چکیده : میر حسین که با خبر آشنایی کامل داشت و به ارزش کار ما واقف بود. وقتی به تهران برگشتیم از تیم ما دعوت شد به نخست وزیری برویم.همه می دانند میر حسین در زمان جنگ چقدر صرفه جو و مقتصد بود و سختگیر در خرج بودجه های مملکتی. میر حسین به خاطر قدردانی از تیم رسانه ای ایرنا که در برابر جنگ تبلیغاتی عراق و حامیان کوچک و بزرگش مردانه به میدان آمده و روسفید شده بود، یک میلیون تومان پاداش اعطا کرد.
حمید هوشنگی، معاون خبری اسبق خبرگزاری جمهوری اسلامی و ستاد تبلیغات جنگ در خاطره ای از کار در خبرگزاری ایرنا در ایام جنگ از موفقیت تیم خبری خبرگزاری می نویسد و تقدیر و قدرشناسی میرحسین موسوی که در آن دوران نخست وزیر کشورمان بوده است.
وی در توضیحی در صفحه فیس بوک خود با انتشار اصل خاطره و عکس آن می نویسد:
ماه گذشته وقتی ماهنامه وزن ” نسیم بیداری” امر فرمود تا خاطره ای از دوران روزنامه نگاریم بنویسم، تا در ویژه نامه نوروز ٩٣ اش به چاپ رساند، فرصت غنیمت شمردم تا برای قدرشناسی از ” میر در بند” و شناخت ایشان از مسایل خبری و تبلیغاتی، خاطره ای نقل کنم.
به واقع، گمانم نبود که خاطره ام، با توجه به شرایط کنونی. به زیور چاپ آراسته شود با احتیاط مطلبی نوشتم و ناگزیر از حرکت با چراغ خاموش، عکس مربوط به آن خاطره را ضمیمه سوژه نکردم که به اعتدال پای بند باشم. اینک اصل خاطره، متن مندرج وعکس تقدیم است:

برای آنچه که میخواهم بنویسم ذکر مقدمه ای لازمست که احتمالا از متن فزونی میگیرد اما چون موضوع تاریخی است به این حاشیه نیاز دارم.
ایران تا قبل از انقلاب برای جلوگیری از نفوذ شوروی و کمونیسم عضو پیمان دفاعی سنتو بود. با پیروزی انقلاب و اعلام سیاست نه شرقی – نه غربی جمهوری اسلامی ایران از پیمان سنتو خارج شد. انقلاب ایران، در سالهای نخست درجهان وجهه بسیار مناسبی داشت و جهان سوم به شدت به آن عشق می ورزید. در شهریور ٥٨ به دستور دکتر یزدی وزیر خارجه دولت مهندس بازرگان به رایزنی مطبوعاتی سفارت ایران در لندن منصوب شده بودم. در اواخر شهریور، چند روز بعد از ورود من به لندن دکتر یزدی به دعوت فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا در راس یک هیات کوچک در ششمین اجلاس سران غیر متعهد در هاوانا شرکت کرد. در فرودگاه “هیث رو” به استقبال وزیر خارجه رفتم که توقفی سه ساعتی در لندن داشت برای رفتن به کوبا و من و کاردار وقت سفارت برای دیدار با ایشان و دادن گزارشی کوتاه از آنچه در لندن می گذشت به فرودگاه رفته بودیم. به یاد دارم در اخبار و گزارش هایی که از هاوانا مخابره می شد گوشه هایی از مقبولیت وسیعی که از انقلاب ایران در جهان بوجود آمده بود به تصویر کشیده می شد. صف مستقبلین و کسانی که برای دیدار با وزیر خارجه ایران انقلابی درسالن اجلاس هاوانا گرد آمده بودند بسیار طولانی و دکتر یزدی یکی از ٥ شخصیت برجسته اجلاس بود که همه سران کشور های عضو جنبش میخواستند با او دیدار کنند و با ایشان عکس یادگاری بگیرند. ایران رسما در همین اجلاس به عضویت جنبش غیر متعهد ها در آمد. در همین اجلاس بغداد به عنوان محل اجلاس هشتم سران انتخاب شد و این انتخاب درست یکسال قبل از تجاوز عراق به ایران بود.
