شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» کالبدشکافی پدیده اهانت به «مسی»

سه‌شنبه, 17 دسامبر, 2013

چکیده : رای پدیدارشدن جماعت برخلاف همگان، تجمع و مجاورت فیزیکی افراد بی‌نام‌ونشان ضروری شمرده می‌شود اما با رشد شگفت‌انگیز فناوری ارتباطات، اکنون برای شکل‌گیری جماعت حضور مجازی افراد، جایگزین حضور فیزیکی‌شان در دنیای واقعی شده است.


کلمه – گروه خبر: اهانت به لیونل مسی در فضای مجازی که بازتاب زیادی در داخل و خارج از کشور داشت، کماکان مورد توجه کارشناسان در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و ارتباطات است. در همین باره امروز روزنامه شرق یادداشتی را به قلم “امیدعلی مسعودی”، استاد دانشگاه علامه در رشته ارتباطات منتشر کرده است که می خوانید:

بحث‌های زیادی در صدسال اخیر پیرامون گروه‌های اجتماعی به‌وجود آمده است تا رفتارهای ناشناخته جمعی از انسان‌ها را بشناسند. از این میان مطالعات دو دانشمند حایز اهمیت است: نخست «گابریل تارد» که «همگان» را چونان جمع نامجاور که تنها همبستگی‌شان جنبه معنوی و فکری دارد، معرفی می‌کند و دیگری «گوستاو لوبون». لوبون معتقد است که «افراد چه وضع زندگی و کاروبار و خلق‌وخوی و هوش‌شان شبیه به هم باشد و چه نباشد، همین که به انبوهی [جماعت] مبدل شدند، نوعی روح جمعی در آنها پیدا می‌شود. این روح وادارشان می‌کند طوری احساس و فکر و عمل کنند که با احساس و فکر و عملشان هنگامی که تنها هستند، فرق دارد.» بر این اساس تنها تجمع فراوان افراد باعث شکل‌گیری انبوه خلق یا جماعت نمی‌شود بلکه در این شکل‌گیری «بعضی عوامل تحریک‌کننده» هم ضروری است. همین عوامل باعث می‌شود تا فرد شخصیت واقعی‌اش را در شخصیت هیجان‌زده جمع گم کند و خود را در اختیار حرکت ناشناخته جمعی می‌گذارد. به باور لوبون سه‌چیز باعث پدیده جماعت سرگشته می‌شود: اول احساس قدرت شکست‌ناپذیری که ترس از مجازات را در افراد از بین می‌برد. دوم پدیده سرایت روانی و تقلید است که باعث تسری یک حرکت با سرعت غیرقابل باور در میان جماعت می‌شود. سوم تلقین‌پذیری زیاده از حد است. سرایت نیز معلول همین تلقین‌پذیری به‌حساب می‌آید.

گوستاو لوبون چهار نوع انبوه خلق یا جماعت را از هم تفکیک می‌کند:

1- جماعت اتفاقی: بر اثر یک حادثه مانند جشن و آتش‌بازی یا تصادف اتومبیل افرادی دور هم جمع می‌شوند.

2- جماعت قراردادی: جماعتی که در استقبال از یک شخصیت سیاسی یا گروه‌های ورزشی و هنری در مسیر آنان تجمع می‌کنند تا بر اساس رسوم و عادات و قراردادهای اجتماعی از میهمان استقبال کنند.

3- جماعت نمایشی: مانند رقص و پایکوبی جوانان در پیروزی تیم فوتبال ایران و ورود به جام‌جهانی در کوی و برزن.

4- جماعت فعال: که آن را انبوه خلق روانگرا هم نامیده‌اند. حادثه‌ای اتفاق می‌افتد. توجه تعدادی به حادثه جلب می‌شود. احساس مشترک بین آنها پدید می‌آید و سپس یک هیجان عمومی باعث می‌شود تا افراد کنترل شخصی خود را از دست بدهند و تحت‌تاثیر دیگران به کنش و واکنش بپردازند و یک «واحد جمعی» را شکل دهند.

در هر حال برای پدیدارشدن جماعت برخلاف همگان، تجمع و مجاورت فیزیکی افراد بی‌نام‌ونشان ضروری شمرده می‌شود اما با رشد شگفت‌انگیز فناوری ارتباطات، اکنون برای شکل‌گیری جماعت حضور مجازی افراد، جایگزین حضور فیزیکی‌شان در دنیای واقعی شده است.

واقعیت این است که حضور جوانان و علاقه‌مندان به فوتبال تحت‌تاثیر عواملی چون افزایش قیمت بلیت، کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی در استادیوم‌ها، بداخلاقی برخی تماشاگران، شایبه تبانی داوران با مربیان، ممنوعیت ورود بانوان وخانواده‌ها به استادیوم‌ها، دوری راه و وضعیت نامناسب حمل‌ونقل، سبب شده‌اند تا استادیوم‌ها که روزی محل تخلیه هیجان‌ها و احساسات اهالی فوتبال بود از جمعیت تهی شوند و جمع مجاور به‌سمت جمع نامجاور میل کند. نمونه‌اش برگزاری دومسابقه اخیر استقلال تهران بود که با تعداد اندکی تماشاگر برگزار شد. تماشاگران با ترک استادیوم‌های واقعی به سرزمین مجازی وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها وشبکه‌های اجتماعی وارد می‌شوند و برای رقیبان تیم ملی در جام‌جهانی کری می‌خوانند و جماعت احساسی به بازیکنی چون «لیونل مسی» هجوم می‌برند، بی‌آنکه بدانند این هجوم به نفی فرهنگ غنی آنها در نزد دیگران می‌انجامد. جماعت فعالی که صفحه فیس‌بوک این بازیکن سرشناس آرژانتینی را با بدترین کلمات آغشتند، تحت‌تاثیر روح جمعی و از دست دادن کنترل جمعی به چنین اقدامی دست یازیدند. پس در این‌باره سرزنش کردن افراد با توجه به شخصیت‌های فردی‌شان اساسا دلیلی ندارد بلکه باید به نقد ریشه‌های شکل‌گیری جماعت مجازی یا همان همگان گابریل تارد پرداخت و سپس به درمان درد اهانت جمعی همت گماشت.