شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» نقشه راه رفع حصر و نقش مردم در آن

سه‌شنبه, 3 ژوئن, 2014

چکیده : باید توجه داشت که آن نیروی قهاری که بساط کودتای 88 را چید و اکنون نیز برای حفظ منافع خود از هرگونه سنگ اندازی و بحران سازی برای انجام برنامه های دولت آقای روحانی چشم نمی پوشد، تنها با نیروی مردمی قابل کنترل است و حضور مردم نه تنها از فشار بار بر دولت می کاهد، بلکه پشتوانه و کمکی برای حل مشکلات عدیده از جمله حصر خواهد بود و دولت نیز می تواند با همین پشتوانه خواست مردمی و نه تنها خواست سیاسیون و دولت که موجبات رویارویی با تندروهای زندان خواه است، رفع حصر را جدی تر پیگیری کند.


کلمه – بهاره توکلی:

برای ایرانیان، خرداد بیش از هر ماه دیگری ماه مردم است. ماه انتخاب ها، اتفاقات، تلخی ها و شیرینی های آمیخته به هم. 32 سال قبل روز سوم خرداد 1361 میرحسین موسوی در سخنانی در شهر تازه آزاد شده خرمشهر چنین گفت: “ما دوران سختی را پشت سر گذاشته ایم. اگر این نقطه ایستاده ایم، در این سنگر مقاومت، تمام اراده ی ملت ما ایمان ملت ما بسیج شده، این لطف خداست ” و چنین بوده است که در هر خرداد پرحادثه ای دست اراده ملت و لطف خدا به خلق حماسه ای جدید منجر گشته است. و در تمامی این خردادهای حادثه ساز، مردم توانایی خود برای باز کردن گره ها و اهمیت خویش را گوشزد و اثبات کرده اند.

این روزها اندک اندک ضمن نزدیک شدن به پنجمین سالگرد کودتای انتخاباتی 88 به اولین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری 92 هم نزدیک می شویم. یک نگاه دقیق به اتفاقات سال های 88 تا 92 و توجه به رفتارهایی که موجب موفقیت ها و ناکامی های این سال ها شد، می تواند الگویی از کنش ها و واکنش های صحیحی را نشان دهد که یافتن راه هایی مقرون به موفقیت های بعدی را ممکن می نماید.

یک نگاه کلی به آن 4 سال، سختی و صلبی روزهایی سرشار از خشونت، تهدید و سرکوب را نشان می دهد. این سرکوب شدید، در دو سطح کف خیابان ها و مردم معترض کوچه بازار و در موضعی دیگر با دستگیری های وسیع صاحبان فکر، نظر، اندیشه و تجربه با استفاده از تمامی قوای ممکن صورت گرفت. همزمان مردمی که از نتیجه معکوس تلاش خود ناراحت و خشمگین بودند با انواع القاب ناشایست مورد تحقیر دست اندرکاران امور آن وضع قرار می گرفتند. گرد غم و اندوه بر سیمای شهرها نشست. چنین نموده می شد که هیچ راهی باقی نمانده است.

اما درست در همین وضعیت، امیدی که بذر هویت بود در دل های مشتاق همان مردم سرکوب شده، مشغول آفرینش معجزه بود. معجزه ی عدم تسلیم و مقاومت جمعی که از فرصت های اندک باقی مانده و در دل ابتکارها و همدلی ها شکل می گرفت و اندک اندک در سایه ای مبهم از پشت مونیتورها و از خلال سیم ها به داخل خانه های واقعی و سپس فضاهای عمومی وارد و پررنگ تر می شد.

چینش گران آن صحنه تلخ با آگاهی از این جوشش آرام و تاثیرات واضح آن در روند جنبش سبز از جمله شرکت میلیونی مردم در راهپیمایی 25 بهمن 1389، حمله جدیدی را در مقابل اکثریت آغاز کردند. شیپور اعلام این حمله جدید را احمد جنتی در نماز جمعه 29 بهمن 1389 نواخت: “قوه قضاییه … ارتباط سران فتنه با بیرون را قطع کند و اینها را در خانه خودشان زندانی کند. رفت و آمدهای آن ها را محدود کند و اجازه دسترسی این فتنه گران به تلفن و اینترنت را ندهد تا نتوانند با مردم ارتباط داشته باشند و پیام دهند.”

چنان که در این جملات به خوبی دیده می شود، عمده دلواپسی در ارتباط مردم با سران جنبش سبز مردم است. آنها به خوبی دریافته بودند در آن جوشش معجزه وار که از بارش باران امید بر جان مردم حادث شده است، قدرتی است که در مناسبات مرسوم سیاسی نیست؛ و این جوشش نیز در فضای سبز بین مردم و رهبران سبز شکوفا می گردد.

حصر بی سابقه و غیر قانونی رهبران جنبش سبز با همین منطق و به صورت ایزوله کامل فیزیکی و ظلمی آشکار آغاز شد. اما به رغم خواست آمرین و مجریان، به چندین دلیل از جمله بی مانندی این حصر در میان نمونه های مشابه و بزرگی ابعاد ظالمانه اش، پوشش خوب رسانه ای اخبار آن در رسانه های همسو و نیز مجموعه غنی بیانیه ها، نوشته ها، سخنرانی های محصورین قبل از حصر و ارتباط قلبی میان محصورین و مردم و نیز پویایی حرکتی که با هم آغاز کرده بودند، مطالبه رفع حصر را جدی ترین خو استه عمومی همان مردم مقاوم سال های بعد از کودتا نمود. تا جایی که در روزهای سالگرد کودتای 88 و بعد از 4 سال با پافشاری بر آن خواسته و با هوشیاری به همه مسائل و خطرهایی که کشور را تهدید می کرد و با امید به چشم انداز روشنی نسبت به تاریکی روزهای رفته، به پای صندوق های رای رفتند و این بار توانستند تا با همه تلاش هایی که انجام شد، منتخب خود را بر کرسی ریاست جمهوری ببینند. در حالی که منتخب مردم آقای روحانی در آخرین روزهای فعالیت های انتخاباتی خود و با علم به خواسته های پایگاه حامیانش که همان مردم مقاوم و امیدوار 4 سال سخت گذشته بودند، وعده آزادی محصورین از حصر را داده بود.

