سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه سیدعلیرضا بهشتی شیرازی به حسن روحانی: ای کاش داروی درد ما تلخ نبود...

نامه سیدعلیرضا بهشتی شیرازی به حسن روحانی: ای کاش داروی درد ما تلخ نبود

چکیده : سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، مشاور عالی دربند میرحسین موسوی در نامه ای به حسن روحانی با ذکر مثال هایی از تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های دولت در حوزه اقتصادی ابراز نگرانی کرده و با تاکید بر اینکه هر چه می گوید نه از سر عیب جویی که از روی صمیمیت و نگرانی است، توجه وی را به کارشناسی های متخصصان امور جلب کرده و از خطر تصمیم های خامی که بعضا به مدیران تحمیل می شود می گوید....


سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، مشاور عالی دربند میرحسین موسوی در نامه ای به حسن روحانی با ذکر مثال هایی از تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های دولت در حوزه اقتصادی ابراز نگرانی کرده است.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی و رزمنده سال های دفاع مقدس در نامه مشفقانه ی خود به رییس جمهور با تاکید بر اینکه هر چه می گوید نه از سر عیب جویی که از روی صمیمیت و نگرانی است، توجه وی را به کارشناسی های متخصصان امور جلب کرده و از خطر تصمیم های خامی که بعضا به مدیران تحمیل می شود می گوید.

سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، دبیرهیات دولت دوران دفاع مقدس و مشاور ارشد میرحسین موسوی در دادگاه انقلاب به پنج سال حبس محکوم شده و این روزها در بند 350 زندان اوین به سر می برد.

متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ما به عقل، امانت و هوش جناب آقای روحانی اعتماد داریم. اما طلایه هایی از تجربه های ناگوار گذشته مشاهده می کنیم که امیدواریم تذکر و توجه به آنها از ناملایماتی پیشگیری کند. برخی از این تجربیات مربوط به دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی است.

آیت الله هاشمی یکی از باهوش ترین شهروندان این کشور است. او از این ذکاوت آگاهی داشت الی اینکه شاید بیش از اندازه بدان تکیه می کرد. او با بیست کارتابل کار روزانه که از ۸ صبح تا 10 شب به پایان نمی رسید یک رییس جمهور پرکار بود، الا این که شاید ترجیح می داد به جای همه کارشناسان تصمیم گیری کند.

مگر قرار است کارشناسان تصمیم بگیرند و رییس جمهور تبعیت کند؟ بله! به سیره پیامبر (ص) مراجعه کنید، چنین قراری هست. تحولی که امروزه در چین دیده می شود از زمانی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ به روسای واحدهای تولیدی گفت اگر در کارخانه شما کارشناسی وجود دارد که بهتر می داند باید به او بگویید تو جلو برو، ما پیروی می کنیم.

سخن از آیت الله هاشمی رفسنجانی نیست. سخن از دکتر روحانی است.

جناب آقای روحانی

هرساله در مهمترین رویداد آموزشی کشور جوانان ما براساس اندوخته های علمی و استعدادهای تحصیلی شان رتبه بندی می شوند. سپس تعدادی از باهوش ترین هایشان به دانشگاه های علوم پزشکی راه می یابند. پس از سالها کوشش برترین هایشان به عضویت هیات های علمی این دانشگاه ها در می آیند و از میان آنان، قاعدتا، برخی از لایق ترین ها به ریاست بیمارستان های آموزشی می رسند. آن وقت می گویند یادش بخیر روزهایی که ما ۲۰ می گرفتیم و این (مرحوم) مرتضی ممیز ۱۴ می شد. حالا برای ما شده است پدر گرافیک ایران.

خودمان هم چندان بی هنر نیستیم. بیار آن کاغذ و مداد را تا برای بیمارستان آرمی بزنم که در تاریخ هنر ثبت شود. اگر وقت کردید بفرمایید آلبومی از این آثار هنری برایتان تهیه کنند، ببینید آیا می شود به آنها نگاه کرد؟ در کشوری که در جهان گرافیک حرف برای گفتن دارد آیا سزاوار است که نشانه بیمارستان طالقانی یا سینا این شکلی باشد؟ مواظب باشید شما مرتکب چنین خطاهایی نشوید.

