه روحانیت وابسته به نهاد رهبری، بدون توجه به قانون و شرع و اخلاق و مرام انسانیت و حتی بدون توجه به مصلحت نظام و خود رهبر، پس از آنکه شفاها می پذیرند که حکم صادره نادرست بوده و حکم و مجازات بسیار سنگینتر از اتهام بوده است! با اینحال تنها لطفی که به آن محکوم میکنند این بود که به او گفتند در جمهوری اسلامی «مامضی مضی» و با نشان دادن ضخامت و سنگینی پرونده که خود میدانند جز گزارش پوچ و بیسند با جهتدهی سیاسی چیزی نبوده و بدون آنکه متهم درخواست خسارت کرده باشد به وی میگویند در جمهوری اسلامی خسارت که نمی دهند! پس به نفع شماست که همین حکم(در واقع سیاسی و امنیتی) را که دیگر تمام هم شده بپذیرید و الا روز از نو و روزی از نو!؟ به عبارتی یعنی همین میزان مجازات دوباره در انتظارش خواهد بود اگر او را تبرئه کنند!؟
آقای رییسجمهور آن فرد مورد ستم که در ایام حبس در تبعید خود بارها به رهبری و مسئولان سابق و کنونی دستگاه فوق امنیتی و غیرقضایی دستگاه ویژه روحانیت نامه نوشته و تظلمخواهی کرده نه تنها پاسخی مسئولانه دریافت نکرده که به استناد همان مکاتبات تظلمخواهانه به ۱۰۰ روز حبس تعلیقی دیگر نیز محکوم میشود، کسی نیست جز نویسنده همین نامه!
و البته در این چکیده مجالی نیست تا نویسنده به مظلومیت کسانی بپردازد که در جای جای دستگاههای قضایی و امنیتی شرایطی بسیار بدتر از او بر سرشان رفته و صدایشان به جایی نرسیده است! کسانی که با آنها در بندهای زندانهای متعدد قم و اهواز و خرم آباد در کنارشان در شرایط سخت و در بدترین وضعیت بهداشتی و درمانی و آموزشی و رفاهی و عاطفی- روانی سالها زندگی کرده و شاهد دردها و رنجهایشان بوده است. اما یا به خاطر حفظ حریم خصوصی افراد و یا به خاطر پیآمدهای قضایی امنیتی آن در قالب اتهامات نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام و…، نمی تواند از آنان نامی ببرد جز اینکه از خود و آنچه بر سر او رفته به عنوان نمونهای بارز وغیر قابل انکار باز گوید!
آقای رییسجمهور شما به استناد اصل ۱۱۳ق.ا.ج.ا پس از رهبری عالیترین مقام حکومتی و مسئول اجرای قانون اساسی و طبق اصل ۱۲۱ همان، سوگند یاد کردهاید تا خود را وقف خدمت به مردم، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازید.
آقای رییس جمهور شما با شعار اعتدال بر کرسی ریاستجمهوری نشستید و سوگند یاد کردید اما گویا فراموش کردهاید اعتدال تنها پرهیز از تندروی نیست که علاوه بر آن، پرهیز از ٬تندروها٬ هم هست و نیز پرهیز از کندروی و کندروان! ولی متاسفانه تجربه دو سال گذشته ناظر بر آن است که گرچه خود از تندروی پرهیز کردهاید اما با نگاهی تاثیرپذیر و محافظهکارانه به تامین نظر تندروها برخاسته و از آنوَر بام افتادهاید و نیز نه تنها در کابینه از شخصیتهای تندرو بهره بردهاید که به دام کندروی و کندروان نیز افتادهاید! به عبارتی از ترس افراطگری به دام تفریط روی آوردهاید!