هم زمان عراق از به هم پاشیدگی ارتش ایران و بهم ریختگی ناشی از انقلاب بهره گرفت و صدام حسین, رئیس جمهوری وقت عراق که حسن البکر را در ١٧ ژوییه ١٩٧٩ برکنار کرده بود فرصت را غنیمت شمرد و “عهدنامه الجزیره” که در زمان معاونت ریاست جمهوریش (معاونت حسن البکر) با شاه ایران خود شخصا در سال ١٩٧٥ امضاء کرده بود را در تلویزیون بغداد پاره کرد. ( این عهدنامه ابتدا در مارس ٧٥ در الجزیره به امضاء شاه و صدام رسید، در ژوئن همانسال، وزیران خارجه دو کشور آنرا امضاء کردند و سپس و پارلمان های دو کشور” عهدنامه الجزیره” را به عنوان یک سند معتبر و الزام آور به تصویب رسانیدند و عهدنامه الجزیره به عنوان عهدنامه ای مبتنی بر حقوق بین الملل، در سازمان ملل نیز به ثبت رسید). صدام پس از پاره کردن عهدنامه حسن همجواری ایران و عراق, چند روز بعد در ٣١ شهریور ٥٩ ارتش عراق از زمین و هوا به ایران حمله آورد. این جنگ جنبش غیر متعهدها را با معضلی بزرگ روبرو کرده بود. در حالیکه عمده فعالیت جنبش غیر متعهد ها جلوگیری از نفوذ امپریالیزم و کمونیزم بود با شروع جنگ عراق و ایران پایان دادن به این جنگ به دستور کار اصلی جنبش تبدیل شد.
یک سال و نیم پس از شروع جنگ تحمیلی، وزارت امور خارجه کشورمان خواستار تغییر محل برگزاری اجلاس سران غیر متعهد شد و تهدید کرد در صورت برگزاری اجلاس در عراق از حضور خودداری کرده و ریاست دورهای عدم تعهد را نیز به رسمیت نخواهد شناخت. ایران تلاشهای دیپلماتیک بسیاری را برای ترغیب کشورهای عضو به عمل آورد. عراق نیز متقابلا اقدامات بسیاری را برای جلب توجه کشورها به برگزاری اجلاس در بغداد جاری ساخت وبا تبلیغات زیاد به احداث ساختمان و مجموعهای با هزینهای بالغ بر یک میلیارد دلار برای برگزاری اجلاس اقدام کرد. پرچم های غیر متعهد ها نیز بر فراز ساختمانهای دولتی عراق به اهتزاز درآمد و گزارش شد که حتی پیش نویس بیانیه پایانی اجلاس به سه زبان تهیه شده است.
با آزادی خرمشهر در سوم خرداد ٦١ و اسارت ١٩٠٠٠ نظامی عراق و شکست خفت بار ارتش عراق در آن عملیات ( بیت المقدس) و ورود نیروهای ایران به خاک عراق در عملیات رمضان که در تیرماه ٦١ به صورت نیمه موفق انجام گرفت ایران ناگزیر برای ناامن نشان دادن بغداد به انجام چند حمله هوایی موفقت آمیز اقدام و به یکی از ساختمانهای اجلاس خسارت های جدی وارد کرد و وضعیت جدیدی به وجود آورد. ایران همچنین با موشک های “اسکاد ب” آن منطقه را مجددا هدف قرار داد. با توجه به نزدیک بودن زمان برگزاری اجلاس، فیدل کاسترو رهبر کوبا در ماه اوت ١٩٨٢یعنی مرداد ٦١ پیشنهاد تشکیل اجلاس وزرای جنبش عدم تعهد و تعیین محل دیگری برای برگزاری هفتمین اجلاس سران را مطرح کرد. با توجه به حوادث فوق و پیگیریهای جمهوری اسلامی ایران، موضوع تغییر محل اجلاس سران از بغداد به جای دیگر به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت و نهایتا محل کنفرانس از بغداد به دهلی نو تغییر یافت و زمان آن نیز چند ماه به عقب افتاد.
هفتمین اجلاس سران جنبش غیر متعهد ها از ٧ مارس تا ١١ مارس ١٩٨٣ (١٧ اسفند تا ٢٣ اسفند ٦١ ) در دهلی نو با حضور ١٠٠ کشور عضو ١٥ کشور و سازمان ناظر و ٢٥ کشور و سازمان میهمان به ریاست خانم ایندیرا گاندی نخست وزیر هند برگزار شد. قرار بود از ایران رییس جمهوری و صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق در کنفرانس شرکت کنند که چون صدام میدانست چیزی دندان گیر از اجلاس به دست نخواهد آورد از سفر به دهلی خودداری و بجای خود طه یاسین رمضان معاون خود را روانه هند کرد. ایران نیز تصمیم گرفت بجای ریاست جمهوری در سطح نخست وزیردراجلاس شرکت کند و آقای میر حسین موسوی نخست وزیر ریاست هیات ایران در کنفرانس را عهده دار شد.