جناب آقای روحانی

اگر صدر اسلام بود اعرابی از پیامبر (ص) می پرسید این سبد کالای خانوار به شما وحی شده است یا نظر شخصی خودتان است. انشاالله که این طرح بر مطالعات تخصصی زبده ترین کارشناسان اقتصادی کشور تکیه دارد، ولی پول به عنوان یک نهاد، حاصل چندین هزارسال تجربه بشر است. آیا قرار است تمامی این مسیر را دنده عقب بازگردیم؟ یا می خواهیم همان اشتباهی را که آقای احمدی نژاد روی دست کشور گذاشت در لفافه ای جدید بپیچیم و تصور کنیم این یک اقدام کاملا جدید است؟

جناب آقای روحانی

به اطراف خود نگاه کنید. هرکس یک قران یک قران جمع می کرد آخر سر میلیاردر شد و هرکس دنبال میلیارد میلیارد می گشت به ورشکستگی رسید یا به زودی خواهد رسید(لااقل به لحاظ اخلاقی). راه حل مشکلات کشور نه در تصمیم های ۴۵ هزار میلیارد تومانی، که دهر تصمیم ۴۵ هزار تومانی برای قطع یارانه یک نفر – آری ولو یک نفر- است که واجد شرایط دریافت آن نباشد، زیرا درد ما نداری نیست، بلکه بی انضباطی است. یعنی نداری هم هست. “ما یک کشور فقیر هستیم”، منتهی مهمترین نداری ما بی انضباطی است. در اوایل دولت نهم که آقای رهبر ریاست سازمان برنامه را بر عهده داشت در صحبت با یکی از دوستان اظهار نگرانی کرده بود که بودجه پر ریخت و پاش بسته شده است، به صورتی که اگر قیمت نفت به زیر ۴۸ دلار برسد در تامین منابع مشکل داریم (نقل به معنا). اینک فروش نفت نصف و قیمت آن دو برابر است. پس چرا این همه مشکل داریم؟ چون شیرازه کشور را از هم پاشیده اند. اول به فکر این شیرازه باشید.

از شما نقل شده است که متاسفانه اطلاعات مورد نیاز برای شناسایی دهک های پردرآمد وجود ندارد. یک هزارم، یک صد هزارم بودجه هدفمندی یارانه را خرج کنید و این اطلاعات را به دست آورید. حتی با توجه به همین اطلاعات ناقص، وزیر اقتصاد خبر می دهد که ده میلیون نفر افراد غیرواجد شرایط دریافت یارانه شناسایی شده اند، اما شما گفته اید قصد دارید به اظهار نیاز مردم احترام بگذارید. این همه سخاوت را از کجا آورده اید؟ نخست وزیر ژاپن در ملاقات با آقای امین زاده، معاون سابق وزارت خارجه، گفته بود ما (منظور ژاپن است نه ایران) یک کشور فقیر هستیم. او کاسه گدایی دست آقای امین زاده ندید که چنین اظهار نظر کرد. بلکه از بس این جمله را با خود تکرار کرده بود به آن باور داشت، زیرا موضوع همیشگی علم اقتصاد ندرت است. ندرت یعنی نان در شعب ابی طالب و آب در کربلا. ندرت یعنی انتخاب میان بد و بدتر. ندرت یعنی اگر راست است که کشور وسع پرداخت یارانه به 3 یا 4 دهک پر درآمدتر را ندارد این یارانه باید قطع شود، نه آن که مشکل به هزار گوشه دیگر که دیده نمی شوند اما زندگی مردم را به چندین برابر متاثر می کنند منتقل گردد. آیا اسم اینکه دولت ده میلیون نفر را واجد شرایط نداند و باز به آنها یارانه بپردازد احترام گذاشتن است یا ترسیدن از سوءاستفاده های تبلیغاتی و سیاسی کسانی که دلواپس فرصت های فساد خویش اند؟