آقای رییسجمهور؛ شما مجری قانون اساسی هستید و در شعارهای انتخاباتیتان از تدبیر و امید برای برون رفت از شرایط بسیار بد و فاسدانه و ظالمانه موجود سخن به میان آوردید و پس از انتخاب، سوگند یاد کرده که خود را «وقف خدمت به مردم و پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازید» و بدینگونه بسیاری از دلهای مایوس را امیدوار به تغییر شرایط کردید! اما ناباورانه برخی اعضای کابینه شما به شیوه دولت مهرورز احمدینژاد، باب دروغ را گشوده و با وجود افراد زیادی از فعالان سیاسی و روزنامهنگار و نویسندهی منتقد در زندانهای کشور داشتن زندانی سیاسی و محکومیت بابت روزنامهنگاری را انکار کرده و همچون احمدینژاد و امثالهم ولو تلویحا دم از وجود آزادی مطلق زدهاند! یعنی مشاهده دم خروس را که همگان در داخل و خارج از کشور مشاهده کردهاند، نادیده گرفته قسم به نبود آن میکنند!؟
آقای رییسجمهور؛ با توجه به این رویه و رویکرد دولت تدبیر و امید شما، حال پرسش اساسی ایناست که آیا شما توان این را دارید که از این شهروند جمهوری اسلامی که احتمالا حتی به خاطر همین نامه در دستگاه فوق امنیتی ویژه روحانیت- که وابسته به هیچکدام از سه قوه حاکم بر ایران نیست دچار مشکل و مورد ستم واقع شود!- دفاع کنید؟
اگر نمیتوانید چگونه ممکن است از میلیونها ایرانی امیدوار شده به قولهای شما دفاع کنید و قانون را بر جامعه حاکم سازید و از رانتخواران اقتصادی قدرتمند و دستگاههای موازی و غیرقانونی و در نهایت از فساد و بی بند و باری اداری و اقتصادی پیشگیری کنید!؟
آقای رییسجمهور آیا عدالت اسلام ناب محمدی همین است که در دستگاه فوق امنیتی و غیر قضایی ویژه روحانیت اعمال می شود!؟ آیا شیطان بزرگ همان است که پلیساش یا دستگاه قضاییاش در صورت خطا و اشتباه پوزشخواهی میکند و تاوان و خسارت پس میدهد و به اشتباه خود معترف میشود و درصدد جبران بر می آید؟ و آیا اسلام ناب هم همین است که در دستگاه فوق امنیتی و غیر قضایی ویژه روحانیت پیاده میشود!؟ و مامضی مضی تحویل فرد بیگناه می دهد!؟ و برای رسیدن به مقاصد خود تخریب شخصیت و تهمتهای ناروا به متهم و به منتقد و یا رقیب را جایز می داند (متاهمه و مباهته بر منتقدین و مخالفین با توجیه حکم فقهی مورد تردید)!؟
با توجه به اتفاقی که در آغاز این چکیدهی یادداشت به آن پرداخته شد و نمونههایش هم زیاد است، کسانی که چنین تفاوتی را بین اسلام ناب مدعَا در بین حاکمان جمهوری اسلامی ایران و مهد شیطان بزرگ یعنی آمریکا دیدهاند و میبینند به کدامیک ایمان می آورند و از کدام گریزان خواهند شد!؟
خواهش میکنم به خود آیید و بیش از این اجازه ندهید دین و احساسات مردم و کرامت انسانی که هم دین و هم مبعث پیامبران به خاطر آن پدید آمده، به بازی گرفته شود و سپس به نام دین سر مبارزان و منتقدین را زیر آب کنند! و کار دولت بشود سکوت و توجیه به بهانه احتمال نتیجه گرفتن در مذاکرات هستهای که تاکنون جز گرانی و کمبود و درد و رنج برای مردم نتیجهای دربر نداشته و نخواهد داشت!
آقای رییسجمهور؛ به امید کسب پیروزی در سیاست خارجه جهت کسب رضایت عمومی از طریق رفع مشکلات اقتصاد کلان وارد پروژه پر ابهام مذاکرات هستهای شدید اما آیا همه عدالت و همه رفاه و همه وظایف محوله و تعهدها نسبت به موکلین شما و پیگیری مطالبات رفع حصر و توسعه آزادیهای سیاسی و قانونی صرفا از دایره مذاکرات هستهای و رفع تحریمهایی میگذرد که نتیجهاش کاملا در هالهای از ابهام فرو رفته است!؟ در صورت شکست مذاکرات و یا عدم توفیق در حل بحرانها و رفع تورم حجیم اقتصادی از طریق مذاکرات ولو با نتیجه توافق، چه خواهید کرد؟ آیا دیگر امیدی برای مردمانیکه امیدوارشان کرده بودید باقی خواهد ماند!؟
خواهش می کنم تا دیر نشده از تبدیل شدن امیدواری مردم به یأس و سرخوردگی پیشگیری کرده و با تلاش جدی در مسیر مطالبه حداکثری آنها نسبت به رفع حصر و حبس محصوران و دربندان عزیز ملت و توسعه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نهادینه و پویا کردن جامعه مدنی و ارکان اساسی آن به خصوص آزادیهای پایدار احزاب و مطبوعات و سینما و… و در یک کلام با رویکرد به درون از خاموش شدن آن نور امید بیجان شده باقیمانده در دل مردم، جلوگیری به عمل آورید و با مبارزه جدیتر و کارساز با زمینه فساد اقتصادی و رانتخواری و بیقانونی و اعمال نفوذ قدرت در دستگاهها، اقتصاد و سیاست و کشور و نظام را از جرثومههای فساد و همه چیزخواهی نجات داده و بگذارید و بگذارند مردم نفسی تازه کنند.
خداوند شما را از حسدها و تنگ نظریها محفوظ بدارد. امید است برای عملی کردن تعهدات به مردم به خصوص از نوع تعهدات داخلی که اصل و اساس تعهدات شماست تندرست و ثابت قدم و استوار باشید که خداوند فرموده است فاستقم کما امرت.
احمدرضا احمدپور
۱۸خرداد ۱۳۹۴ شمسی
برابر با هشتم ژوئن ۲۰۱۵ میلادی
قم