در اواسط پائیز همان سال چند ماه قبل از اجلاس سران در دهلی، اجلاس خبرگزاری های غیر متعهد (نامدیا) در تونس برگزار شد. از ایران آقای دکتر خرازی مدیر عامل وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا ) و من به عنوان معاون ایشان و دو همکار دیگر شرکت داشتیم. بیشتر مباحثات اجلاس حرفه ای بود و مربوط به کار خبر رسانی. روز آخر و در یکساعت مانده به پایان اجلاس از جلسه بیرون آمدم. دیدم هیاتی از سفارت عراق آمده اند و برای هر هیات شرکت کننده در اجلاس یک بسته تبلیغاتی در جعبه های پستی مخصوص گذاشته اند. در این بسته حجیم و رنگارنگ به دروغ از تجاوزگری ایران و کشتار اسیران عراقی در ایران سخن رفته بود. بسرعت از دکتر فرهادی مدیر سرویس اخبار خارجی که همراهم بود کمک گرفتم و کلیه آن جزوات را جمع آوری و از محل اجلاس خارج کردیم. نیمساعت بعد قیافه بهم ریخته و درمانده هیات عراقی بعد از پایان اجلاس که تصور میکرد شاهکاری به خرج داده و درآخرین لحظات ضربه تبلیغاتی موثری به ایران زده است واقعا دیدنی بود اما وقتی برای جبران نبود! در همان تونس بود که فهمیدم کارزاری تبلیغاتی و تمام عیار با عراقی ها و حامیان عرب آنها در دهلی در پیش داریم.
در بازگشت به تهران با سمت قائم مقامی دکتر خرازی در ستاد تبلیغات جنگ تشکیل کمیته ای را جهت انجام تبلیغات و مقابله با جنگ روانی عراقی ها در اجلاس پیش روی دهلی پیشنهاد کردم که از نمایندگان نخست وزیری و چند وزارتخانه و هلال احمر و کمیته نگهداری اسرای عراقی در ایران تشکیل می شد. به یاد دارم که دراین کمیته آقای مرتضی سرمدی قائم مقام کنونی وزارت خارجه که در آن زمان معاون آقای ولایتی بود نیز همراه با مرحوم احمد بورقانی که در آن زمان سردبیر سیاسی ایرنا بود نقشی سازنده داشتند. کار اصلی ما برنامه ریزی خبری- تبلیغاتی برای اجلاس وزرای خارجه و سران غیر متعهد در دهلی بود. برنامه مفصلی تدارک دیدیم از جمله انتشار روزانه یک بولتن خبری انگلیسی در ٢٠٠ نسخه برای هیات های شرکت کننده و خبرنگاران سرشناسی که پیش بینی می شد به اجلاس دهلی بیایند. علاوه بر آن انتشار یک بولتن اخبار ایران و جهان و کنفرانس به زبان فارسی نیز در برنامه کار قرار گرفت که می بایست بین اعضای هیات ایرانی و نمایندگان مجلس همراه هیات سیاسی ایران روزانه توزیع شود و آنان را در جریان آخرین اخبار اجلاس و انعکاس آن در رسانه های خارجی قرار دهد.
تهیه بخش عمده و تبلیغاتی بولتن روزانه انگلیسی ازهمان زمان در خبرگزاری شروع شد. برای آنکه نشان دهیم در ایران کارها تقریبا به صورت عادی پیش میرود و جنگ اختلال زیادی در روند اداره کشور پیش نیاورده است، چندین پروژه بزرگ کشور که در حال اجرا بود را انتخاب کردیم و از آنها گزارش های مفصل و مصوری به زبان انگلیسی تهیه کردیم. همچنین گزارش هایی از چند کارخانه بزرگ کشور و کارگاههایی که در تدارک وسایل مورد نیاز جبهه نقش داشتند و مصاحبه هایی با فرماندهان جبهه و رزمندگان دفاع مقدس و مصاحبه با اسرای عراقی با نام و نشان دقیق و همراه با عکس و تفصیلات اردوگاه های اسرای جنگ. تمامی این موارد به گونه ای تنظیم و آماده شد که در ٥ شماره بولتن انگلیسی در روزهای اجلاس وزیران خارجه و سران قابل استفاده و به تاریخ روز در آمده باشند. میدانستیم همانگونه که رزمندگان در جبهه در دفاع از ایران از جان مایه میگذارند باید در جبهه تبلیغاتی جنگ نیز ما کاری درخشان داشته باشیم.
