چکیده : پشت اين هيابانگها، يك ترس و يك نگراني نهفته است. ترس از آشكار شدن همدستي آنها در غارت سازمان يافته هشت سال اخير اموال ملت ايران كه طي آن حتي به اموال كارگران و بازنشستگان به راستي بيچاره اين سرزمين هم رحم نشد و دوم نگراني از تمام شدن اين ضيافت هشت ساله استثنايي نهتنها در تاريخ ايران، بلكه تاريخ خاورميانه و بسته شدن راه ويژهخواريها و رانتها.
سعید لیلاز
يكي از سودمنديهاي دولت حسن روحاني در كنار ديگر سودمنديها ظاهرا اين بوده كه نقش «تخم كفتر» را براي شماري از دوستان در جناح محافظهكاران ايفا كرده و به باز شدن دهان آنها و به سخن گفتنشان انجاميده است.
اين هفتهها و روزها، چند ماه پس از كنار رفتن محمود احمدينژاد كه انصافا از هر چه بگذريم كاريزما و اتوريته بسيار خوبي براي ساكت كردن ازلي – ابدي بسياري از مدعيان كنوني را داشت، اين مدعيان اكنون از غيبت احمدينژاد بر صحنه سياست ايران كمال حسن استفاده را ميبرند و هر دم لب به سخن و سخنراني ميگشايند،از غارتهاي آن دوران و خون دلهايي كه در خفا خوردهاند – در كمال فروتني – ميگويند و چنين ميسرايند كه از همان ابتدا همه چيز را پيشبيني كرده و ميدانستهاند، از اينكه ديگر بنا دارند نقش اصلي نظارتي و هدايتي نهادهاي مربوطه و از جمله مجلس و قوه قضاييه را احيا كنند و از اصول و اختيارات خود برخلاف هشت سال گذشته كوچكترين عقبنشينياي نكنند، داستانها سر ميدهند، از خصلتها و رفتارهاي منفي و بعضا توهينآميز آن مرد كه اكنون بر سر كار نيست – و درست به همين علت ميتوان به سادگي از او انتقاد كرد – گلايهها دارند و… اين گروه، براي آنكه حتي اكنون نيز جانب مصلحت – بخوانيد منافع خود – را به خوبي نگه دارند، البته در اين گلهگزاريها، جانب احتياط را از دست نميدهند و هر چند وقت يك بار ناسزايي نثار «فتنه» و فتنهگران ميكنند و در حالي كه هم جامعه و هم ساختار سياسي ايران مدتهاست از بحران سال 1388 فاصله گرفته، همچنان كاه كهنه باد ميدهند و نگران سر برآوردن فتنه از دانشگاه و اقتصاد و… هستند و چنين مينمايند كه دلسوز كشور و رهبري و نظام هستند و پيشنهاد ميدهند كه همچنان بايد فتنهگران را طرد و اعدام كرد و به زندان افكند و غيره. تريبونهايشان نيز آنقدر پراكنده و متنوع هست كه هر روز سر از جايي برآورند و بكوشند فضاي رو به آرامش سياسي – اجتماعي ايران را تا حد امكان و لابد قربة الي الله به بحران دوباره درافكنند.
اما ريشه داستان چيز ديگري است. پشت اين هيابانگها، يك ترس و يك نگراني نهفته است. ترس از آشكار شدن همدستي آنها در غارت سازمان يافته هشت سال اخير اموال ملت ايران كه طي آن حتي به اموال كارگران و بازنشستگان به راستي بيچاره اين سرزمين هم رحم نشد و قدرت خريد آنها را تنها در سه سال و به طرز بيسابقهيي در همه تاريخ معاصر ايران تا 40 درصد كاهش داد، و دوم نگراني از تمام شدن اين ضيافت هشت ساله استثنايي نهتنها در تاريخ ايران، بلكه تاريخ خاورميانه و بسته شدن راه ويژهخواريها و رانتها در اثر تدابير دولت حسن روحاني. اگر اصلاحطلبان در برابر حملات اين گروه سكوت كرده اند، لطفا اين سكوت را بر بيغيرتي آنها حمل نكنيد. آنها سكوت كردهاند تا اولا رازها و جزييات آن غارت سازمان يافته آشكار شود، و ثانيا با بسته شدن راه تداوم دزديها، سرانجام آفتاب اميد به جان كمرمق سرزمين ايران و مردمان آن نيز بتابد. مانند هميشه، نان ما در آرامش فضاي سياسي ايران است و نان آنها در التهاب اين فضا.
منبع: روزنامه اعتماد