حال که یک سال از آن روزها گذشته است، اگرچه مطالبه برحق آزادی محصورین پابرجاست اما در وضع آنها تغییری ایجاد نشده است. به نظر می رسد در برابر عزم دولت و خواست ملت برای رفع این مشکل و در حالی که در جامعه ایران مسایل سیاسی اقتصادی و فرهنگی درهم تنیده اند و حل هریک به نوعی در گرو حل مشکلات دیگر است، عزم سازندگان زندان خانگی برای ابقای وضعیت تلخ سال های گذشته و بحران سازی، جدی است. آنهایی که به قول علی مطهری کاسبان سیاسی این مساله هستند و راز بقایشان در جامعه ای دوقطبی است نه تنها مانع رفع حصر می گردند بلکه با مطرح کردن محالاتی مانند توبه خواهی، آگاهانه مانعی بزرگ را بر سر راه مشکلی می گذارند که بر شانه های حکومت اکنون هر لحظه سنگین تر می گردد و مناسبات داخلی و خارجی ایران را دربر می گیرد. همچنین بر اساس شواهدی بیم آن می رود این دسته از افراد تندرو، بی منطق و یا مغرض، اکنون نیز به جای رفع حصر و یا پیمودن راههای قانونی حل این مشکل، سراغ راههای خطرناکی بروند که عواقب آن قابل تخمین خواهد بود.

در محافل مختلف سیاسی و در بین مردم مدام این سوال مطرح می شود که چه باید کرد؟ طبیعی است که در بین منصفان، دوست داران کشور و انقلاب و هواداران رهبران زندانی جنبش سبز، راه حل ها و تحلیل های متعددی برای این معضل جدی مطرح گردد. اگرچه این سوالات مکرر و جست و جو برای رافتن راه حل ها که با طولانی تر شدن مدت حصر و دل نگرانی های جدی برای سلامت و امنیت جانی محصورین افزایش یافته و عموما درنهایت و یا در دل خود اشاره به مسئول اصلی آن – رهبری – دارد، اما با توجه به شعارهای انتخاباتی دولت و نیز ریاست آقای روحانی بر شورای امنیت کشور به عنوان جایگاهی موثر و تصمیم گیرنده درباره پرونده های امنیتی، انتظار خود را از دخالت و اثر بخشی ایشان مطالبه می نماید.

این سوالات و راه حل ها، با همه تنوع در جزییات، ضمن اشاره به مسئول اصلی حصر که رهبری است، فعالیت در دو سطح سیاسیون و عموم مردمی را در دل خود جای داده است. علی مطهری فرزند شهید مطهری و نماینده تهران در مجلس با فراخوانی به علما و مردم و نفی ضرورت توبه که امری شخصی است، چنین می گوید که “امروز دیگر ضرورتی برای ادامه حصر وجود ندارد و افرادی که بر این امر اصرار دارند جز ایجاد دشمنی و مشکل برای جمهوری اسلامی هدف دیگری ندارند. علما هم اگر معتقدند حصر و ادامه ی آن ظلم است، باید سکوت خود را بشکنند.. باید تمام افراد از فرهیختگان و سایر مردم در این مورد تلاش کنند و سکوت و بی تفاوتی کار درستی نیست وگرنه وضعیت همین گونه می ماند.”

اما در میان همه این راه حل های ارائه شده، باید توجه داشت که پرونده حصر همراهان و سران جنبش سبز به دلیل خواست آمران آن مبنی بر جدا ساختن ایشان از مردم بوده است؛ تا از آن طریق، با ایجاد فراموشی در بین مردم به منویات آشکار و پنهان ناشی از این فراموشی دست یابند. پس لاجرم هر راه حلی که بتواند مثبت و موثر باشد، می باید در خلاف راستای این منویات یعنی با حضور جدی و فعال مردمی مطرح گردد.

درواقع تقلیل فعالیت ها برای رفع این ظلم بی مانند به رایزنی های آهسته و پشت پرده سیاسی و در غیاب مردم، چشم پوشی از واقعیت دلیل شروع و تداوم آن است و اشتباهی است که ما را ندانسته به سوی همراهی با آن خواسته شوم اولیه – فراموشی و حذف محصورین و نفی قدرت مردمی – رهنمون می گردد؛ و نیز بی توجهی به قدرت ملتی است که توانایی و جدیت خود را در حل بحران ها و خلق حماسه ها، بارها اثبات نموده اند.

گذشته از این، باید توجه داشت که آن نیروی قهاری که بساط کودتای 88 را چید و اکنون نیز برای حفظ منافع خود از هرگونه سنگ اندازی و بحران سازی برای انجام برنامه های دولت آقای روحانی چشم نمی پوشد، تنها با نیروی مردمی قابل کنترل است و حضور مردم نه تنها از فشار بار بر دولت می کاهد، بلکه پشتوانه و کمکی برای حل مشکلات عدیده از جمله حصر خواهد بود و دولت نیز می تواند با همین پشتوانه خواست مردمی و نه تنها خواست سیاسیون و دولت که موجبات رویارویی با تندروهای زندان خواه است، رفع حصر را جدی تر پیگیری کند.