شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» بنا نیست همه شهروندان جمهوری اسلامی رهبر را قبول داشته باشند

چهارشنبه, 13 آگوست, 2014

چکیده : در حکومت جمهوری اسلامی، شهروند لازم نیست رهبر آن را قبول داشته باشد. می تواند قبول نداشته باشد و بدون خوف ازاحضار وطرد و تخطئه، زندگی اش را بکند، درسش را بخواند و ستاره دار نشود، کاسبی اش را بکند و کسی از بالا دستور ندهد با وی قرارداد کار واستخدام بسته نشود و...


غلامعلی رجایی در وبلاگ خود نوشت:

داشتم جلد سوم کتاب دیدگاههای مرحوم آیت الله العظمی منتظری رحمه الله علیه .- کتابی که آنگونه که شنیده ام متاسفانه حتی در این دولت اجازه انتشارندارد!- را مرور می کردم که رسیدم به این فرازازبیانات آن فقیه عالیقدر :

“یک وقتی من به مرحوم امام خمینی گفتم : آقا، یک کسی است می گوید من با- مسعود- رجوی- رهبر سازمان منافقین خلق- رفیقم . به او هم علاقه دارم واز آخوندها وحتی آیت الله خمینی خوشم نمی آید اما می خواهم دنبال کسب و کارم باشم وکاری هم با شما ندارم، آیا این شخص باید درزندان نگهداری شود یا آزادش کنیم؟ ایشان گفتند : برای چه نگهش داریم؟ من نه خدایم، نه پیامبر،نه امام معصوم حالا من را قبول ندارند، نداشته باشند. وقتی قصد ضربه زدن ندارد ،برود دنبال زندگی اش با هرعقیده ای که دارد .( دیدگاهها- جلد سوم-اثر منتشر نشده! صفحه 284 )”

با خودم گفتم کاش

– آنانی که این روزها نیش قلمشان را متوجه حوادث دوران امام کرده اند وهراشتباهی درآن دوران را به غلط یا صحیح پای ایشان می نویسند ومحکوم می کنند.

– آنانی که برخوردهای امنیتی وحراستی و..سالهای پس از امام را برنمونه هایی از دوران حکومت ایشان تطبیق ومشابه سازی ودرنهایت توجیه می کنند.

– آنانی که نه قبول نداشتن ولی فقیه، بلکه رد بعضی نظرات ایشان یا انتقاد به ایشان را چیزی درحد کفروارتداد وانحراف ودگراندیشی و.. دانسته ومی دانند،

– آنانی که نام بردن از منتظری و موسوی وکروبی وخاتمی و علاقه به آنان را جرمی آشکارمی دانند ،

– آنانی که در اواخرعمر مرحوم عسکراولادی به او تاختند که چرا درتغییری آشکاربا مواضع گذشته اش از موسوی وکروبی با عنوان برادرم موسوی وکروبی یاد کرده است

– آنانی که به هاشمی تاختند که چرا درنامه اش به رهبر ذنبی لایغفر! مرتکب شده که درابتدای نامه اش به ایشان بسم الله ننوشته است !

اینگونه مطالب را بیشترمی دانستند واگرمی دانند بیشتر قبول داشتند واگرقبول داشتند درعمل به این سیره پرازتسامح با منتقدین وملتزمین التزام داشتند.

می دانم بعضی بجای این که کلیت مطلب را درک کنند که

در حکومت جمهوری اسلامی، شهروند لازم نیست رهبر آن را قبول داشته باشد. می تواند قبول نداشته باشد و بدون خوف ازاحضار وطرد و تخطئه، زندگی اش را بکند، درسش را بخواند و ستاره دار نشود، کاسبی اش را بکند و کسی از بالا دستور ندهد با وی قرارداد کار واستخدام بسته نشود و… این یادداشت کوتاه را به بهانه اینکه گفته ام می شود کسی شهروند این نظام باشد و احیانا رهبر آن را قبول نداشته باشد دستمایه فحاشی به من خواهند کرد! باشد، بکنند! باکی نیست!

باید اینگونه مطالب متفاوت با سلیقه بعضی ها گفته شود ولو بلغ ما بلغ!

اگراکنون که ما نسل اول انقلاب درقید حیات هستیم این حرفهای کمتر شنیده یا ناشنیده را نزنیم، نسل دوم وسوم ونسلهای آینده ما را نخواهند بخشید .

می بینید ما نسل اولیها با چه محذوراتی روبرو هستیم !؟

اگرچنین حرفهایی که تحمل باور و شنیدنش برای بعضی سخت است را بزنیم، مورد تهاجم بعضی اصولگرایان متصلب واقع خواهیم شد که چرا درصدد تضعیف نظام ورهبری هستیم!

واگر دم فرو بندیم و مثل بعضی عافیت نشینان برای کاسبی زندگی و بودن ! مصلحت را درسکوت ببیینم، نسل جوان وآیندگان ما را بخاطرکتمان بخشی ازحقیقت خائن خواهند دانست و برما نخواهند بخشید.

بکویند وبرنجند وهجوم کنندبهتر از این است که بعدها خائن مان بخوانند!

ما دست پروردگان خمینی به تاریخ خیانت نخواهیم کرد.