هفتمین اجلاس سران غیر متعهدها در ٢١ اسفند آغاز به کار کرد. سه روز قبل از آن اجلاس وزیران بود. من همراه با یک تیم ٦ نفره از ایرنا دو روز قبل به دهلی رفتم. بهزاد طاهرپور خبرنگار ایرنا در هند مقدمات کار را تدارک دیده و دفتر کاری برای ایرنا در ساختمان مطبوعات اجلاس فراهم کرده بود. تیم ما از یک عکاس، یک پانچیست، سه خبرنگار ورزیده و خود من تشکیل شده بود. از صدا و سیما نیز تیمی بیست و چند نفره حضور داشتند. برای من کارت عضویت در هیات سیاسی صادر شده بود و همین مزیت به من امکان میداد در سالن اصلی برگزاری اجلاس حضور داشته باشم و گاه بتوانم با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در اجلاس به گفتگو بنشینم که بیان نظریات آنها در بولتن انگلیسی روز بعد همراه با مصاحبه های دوستان جدی و پرکار من با شرکت کنندگان در اجلاس و مقامات هیات ایرانی جای ویژه داشت . تیمی یکدست داشتیم و بسیار همدل. میتوانم با اطمینان بگویم در آن شش روز هیچکدام از تیم ما بیشتر از ٢٠ ساعت نخوابید. مسعود مشایخی یکی از اعضای تیم چند سال بعد در پاکستان مرحوم شد. با همکاری آقایان نصرت، جهانشاه جاوید، علی فریدونی عکاس خوب ایرنا و طاهرپور خبرنگار ایرنا در دهلی همراه با دو پرسنل هندی دفتر ما در هند هر روز دو بولتن به زبان های فارسی و انگلیسی تهیه می شد. کار نمایان ما انتشار بولتن انگلیسی روزانه بود که هر روز در جعبه مطبوعات هیات ها میگذاشتیم و به روزنامه نگاران خارجی و غربی میدادیم. یادم هست که یکروز از رضا دقتی عکاس ایرانی که برای آژانس های جهانی کار میکرد و کاری در سطح بین المللی داشت و صاحب نام خواهش کردم بهنگام برداشتن بولتن ایرنا توسط طارق عزیز وزیر خارجه عراق از او عکسی تهیه کند. رضا این کار را کرد و ما فردای آنروز عکس را در روی بولتن منتشر کردیم که نشان دهیم بولتن ایرنا در دست وزیر خارجه عراق است و اخبار ایرنا را او نیز می خواند.
اجلاس هفتم سران غیر متعهد در دهلی تمام شد. کار خبری تبلیغاتی ایرنا کاملا گل کرد و حتی گاردین انگلیس از حرفه ای بودن آن نوشت. ایران در اجلاس موفق شد جلوی دوباره نامزد شدن عراق برای اجلاس بعدی را بگیرد که آن اجلاس در تابستان ١٩٨٦ در زیمبابوه برگزار شد.
مهندس میر حسین موسوی که ریاست هیات ایران در اجلاس را به عهده داشت خود در سابقه کارش زمانی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود و با خبر آشنایی کامل داشت و به ارزش کار ما واقف بود. ایشان با تلویزیون الفتی بیش از ایرنا داشت اما درخشندگی کار ما به گونه ای بود که ایشان کار ما را پسندیده بود. وقتی به تهران برگشتیم از تیم ما دعوت شد به نخست وزیری برویم. با گروهی از مسئولین وقت ایرنا به دیدار نخست وزیر رفتیم و من گزارشی از برنامه ریزی و روند پیگیری و پیشرفت و نتایج کار را شرح دادم. همه می دانند میر حسین در زمان جنگ چقدر صرفه جو و مقتصد بود و سختگیر در خرج بودجه های مملکتی. بودجه ایرنا در آن سال چیزی بین ٥٢ تا ٥٥ میلیون تومان بود.
مهندس میر حسین موسوی به خاطر قدردانی از تیم رسانه ای ایرنا که در برابر جنگ تبلیغاتی عراق و حامیان کوچک و بزرگش مردانه به میدان آمده و روسفید شده بود، یک میلیون تومان پاداش اعطا کرد. رقمی معادل یک پنجاهم بودجه سالیانه سازمانی که حدود ٥٠٠ کارمند داشت. میانگین حقوق ماهیانه من و دوستانم در آن سال از ٥٠٠٠ تومان تجاوز نمی کرد. اما به رغم آنکه پاداش دریافتی برای من و همکارانم زیاد و قابل توجه بود با اجازه و تمایل دوستانم تمامی آن پاداش را به ایرنا تقدیم کردیم تا صرف تجهیز آرشیو سازمان شود و در عرصه اطلاع رسانی به کار خود با قدرت تمام ادامه دهد.