جناب آقای روحانی

شما نمی توانید در وجدان تک تک مردم حاضر شوید و آنها را به اظهار دقیق محرمانه ترین اطلاعات زندگی شان وادارید. شما نمی توانید به خانه تک تک مردم بروید و شیرهای باز را ببندید یا لامپ های اضافی را خاموش کنید. شما نمی توانید کناردست یک یک کارگران بایستید و آنها را به دقت و پشتکار دعوت کنید. شما می توانید در آنها اعتماد ایجاد کنید تا خود این کارها را انجام دهند. رفتار مردم در ثبت نام برای یارانه ها نشان داد چنین اعتمادی در کار نیست. آیا مردم به امانت شما، یا درایت شما، یا کاردانی همکاران شما اطمینان ندارند؟ نه! جدیت شما را باور نکرده اند. اگر شما هم بترسید و به تیز بینی آنها اعتماد نکنید دور کامل می شود. وظیفه شماست که این چرخه را بشکنید. به خدا توکل داشته باشید، و توکل آن است که از روی ترس دست به کاری نزنیم که از خطا بودن آن آگاهی داریم.

موفقیت های تورگوت اوزال از زمانی شروع شد که دولت او توانست قانون مالیات بر ارزش افزوده را با قدرت به اجرا در آورد. پس از آن مردم احساس کردند چرخی دارد به حرکت در می آید که خوب است آنها هم در گردش آن مشارکت کنند. برای ایجاد اعتماد شما به یک چنین آغاز درخشانی نیاز دارید. آن روزها یکی از مشاوران بانک مرکزی ترکیه را دیدم که از نوادگان مولانا بود. به او گفتم قاعدتا برای مردم، لااقل اهالی قونیه، ملاقات با شما باید جالب باشد. گفت الآن در کشور ما همه دارند به اقتصاد فکر می کنند.

جناب آقای روحانی

پسر مرحوم قاضی از او پرسید بالاخره جبر است یا اختیار؟ قاضی بزرگ پاسخ داد برای من جبر است و برای تو اختیار. این قاعده فقط در مورد امیران باطن حاکم نیست. امیران ظاهر نیز تنها وقتی می توانند از صحت تصمیم خود مطمئن شوند که بدان مجبور شده باشند. آیا برای شما کاری دارد که در مقابل نامهربانی های مجلس همان رویه آقای احمدی نژاد را در پیش بگیرید؟ اما احساس می کنید که مجبور به مدارا هستید. شما را با داغ و درفش مجبور به این مدارا نکرده اند، بلکه عقل این جبر را بر شما تحمیل می کند، پس تصمیم درستی است که در دیگران اعتماد می آفریند. هرگاه در تصمیمی احساس فراغت کردید بدانید که یک جای کار می لنگد. یک گوشه از مشکل را ندیده اید، یا راه حل بهتری هست که از آن غفلت دارید، زیرا در نقطه بهینه، در نقطه تعادل پایدار، حتی در نقطه تعادل ناپایدار این جبر است که حکومت می کند.

وقتی دارید تصمیم های ده هزار میلیارد تومانی می گیرید نگاه کنید ببینید آیا ناچار از این کار هستید یا با خود می گویید چه ایرادی دارد که اینطور عمل کنیم. همین ایراد بس که تصمیمتان بوی خامی بدهد. چرا 9 هزار میلیارد تومان نه؟ چرا یازده هزار میلیارد تومان نه؟ آیا این تصمیم به اسناد تفصیلی و کارشناسی شده تکیه دارد یا خود وزیر بهداشت هم نمی داند بعد از آن که این پول را با زبردستی گرفت قرار است دقیقا با آن چه کار کند؟ ده هزار میلیارد تومان! یک درصد اشتباه در چنین تخصیصی نزدیک به بودجه برخی از وزارتخانه های شماست.

صدور یک شبه دفترچه بیمه سلامت برای همه کسانی که پوشش بیمه ای ندارند در مردم آرامش خاطر و اعتماد ایجاد نمی کند. چند برابر شدن یک شبه جمعیت بم را بخاطر بیاورید. تخصیص سبد کمک کالایی به هر کسی که در بهزیستی یا کمیته امداد ثبت نام کند به چهره کارآزموده ای که مردم از کارگزارنشان می شناسند لطمه می زند.

جناب آقای روحانی

ای کاش داروی درد ما این قدر تلخ نبود. ای کاش روزی های نزدیکی که در آن پیروزی های بزرگ شما را تحسین خواهیم کرد زودتر برسد. ای کاش معلوم باشد که این جملات را نه از سر عیب جویی و آزار، که از روی صمیمیت می نویسیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.